رفتار مشتری در کسب و کارهای کوچک
کسب‌وکارهای کوچک از بخش‌بندی رفتار مشتری چه می‌دانند؟

نحوه محاسبه حجم اقتصاد دیجیتال
محاسبه حجم واقعی اقتصاد دیجیتال چرا اهمیت دارد؟

بازاریابی چرا اهمیت دارد
بازاریابی چرا اهمیت دارد؟

پرخواننده‌ترین‌ها
بازاریابی کسب‌وکار کوچک
بازاریابی با بودجه کم برای کسب‌وکارهای کوچک؛ چگونه امکان پذیر است؟

معرفی روش‌هایی که کمترین هزینه را به کسب‌وکارهای کوچک برای بازاریابی تحمیل می‌کند اگر کسی از محصولات شما خبر نداشته باشد، قطعاً نمی‌تواند محصولی نیز بخرد. این همان امری است که بازاریابی را به چنین بخش مهمی از فعالیت‌های تجاری تبدیل کرده است. بسیاری از مشاغل کوچک منابع کافی مالی برای اختصاص دادن به کمپین‌های تبلیغاتی مانند تبلیغ محصول توسط برخی از بازیگران بزرگ را ندارند. خوشبختانه، اینترنت روش‌های زیادی را برای بازاریابی با بودجه کم برای کسب‌وکارهای کوچک معرفی کرده است. در ادامه به بررسی چندین استراتژی بازاریابی می‌پردازیم که مشاغل کوچک می‌توانند از آنها بهره برند بدون اینکه هزینه‌های زیادی را متحمل شوند. ۱- شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی با بودجه کم در دنیای امروز موارد بسیار کمی وجود دارد که همه از آن استفاده کنند؛ شبکه‌های اجتماعی یکی از آنهاست. درواقع ۳٫۴۸میلیارد نفر در سال ۲۰۱۹ از شبکه‌های اجتماعی استفاده کرده‌اند. این موضوع از آن حکایت دارد که برای مشتریان بازار هدف فرصتی عالی در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد و لازم است که بر روی این حوزه تمرکز ویژه داشت. بسترهای نرم‌افزاری که باید برای این کار استفاده کرد بسته به مخاطب هدف کمی متفاوت خواهد بود. بااین‌وجود تعداد بسیار زیادی از کاربران فیسبوک و اینستاگرام برای اکثر کسب‌وکارهای مختلف انتخابی مناسب است. کاربرد شبکه‌های اجتماعی فیسبوک با ۲٫۳۸ میلیارد کاربر بیشترین سهم بازار را در بین شبکه‌های اجتماعی در اختیار دارد. اینستاگرام حدود یک میلیارد کاربر دارد اما اشتراک‌گذاری مطالب در آن کمی ساده‌تر است. ذکر این نکته ضروری است که مردم عاشق محتوای تصویری هستند، بنابراین تدوین یک استراتژی اینستاگرام می‌تواند برای کسب‌وکارتان مفید واقع شود. لینکدین بر روی شبکه‌سازی اجتماعی برای کسب‌وکارها تمرکز دارد و منبع بسیار خوبی برای جذب کاربران است، به‌خصوص زمانی که حوزه فعالیت شرکت، حوزه کسب‌وکار به کسب‌وکار (B2B)باشد. ارتقا پست‌ها در فیسبوک قبلاً تبلیغات رایگان در فیسبوک کاملاً اثرگذار بود اما دیگر اینگونه نیست. حال با پرداخت هزینه‌های ارتقا پست (Boosted Posts) و درصورتی‌که این کار به‌خوبی انجام شود می‌تواند بازگشت سرمایه قابل قبولی را به دنبال داشته باشد. آمارها نشان می‌دهد که ۷۶درصد از افراد بالای ۳۵ سال محصولی را خریده‌اند که تبلیغ آن را در فیسبوک مشاهده کرده بودند. نحوه افزایش اثر گذاری مطالب در فیسبوک اولین قدم برای افزایش اثرگذاری پست‌ها، انتخاب مناسب مطالب تولیدی است. به یاد داشته باشید که محتوای تولیدی شما باید در درجه اول به مخاطبان کمک کند و برای آنها مفید باشد. به‌عنوان‌مثال، اگر حوزه فعالیت شما در زمینه املاک و مستغلات است و به دنبال مشتری هستید، در مورد نحوه آماده‌سازی ملک برای فروش، موارد اصلی در هنگام خرید ملک و غیره که مخاطبان به آن نیاز دارند، مطلب تهیه کنید. هر از چند گاهی خدمات خود را به مشتریان معرفی کنید اما هدف اصلی خود را کمک به مشتریان و افزایش دانش آنها در هنگام خریدوفروش املاک، قرار دهید. از تصاویر استفاده کنید چراکه برای جلب‌توجه کاربران مفید است و باعث می‌شود تا آنها تبلیغات شما را به یاد داشته باشند. درواقع، پست‌هایی که دارای تصاویر هستند حدود ۶۵۰درصد نسبت به پست‌های متنی جذابیت بیشتری دارند؛ اما مراقب باشید: فیسبوک دسترسی به تصاویری را که از ۲۰درصد کل متن تجاوز کند، محدود یا حذف می‌کند. از فضای زیرنویس استفاده کنید و فقط مهم‌ترین اطلاعات را بر روی تصاویر درج کنید. اینستاگرام اینستاگرام در درجه اول یک پلتفرم تصویر محور است. می‌دانیم که مردم دیدن تصاویر را نسبت به متن ترجیح می‌دهند، پس چرا از آن استفاده نکرد؟ اگر حوزه کاری شما در زمینه کافی‌شاپ است، چند عکس از کافه لاته خود بگیرد تا بعداً آنها را در اینستاگرام پست کنید. اگر مالک یک سالن زیبایی هستید با اجازه مشتریان خود عکس‌هایی را برای انتشار در اینستاگرام از خدمتتان بگیرید. همچنین لازم است از هشتگ‌های مرتبط برای افزایش احتمال دیده شدن مطالبتان اضافه کنید. لینکدین لینکدین یک بستر عالی برای شبکه‌سازی با سایر کسب‌وکارها است و می‌تواند شما را به‌عنوان یک متخصص در حوزه کاریتان معرفی کند. اگر بر روی بازاریابی B2B کار می‌کنید، لینکدین مختص شما است. جالب است بدانید بیش از ۸۰درصد از مشتریان راغب حوزه B2B از پلتفرم لینکدین به سمت کسب‌وکارها هدایت می‌شود. ۲- لیست ایمیل و بازاریابی با بودجه کم بازاریابی مستقیم از طریق نامه پستی در روزگار خود موفقیت‌آمیز بوده اما اکنون هیچ‌کس از خواندن نامه‌های ناخواسته خوشحال نمی‌شود. همچنین هزینه بالایی دارد و بازگشت سرمایه آن به‌شدت کاهش یافته است. طبق بررسی‌های مجله اقتصادی هاروارد، بازاریابی مستقیم از طریق نامه‌های پستی و ایمیل مارکتینگ نتایج مشابهی را به دنبال دارد؛ با این تفاوت که هزینه اولی نسبت به دومی بیش از ۱۰۰برابر است. همچنین بازگشت سرمایه ایمیل مارکتینگ ۹۵برابر نسبت به بازاریابی از طریق نامه پستی، بیشتر است. امکان ارائه اطلاعات بیشتر در ایمیل مارکتینگ لینک‌های دیجیتالی این امکان را به شما می‌دهد تا منابع زیادی را در اختیار مشتری قرار دهید. به‌عبارت‌دیگر شما می‌توانید اطلاعات زیادی را در ایمیل ارسالی –ایمیل‌هایی که برای جذب مشتری و هدایت آنها به سمت سایت ارسال شده‌اند- برای مشتریان قرار دهید. همچنین امکان آن وجود دارد تا افرادی را که در حال باز کردن ایمیل‌های شما هستند و برخی از مراحل برنامه‌ریزی‌شده توسط شما را طی می‌کنند، شناسایی کنید. حتماً ضروری است تا ایمیل‌هایی که برای کاربران ارسال می‌شود باکیفیت بالا و برای خوانندگان مفید باشد. در مورد اینکه برای کاربران چند بار ایمیل ارسال می‌کنید نیز محتاط باشید. افراد از اسپم‌ها تنفر دارند و حتی باید در نظر داشت که اطلاعات باکیفیت نیز زمانی که بیش‌ازحد برای کاربران ارسال می‌شود، می‌تواند برای بسیاری آزاردهنده باشد. موانع ایمیل مارکتینگ یكی از بزرگ‌ترین موانع این نوع بازاریابی آن است كه صاحبان کسب‌وکارها غالباً احساس می‌کنند كه لیست ایمیل آنها به‌اندازه‌ای کوچک است که ارزش زمان صرف شده برای ایجاد ایمیل‌ها را جبران نمی‌کند. لیست مشترکین خود را از طریق کمپین‌های شبکه‌های اجتماعی بسازید یا از مشتریان دعوت کنید تا در هنگام خرید محصولات در خبرنامه سایت ثبت‌نام کنند. از اینکه چقدر مشترکین ایمیلی که با درخواست شما ثبت‌نام کرده‌اند، برای سایت و محصولاتتان ارزشمند خواهد بود متعجب می‌شوید. البته اطمینان حاصل کنید که خبرنامه سایت ارزش خواندن و وقت گذاشتن را دارد ؛ همچنین ایمیل‌های شما مستقیماً وارد پوشه اسپم کاربران نمی‌شود. ۳- سئو و بازاریابی با بودجه کم گوگل در هر ثانیه به بیش از ۴۰هزار پرسش، پاسخ می‌دهد. اگر تابه‌حال فکر کرده‌اید که چرا کسب‌وکار شما باید در نتایج گوگل نشان داده شود، پاسخ شما اینجاست: مردم در گوگل به دنبال اطلاعات هستند بنابراین لازم است این اطلاعات را برای مشتریان بازار هدف خود فراهم کنید. سئو موضوعی گسترده است اما مهم‌ترین بخش آن فراهم کردن محتوای باکیفیت و مفید برای مخاطبان است؛ یعنی با پر کردن محتوای تولیدی با کلمات کلیدی مرتبط و تصاویر چشم‌نواز آن را بهینه کنید. عناوینی مطرح کنید که با خواندن مقاله به دانش کاربران بیفزاید. پاسخ کامل و دقیق به یک سؤال می‌تواند به‌صورت پاسخ ویژه یا برجسته گوگل (Featured Snippet) به نمایش درآید و محتوای شما را در بالای صفحه گوگل نشان دهد. لازم است تا از بهینه‌سازی سئو محلی نیز استفاده کنید، زیرا در بازار محلی رقابت کمتری وجود دارد. نام مکان را در پست‌های خود قرار دهید و یک حساب کاری با گوگل ایجاد کنید تا موتور جستجو بتواند پرس‌وجوهای محلی را به شما نشان دهد. ۴- برنامه ارجاع مشتری اگر مشتریان برند شما را دوست دارند، چرا به آنها فرصتی نمی‌دهید تا از شما حمایت کنند؟ برخی ممکن است این کار را با تعریف کردن از محصولات شما -محصولاتی که خودشان دوست دارند- برای دوستانشان انجام دهند؛ اما اکثر آنها می‌توانند کارهای بیشتری انجام دهند. یک «برنامه ارجاع مشتری» راهی مناسب برای این امر است. به این موضوع فکر کنید که چه چیزی می‌تواند برای مشتریانتان ارزشمند باشد و آن را به مشتریان پیشنهاد دهید. یک روش درست و واقعی آن است که در صورت خرید دوباره مشتریان به آنها تخفیف بیشتری بدهید. بااین‌حال، مشکل این روش آن است که مشتری بیشتر بر روی تخفیف‌ها تمرکز دارد تا اینکه مشتریان راغب بیشتری را معرفی کند. احتمال اینکه مشتریان راغب از چرخه خرید خارج شوند بیشتر است. روشی برای جذب مشتریان راغب به‌جای روش اخیر می‌توان از روش ردیابی استفاده کرد. به مشتریان خود کد ارجاعی بدهید که بتوانند به دوستان خود تحویل دهند. سپس وقتی دوستانشان از کد استفاده می‌کنند، هم دوست و هم مشتری ارزش‌افزوده‌ای را دریافت می‌کنند. این ارزش‌افزوده می‌تواند یک اعتبار برای خرید بعدی آنها یا حتی پول نقد پرداختی به مشتریان باشد. خلاق باشید و به آنچه قادر است مشتریان فعلی شما را به سفیران برندتان ارتقا دهد، فکر کنید. بازاریابی برای موفقیت کسب‌وکارها ضروری است اما بودجه هنگفت خیر. شبکه‌های اجتماعی، کمپین‌های ایمیل مارکتینگ، سئو و برنامه‌های ارجاعی همه روش‌هایی عالی هستند که می‌توان بدون تحمل هزینه‌های سنگین محصولات خود را به‌خوبی معرفی و تبلیغ کنید. بازاریابی با بودجه کم را همین الان شروع کنید. منبع: business.com

ادامه مطلب
بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک
کسب‌وکارهای کوچک چقدر باید برای بازاریابی هزینه کنند؟

بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک برای دستیابی به مشتری از روش‌های قدیمی،‌ شبکه‌سازی و بازاریابی دهان‌به‌دهان استفاده می‌کنند. بسنده کردن به این مقدار از بازاریابی احتمالا می‌تواند به بقای کسب‌وکار –حداقل برای مدتی- کمک کند. با گذر زمان معمولا کسب‌وکارها برای گسترش فعالیت‌شان برنامه‌ریزی می‌کنند که از این پس دیگر بازاریابی آزاد و بدون چارچوب پاسخگو نخواهد بود. مدیر یک کسب‌وکار بسته به عادات و علایق بالقوه مشتریان، معمولا می‌تواند تشخیص دهد که بر روی کدام نوع از تبلیغات باید سرمایه‌گذاری کند. اما این مدیران به احتمال زیاد نمی‌دانند که چه مقدار از سودشان را باید برای بازاریابی هزینه کنند تا مشتریان بیشتری را به کسب‌وکارشان جذب کنند. مطمئنا این مدیران قادر نخواهند بود تا محدوده قیمتی دقیقی را برای هزینه‌های بازاریابی مشخص کنند. اجاره را فراموش نکنید سایت Entrepreneur از فرمولی استفاده می‌کند که در آن از سود ناخالص سالانه پیش‌بینی‌شده توسط کسب‌وکار و مقدار اجاره پرداختی استفاده می‌شود و با کمک آن مقدار هزینه مناسب برای بازاریابی را تعیین می‌کند. اما چرا اجاره در فرمول گنجانده شده است؟ چرا طبق گفته اکثر آژانس‌های تبلیغاتی «بین پنج تا هشت درصد از فروش ناخالص کسب وکار» را برای بازاریابی در نظر نگیریم؟ این موضوع به دلیل آن است که مکان کسب‌وکار خود تبلیغی برای کسب‌وکار است. اگر مقدار زیادی اجاره پرداخت کنید –مثلا یک‌صدهزار دلار در یک سال- پس به احتمال زیاد در مکانی فوق العاده قرار دارید. مردم تمام مدت اسم شرکت شما را می‌بینند و به احتمال زیاد موقع جستجو کالاهای مشابه، کالای شما در ذهن مشتری جای گرفته است. اما اگر کسب‌وکار شما در جایی بنا نهاده شده که خارج از دید مناسب است –همانند آپارتمان مسکونی شما که در آن قابلیت دید کسب‌وکار صفر است- باید مبالغ بیشتری را به بازاریابی اختصاص دهید تا این موضوع را اعلام کنید که دفتر خاصی در خیابان ندارید. فرمول محاسبه بودجه بازاریابی در مرحله اول، باید دامنه بودجه بازاریابی –بیشترین و کمترین مقدار هزینه- را تعیین کنید. این دو عدد بین ۱۰ و ۱۲درصد از فروش ناخالص سالانه پیش‌بینی‌شده کسب وکار شماست. به عنوان مثال اگر پیش‌بینی می‌کنید که درآمد سالانه شما یک میلیون دلار است پس ۱۰درصد آن معادل ۱۰۰هزار دلار و ۱۲درصد آن معادل ۱۲۰هزار دلار است. سپس هر کدام از این اعداد را در اضافه بهایی –قیمت منهای هزینه- که در میانگین هر تراکنش به دست می‌آورید، ضرب کنید. این بدان معناست که اضافه بها ناخالص بیشتر از هزینه، به عنوان درصدی از هزینه بیان می‌شود. بنابراین اگر کسب وکاری بر روی هر ویجت ۱۰۰دلار هزینه کند اما آن را با قیمت ۱۵۰دلار به فروش برساند، اضافه بها آن معادل ۳۳درصد است(حاشیه سود ۵۰دلار است و عددی است که بیشتر صاحبان کسب وکارها بر روی آن تمرکز دارند). بعد از آن سود ناخالص را بر هزینه تقسیم می‌کنیم. در مثال بالا، سود ناخالص معادل ۳۳۳هزار دلار است که آن را بر ۶۶۶هزار دلار تقسیم می‌کنیم(مقداری که بر برای خرید یا ساخت ویجتی که به فروش می‌رسد، هزینه شده است). نتیجه معادل ۰٫۵ یا ۵۰درصد است. این بدان معناست که ۳۳درصد حاشیه سود بیانگر اضافه بهایی معادل ۵۰درصد است. در پایان درصد اضافه بها را در ۱۰۰هزار و ۱۲۰هزار ضرب می‌کنیم که مبالغ ۵۰هزار و ۶۰هزار دلار به دست می‌آید. سپس مقدار اجاره‌بها سالانه –مثلا ۲۵هزار دلار- را از آن کم می‌کنیم. اعداد به دست آمده بین ۲۵ و ۳۵هزار دلار است که دامنه بودجه تبلیغاتی برای هزینه بر روی بازاریابی را مشخص می‌کند. یک مثال دیگر انتظار دارید در سال آینده درآمدی معادل ۲٫۵میلیون دلار به دست بیاورید. هر ویجتی که به فروش می‌رسانید ۲۵دلار برای شما آب می‌خورد که شما هر کدام را به مبلغ ۵۵دلار می‌فروشید. گام اول؛ ۱۰ و ۱۲درصد از سود ناخالص پیش‌بینی‌شده خود را محاسبه کنید: ۱۰درصد از ۲٫۵میلیون دلار می‌شود ۲۵۰هزار دلار و ۱۲درصد از ۲٫۵میلیون دلار نیز معادل ۳۰۰هزار دلار است. گام دوم؛ درصد میانگین اضافه بها هر ویجت را مشخص کنید و آن را در ۲۵۰هزار و ۳۰۰هزار دلار ضرب کنید: حاشیه سود ۳۰دلاری شما بر روی هر ویجت معادل ۵۴٫۵درصد(اعداد گرد شده) اضافه بها است. بنابراین ۵۴٫۵درصد از ۲۵۰هزار دلار معادل ۱۳۶هزار و ۲۵۰دلار در محدوده پایین (۱۰درصد) و ۱۶۳هزار و ۵۰۰دلار در محدوده بالا (۱۲درصد) است. حال باید اجاره را از آن کم کرد. برای دستیابی به بودجه تبلیغاتی نهایی باید اجاره سالانه را از دو عدد به دست آمده کسر کنیم. بنابراین اگر اجاره شما ۴۵هزار دلار است،‌ مبالغی که باید برای بازاریابی هزینه کنید بین ۹۱هزار و ۲۵۰ دلار و ۱۱۸هزار و ۵۰۰دلار قرار می‌گیرد. چگونه بودجه بازاریابی خود را هزینه کنیم؟ در مورد چگونگی تقسیم بودجه بازاریابی قوانین مشخص کمتری وجود دارد. صاحبان مشاغل تمایل دارند به بهترین وجه رفتارهای مشتریان بالقوه خود را شناسایی کنند و مشخص کنند که کدام تبلیغات را بیشتر نگاه می‌کنند. حتی اگر فکر می‌کنید که شناخت مشتریان، تفاوت زیادی را تقسیم بودجه بازاریابی به وجود می‌آورد لازم است به آمار مفیدی درباره میانگین هزینه سایر کسب‌وکارها بر بازاریابی نیز توجه کنید. طبق انتظار، بازاریابی دیجیتال به رشد خود ادامه داده است. پیش بینی می‌شود که تا سال ۲۰۲۰ مردم نسبت به تماشای تلویزیون، وقت بیشتری را در گوشی‌های همراه خود می‌گذرانند. تا سال ۲۰۱۸ کسب وکارها حدود ۴۱درصد از بودجه بازاریابی‌شان را به دیجیتال مارکتینگ اختصاص داده‌اند (همانند تبلیغات کلیکی و سئو). تا سال ۲۰۲۰ این مقدار به ۴۵درصد افزایش خواهد یافت. بیشتر این هزینه‌ها به سمت فعالیت‌های حوزه بازاریابی موتورهای جستجو حرکت خواهد کرد(خرید تبلیغات از گوگل ادز به محبوب‌ترین آن تبدیل شده است)، پس از آن نمایش آنلاین تبلیغات همانند تبلیغات بنری و ویدئویی قرار دارد. هزینه بر روی سئو نیز حائز اهمیت است. مقایسه این اعداد با اعداد سال ۲۰۱۶ از آن حکایت دارد که سرمایه‌گذاری در بازاریابی ویدئویی تا سال ۲۰۲۱ دوبرابر خواهد شد. هزینه‌ها در شبکه‌های اجتماعی نیز همچنان با میانگین رشد ۱۷درصد تا سال ۲۰۲۱ افزایش خواهد یافت. تا سال ۲۰۲۱ تقریبا نیمی از کل هزینه‌های تبلیغات به سمت بازاریابی ایمیلی، تبلیغات ویدئویی آنلاین، تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی،‌ نمایش تبلیغات و تبلیغات کلیکی حرکت خواهد کرد. منبع: getgist.com

ادامه مطلب
تکنولوژی در دنیای بازاریابی
تکنولوژی در دنیای بازاریابی چه نقشی دارد؟

با گذر زمان، بازاریابان بیش از گذشته از تکنولوژی استفاده می کنند اما چرا؟ در طول یکصد سال اخیر، نوآوری‌های فناورانه بیشتری نسبت به کل تاریخ بشریت رخ داده است و این سرعت نیز روز‌به‌روز بیشتر می‌شود. به‌روز بودن با تکنولوژی‌های نوظهور عامل کلیدی و اصلی در موفقیت هر صنعت و کسب‌وکار-ازجمله بازاریابی- است. اصطلاح «دیجیتال مارکتینگ» برای اشاره به استراتژی‌هایی به کار می‌رود که از تکنولوژی استفاده می‌کنند تا پیامی را در مورد محصول یا خدمت انتقال دهند، دیجیتال مارکتینگ زیرمجموعه‌های زیادی دارد. موفقیت در حوزه دیجیتال مارکتینگ منوط به استفاده از تمامی ابزارهای در دسترس است. شرکت‌های بازاریابی از استراتژي‌هایی که شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات دیجیتال را شامل می‌شود،‌ همراه با تکنیک‌های سنتی، استفاده می‌کنند. این روش به عنوان رویکرد ۳۶۰درجه شناخته می‌شود و تضمین می‌کند که بازاریابان در حد ممکن به مخاطبان بالقوه خود دسترسی پیدا کنند. تکنولوژی و بازاریابی محتوا بازاریابی محتوا نوعی از بازاریابی دیجیتال است که شامل تولید محتوا -همانند محتوای وبلاگ، پست و ویدئو- بوده که آنها را به عنوان بخشی از بازاریابی با مخاطبان به اشتراک می‌گذارد. این مطالب و محتوای تولیدی معمولا بر روی سایت کسب‌وکارهایی دیده می‌شود که سعی در معرفی و بازاریابی محصولات و خدمات خود دارند. بازاریابی محتوا دو مزیت عمده دارد: اول، به برند اعتبار می‌بخشد که این خود اعتماد مشتریان بالقوه را جلب می‌کند. این سوال را خود بپرسید، به چه کسی تمایل دارید اعتماد کنید؟ شرکتی که محصولش را به شما می‌فروشد یا شرکتی که به شما درباره محصولات و نحوه استفاده آنها نیز توضیح می‌دهد؟  مزیت دوم آن است که بازاریابی محتوا با یک استراتژی در ارتباط است که بهینه‌سازی موتور جستجو را در اولویت قرار داده است. به عنوان مثال یک پست وبلاگ در مورد تفاوت بین یک نژاد خاص از سگ‌ها می‌تواند کاربران کنجکاو را به سمت سایت بکشاند و در آخر منجر به خرید شود. تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی در طی دو دهه اخیر، شبکه‌های اجتماعی نحوه تعامل مردم با هم را دگرگون ساخته‌اند اما برای بازاریابان نیز فرصت‌های بی‌نظیری فراهم آورده‌اند. بسترهای زیادی وجود ندارد که بتوان همانند شبکه‌های اجتماعی توجه کامل افراد را به خود جلب کرد، استفاده از شبکه‌های اجتماعی باعث کاراتر شدن بازاریابی می‌شود. تنها دلیلی که شبکه‌های اجتماعی را برای کارآفرینان سایت‌هایی مانند فیسبوک و اینستاگرام به شدت محبوب کرده،‌ بازاریابی است. در حالی که بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند پرهزینه باشد-مخصوصا زمانی که در مقیاس بزرگ کار کنید- پیدا کردن بسترهای دیگر که چنین بازدهی را داشته باشند، بسیار دشوار است. بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی این اختیار را به شما می‌دهد تا برای تعداد افراد مشخص و بسته با بودجه در نظر گرفته شده،‌ تبلیغ کنید. ماهیت مقیاس‌پذیری این تکنیک بدان معناست که بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی به همان اندازه که برای شرکت‌های تازه تاسیس مفید است برای کسب‌وکارهایی که مدت زمان زیادی از فعالیت آنها می‌گذرد نیز فایده دارد. کاربران مدت زمان زیادی را در بسترهای شبکه‌های اجتماعی به مطالعه مطالب مورد علاقه خود می‌گذرانند که در این بین محتوای شما نیز دست به دست می‌شود. وجود محتوای تولیدی شما در شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود تا مردم محصولات و خدمات کسب‌وکار شما را جدی‌تر بگیرند که این ما را به سمت برندسازی اینترنتی سوق می‌دهد. برندسازی اینترنتی برندسازی یکی از فلسفه‌های بنیادی در پشت پرده بازاریابی است: هر چه برند در ذهن مشتری بیشتر جای گیرد، احتمال ترجیح دادن آن بیشتر می‌شود. همچنان‌که از نام آن نیز مشخص است، برندسازی اینترنتی، استراتژی‌های برندسازی را‌ آنلاین می‌کند و به بازاریابان اجازه می‌دهد تا به مخاطبان جدیدی دست یابند. برندسازی اینترنتی اغلب، فعالیت‌های صورت گرفته در شبکه های اجتماعی را در بر میگیرد اما می‌تواند جوانب دیگری را نیز شامل شود. داشتن یک وب‌سایت ابتدایی‌ترین شکل از برندسازی اینترنتی است و محتوای آن سایت می‌تواند بر روی اعتبار به دست آمده یک برند تاثیر مثبت و منفی-بسته به کیفیت سایت- برجای بگذارد. حضور یک شرکت در فضای آنلاین و آفلاین مشخص خواهد کرد که آیا شرکت برندسازی اینترنتی را به درستی انجام داده یا نه. باید در نظر داشت که برای این کار تنها یک روش وجود ندارد، همانطور که هر آژانس دیجیتال مارکتینگی -بسته به مشتریانی که با آنها کار می کنند- از یک استراتژی متفاوت استفاده خواهد کرد. بهینه‌سازی موتور جستجور در نهایت شرکت‌های حوزه دیجیتال مارکتینگ باید سئو را نیز در نظر بگیرند، چرا که تا حد زیادی مشخص خواهد کرد که تا چه میزان در معرض دید مشتریان قرار می‌گیرند. هنگامی که افراد چیزی را در گوگل و یا هر موتور جستجوگری جستجو می‌کنند، به ندرت از صفحه اول گوگل می‌گذرند، لذا وظیفه سئو آن است تا محتوای تولیدی را در بالای صفحه اول گوگل قرار دهد تا مردم از محصولات و خدمات شما آگاه شوند. بسیاری از شرکت‌های حوزه دیجیتال مارکتینگ در زمینه سئو برای مشتریان، متخصص شده‌اند و یا اینکه از متخصصان دیگر به صورت مستقیم و غیرمستقیم استفاده می‌کنند. نقش اصلی سئو آن است که یک برند را بیش از پیش در دسترس افراد معمولی قرار ‌دهد. اگر مشتریان بالقوه برای پیدا کردن یک کالا یا خدمت مجبور باشند بسیار جستجو کنند، این موضوع از آن حکایت دارد که بازاریابی به درستی انجام نشده است. با این حال سئو نمی‌تواند ناگهانی و یک‌باره تقاضا به وجود آورد اما مردم آنچه را که در مرحله اول فروخته می‌شود،‌ جستجو می‌کنند. نتیجه تعداد ابزارهای تکنولوژی محور حوزه بازاریابی پرشمار هستند و هر کدام در زمینه‌ای خاص می‌توانند تاثیر به‌سزایی برجای گذارند. ابزارهایی که در این مطلب به آن اشاره شد برای هر کسب‌وکاری اهمیت زیادی دارند و به کارگیری‌ آنها برای طی کردن مسیر موفقیت حیاتی به نظر می‌آید. مطالب بعدی این بخش موارد بیشتری را مورد توجه و بررسی قرار خواهد داد. منبع: hackernoon.com

ادامه مطلب
مشاهده همه
مطالب برگزیده
بازاریابی از طریق اینستاگرام
بازاریابی از طریق اینستاگرام را در سال آینده چگونه باید به کار برد؟

نگاهی به امکانات و قابلیت‎های اینستاگرام برای کسب‌وکارها اینستاگرام از یک برنامه اشتراک عکس به یک بستر مهم بازاریابی که برندها برای ارتباط با مشتریان هدف و بالقوه خود از آن استفاده می‌کنند، تکامل یافت.  اینستاگرام هنگامی‌که برای اولین بار در سال ۲۰۱۰ شروع به کار کرد، فقط یک پلتفرم شبکه اجتماعی همانند سایر شبکه‌های اجتماعی بود که تنها برای اشتراک‌گذاری تصاویر مورداستفاده قرار می‌گرفت. اکنون اما به یک بستر مهم بازاریابی شبکه‌های اجتماعی تبدیل‌شده و به مکانی برای عرض اندام اینفلوئنسرها، برندها و بازاریابان تبدیل شده است.   چرا بازاریابی از طریق اینستاگرام مهم است؟ اینستاگرام یکی از محبوب‌ترین بسترهای شبکه‌های اجتماعی با تعداد کاربران متعدد است. از اوایل سال ۲۰۱۹، اینستاگرام بیش از یک میلیارد کاربر فعال ماهانه داشته است؛ بنابراین، تعداد کاربران این پلتفرم به‌اندازه‌ای بزرگ هست که هر شرکت یا بازاریابی نخواهد آن را نادیده بگیرد، لذا بازاریابی از طریق اینستاگرام نیز اهمیت می‌یابد. آمار جالب‌توجهی از اینستاگرام وجود دارد که می‌تواند شاهدی بر مدعای قبلی باشد: اینستاگرام حدود دو میلیون تبلیغ‌کننده ماهانه و بیش از ۲۵ میلیون حساب تجاری دارد  44درصد از کاربران فعال اینستاگرام از این پلتفرم برای جستجو و پیدا کردن برندهای مختلف استفاده می‌کنند  53درصد از کاربران اینستاگرام، در این بستر برند موردعلاقه‌شان را دنبال می‌کنند روزانه بیش از ۹۵میلیون پست (مطلب) در اینستاگرام منتشر می‌شود   چگونگی بهره‌بردن از توانایی‌های اینستاگرام برای کسب‌وکارها اولین قدم برای شرکت‌ها ساخت یا تبدیل حساب اینستاگرام به یک حساب تجاری است. سپس نوبت به بهینه‌سازی این حساب می‌رسد. یکی از مهم‌ترین فاکتورها در این بخش انتخاب عکس مناسب و جذاب برای پروفایل کاربری است چراکه مشتریان بالقوه تنها چند ثانیه طول می‌کشد تا تصمیم بگیرند که آیا از حساب شما دیدن کنند یا خیر. همچنین نام انتخابی برای حساب اینستاگرام باید همخوانی کامل با برند داشته باشد. در بخش توضیحات، داستان کوتاه خود را به نحو جذابی تعریف کنید. حتماً آدرس سایت را در پروفایل درج کنید، از هشتگ‌های مرتبط با حوزه کاریتان استفاده کنید، از تصاویر باکیفیت و مناسب بهره ببرید و درنهایت یک قالب منحصربه‌فرد و جذاب برای انتشار پست‌ها تهیه کنید و مطالبی را که می‌خواهید آماده کنید در این قالب قرار داده و سپس منتشر کنید.   استفاده از تمام قالب‌های انتشار محتوای اینستاگرام اینستاگرام علاوه بر پست‌های مرسوم و معمولی، انواع مختلفی از قالب‌های محتوا را ارائه می‌دهد که هرکدام مزایا و کاربردهای بی‌نظیری دارند. نباید خود را فقط به پست‌های مرسوم محدود ساخت؛ لازم است با تمام قالب‌های جالب و جذاب اینستاگرام محتوا را آزمایش کرد. یکی از این قالب‌ها استوری‌های اینستاگرام است؛ استوری‌ها روشی جذاب و جالب برای شرکت‌ها است تا از طریق آن با مخاطبان ارتباط برقرار کنند و پیام خود را به آنها انتقال دهند. برخلاف پست‌های مرسوم که در اینستاگرام منتشر می‌شود و حتماً لازم است تا در موقعی منتشر شود که کاربران بیشترین فعالیت را دارند –پست‌های مرسوم توسط جدیدترین الگوریتم‌های اینستاگرام طبقه‌بندی‌شده و با توجه با عوامل مختلفی تصمیم گرفته می‌شود که آیا پست به‌تمامی مخاطبان نشان داده شود، برای چه کسانی، در چه زمانی و …- در استوری این محدودیت وجود ندارد و محتوا برای ۲۴ساعت در دسترس مخاطبان است.   چه محتوایی را باید به‌صورت استوری منتشر کرد؟ معمولاً برای برگزاری مسابقه یا اهدای جوایز به مخاطبان از استوری استفاده می‌شود چراکه روشی آسان و مؤثر برای جلب‌توجه مخاطبان، افزایش کاربران جدید و درگیر کردن آنها با محتوا و محصول به‌صورت هم‌زمان است. پرسیدن سؤال یکی دیگر از مواردی است که از استوری اینستاگرام برای آن استفاده می‌شود. درعین‌حال که سؤال پرسیدن روشی جالب برای درگیر کردن مخاطبان و شروع گفتگو با آنهاست قبل از آن لازم است که مخاطبان خود را به‌خوبی درک کنید تا بتوانید به‌صورت مناسبی با آنها ارتباط برقرار کنید. بهترین بخش این روش آن است که می‌توانید از پاسخ مخاطبان برای انتشار به‌صورت استوری استفاده کنید؛ بدین‌ترتیب بدون نیاز به تولید محتوای جدید به مدت دو روز مطالب کافی در اینستاگرام منتشر خواهید کرد. یکی دیگر از روش‌ها سولات چندگزینه‌ای و نظرسنجی است. می‌توان به انواع محتواها در قالب نظرسنجی و آزمون پرداخت. هنگام سؤال پرسیدن به‌صورت چندگزینه‌ای، مردم دوست دارند تا یک گزینه را انتخاب کنند چراکه این کار -از بعد روانشناسی- به نیاز انسان برای برقراری ارتباط با دیگران پاسخ می‌دهد و همچنین افراد تمایل دارند نظر خود را با اکثریت مقایسه کنند و متوجه شوند که آیا نظرشان با بقیه متفاوت است یا خیر. از استوری برای نشان دادن دستاوردها نیز استفاده می‌شود؛ اگر جوایزی کسب کرده‌اید یا رکورد جدیدی شکسته‌اید می‌توانید آن را از طریق استوری اینستاگرام با مخاطبان خود به اشتراک بگذارید.   استوری‌های تبلیغاتی با قابلیت خرید لینک استوری‌های تبلیغاتی اینستاگرام نسبت به استوری‌های معمولی برتری و مزایای خاصی دارند. استوری‌های اینستاگرام تنها به افرادی نشان داده می‌شود که شما را دنبال می‌کنند، اما استفاده از استوری‌های تبلیغاتی، محتوا و محصول شما را به طیف گسترده‌ای از مخاطبان نشان می‌دهد، قالب بدون تغییر است اما میزان دسترسی به محتوا افزایش می‌یابد. هنگامی‌که از این روش استفاده می‌کنید باید نکاتی را در نظر داشته باشید: همیشه باید از دکمه فراخوان به عمل همراه با لینکی برای خرید استفاده شود از تصاویر با کیفت بالا برای نشان دادن محصولات استفاده کنید نوشتن قیمت در برخی از محصولات به فروش آن کمک می‌کند، مخصوصاً هنگامی‌که تخفیفی را برای محصول در نظر گرفته باشید   هایلایت کردن استوری هایلایت کردن استوری‌ها به زبان ساده، دائمی کردن آنها است تا بدین صورت هر موقع که مخاطب خواست بتواند استوری‌ها را مشاهده کند؛ قالب این گزینه مشابه استوری است تنها با این تفاوت که هایلایت در صفحه مخاطبان نشان داده نمی‌شود بلکه تنها در پروفایل حساب کاربری شما قابل مشاهده است.   معرفی محصولات جدید در استوری بسیاری از برندها برای اعلام محصولات جدیدشان از استوری و به‌تبع آن هایلایت اینستاگرام بهره می‌برند. این روشی مؤثر است چراکه هایلایت در بخش پروفایل و بالای پست‌های معمولی نشان داده می‌شود بنابراین به‌راحتی جلب‌توجه می‌کند. همچنین از این روش برای نشان دادن دسته‌های مختلف کالاها و خدمات نیز استفاده می‌شود. پاسخ به سؤالات متداول مشتریان نیز یکی از پتانسیل‌های جالب‌توجه استوری اینستاگرام است که هم به کسب‌وکار شما کمک می‌کند تا در مسیر کسب رضایت مشتری حرکت کنید و هم به مخاطبان تا با آگاهی بیشتری اقدام به خرید کنند. همچنین می‌توان از استوری‌ها برای آموزش مطلب خاص، دستورالعمل‌ها، آشپزی و … استفاده کرد. نشان دادن رویدادهای تجاری، سمینارها، همایش و نمایشگاه‌هایی که شرکت در آنها حضور دارد با کمک استوری اینستاگرام نیز می‌تواند تأثیرات بیشتری داشته باشد. قابلیت‌های اینستاگرام بسیار بیشتر از مواردی است که ذکر شد. بهره بردن از این امکانات برای کسب‌وکارهای مختلف بسته به توجه و مهارت آنها در استفاده از این بستر بی‌نظیر دارد. در ادامه این گزارش سایر امکانات اینستاگرام معرفی می‌شود. منبع: influencermarketinghub.com  

ادامه مطلب
بازاریابی محتوا و اهمیت آن
محتوا و بازاریابی محتوا چرا اهمیت دارد؟

دیگر بر کسی پوشیده نیست که اشکال بازاریابی سنتی نسبت به گذشته برای دستیابی به اهداف تعیین شده و تبدیل سرنخ‌ها(مشتری بالقوه) به مشتری، کارایی کمتری دارد. این همان دلیلی است که توضیح می‌دهد چرا بازاریابی محتوا (content marketing) به یک راه‌حل محبوب برای دستیابی و جذب مخاطبان هدف به کسب‌و‌کارها تبدیل شده است. با فراهم کردن محتوای مفید برای آشنا کردن مخاطبان با کالا و خدمات- و نشان دادن این نکته که چگونه کالا و خدمات شما مشکل و نیاز آنها را به خوبی برطرف می‌کند- می‌توانید نرخ تبدیل را بالا ببرید، آشنایی با برند را افزایش دهید و درآمد شرکت را بیشتر کنید. در ابتدا لازم است تعریف کاملی از بازاریابی محتوا ارائه دهیم. به زبان ساده بازاریابی محتوا عبارت است از فرایند برنامه‌ریزی،‌ خلق، توزیع،‌ اشتراک‌گذاری و انتشار محتوای تولیدی به منظور دستیابی به مخاطبان هدف. این ترفند به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا میزان آشنایی با برند را افزایش دهند،‌ سطح فروش را بالا ببرند،‌ با مخاطبان ارتباط بگیرند و مشتری جذب کنند.   چرا بازاریابی محتوا مهم است؟ امروزه استراتژی‌های بازاریابی برونگرا (یا هر چیزی که مخاطبان را آزرده خاطر می‌کند) همانند قبل در دستیابی به مخاطبان و نرخ تبدیل، موفق عمل نمی‌کند. بازاریابی محتوا اما به یک روش محبوب برای کسب‌وکارها تبدیل شده تا این مشکل را از بین ببرد. بازاریابی محتوا برای افزایش سطح دسترسی به مخاطبان کمک می‌کند تا: به سرنخ‌های خود آموزش دهید و دورنمایی از خدمات و کالاهایی که ارائه می‌دهید را به آنها انتقال دهید،‌ نرخ تبدیل را افزایش دهید، بین کسب‌وکار و مشتریان پل ارتباطی برقرار کنید، با مخاطبان در ارتباط باشید تا به آنها نشان دهید که کالا و خدمات شما چگونه چالش‌های آنها را از بین می‌برد و در آخر حس وجود یک گروه در کنار برندتان را خلق کنید.   تفاوت محتوا و بازاریابی محتوا (content marketing) در چیست؟ برای برخی هنوز تفاوت بین محتوا و بازاریابی محتوا کاملا مشخص نیست. این سردرگمی در مورد تعریف آنها نیست بلکه تفاوت بین خلق محتوا و بازاریابی آن است. یک کتاب الکترونیک، یک وبینار و یک ورق سفید، بازاریابی محتوا محسوب نمی‌شود. تبلیغات، بازاریابی محتوا نیست، پست‌ها در شبکه‌های اجتماعی بازاریابی محتوا به حساب نمی‌آیند. توجه داشته باشید که بازاریابی با محتوا و بازاریابی محتوا یکی نیست. بااین‌همه، تفاوت بین محتوا و بازاریابی محتوا در چیست؟ بازاریابی محتوا همانند هدف نهایی یک ناشر از انتشار محتوا و تکرار معمولی محتوای باکیفیت است که برای جذب مخاطب به کار می‌رود. باید در نظر داشت که کسب‌وکار شما مالک مخاطبان حاضر در شبکه‌های اجتماعی نیست. همچنین یک کتاب الکترونیک به اندازه‌ای قوی نیست تا اعتمادی که مخاطبان امروزه انتظار دارند را به وجود آورد. بازاریابی محتوا درباره جذب یک مخاطب به یک تجربه یا هدفی است که شما صاحب آن هستید، آن را می‌سازید و برای رسیدن به اهداف بازاریابی، بهینه‌تر می‌کنید. محتوا در هرجایی وجود دارد؛ محتوای مربوط به محصولات، فروش، خدمات مشتری،‌ حوادث،‌ بازاریابی و کمپین‌های آن، حتی تبلیغات نیز یک نوع محتوا است. با بازاریابی محتوا به جای آزار یا خرید یک مخاطب بر روی پلت‌فرم شخص دیگر،‌ مخاطب را جذب اهداف مالک یک برند کنید. منبع: hubspot.com / contentmarketinginstitute  

ادامه مطلب
داده‌کاوی و بازاریابی
داده‌کاوی چرا در بازاریابی دیجیتال مهم است؟

داده‌کاوی (data mining) فرآیندی مهم است که اطلاعات مرتبط و بااهمیت را برای شما فراهم می‌کند که این شما را قادر می‌سازد تا روندهای آتی را پیش‌بینی کنید لذا لازم است یک استراتژی کلیدی در کسب‌وکار شما باشد. بی‌شک امروزه موفقیت هر کسب‌وکاری تا حد زیادی در توانایی جستجو و پردازش داده‌ها نهفته است. در دنیای کسب‌وکار، عقیده بر آن است که داده‌کاوی برای موفقیت کسب‌وکار حیاتی است. به همین جهت است که بازاریابی دیجیتال بدون داده -که بعداً به اطلاعات و سپس به دانش تبدیل می‌شود- قادر به انجام هیچ کار مهمی نخواهد بود. این به‌نوبه خود امکان ایجاد و به‌کارگیری هر استراتژی فروشی را فراهم می‌آورد، جایی که داده‌کاوی به مرحله اجرا می‌رسد. داده‌کاوی چیست؟ داده‌کاوی شامل کشف الگوهایی در مجموعه‌ای از حجم زیاد داده است. با استفاده از روش‌هایی مانند آمار، سیستم‌های پایگاه داده و یادگیری ماشین، داده‌کاوی شما را قادر می‌سازد تا از تکنولوژی برای کاوش در بانک‌های اطلاعاتی بزرگ اعم از خودکار، نیمه‌خودکار یا دستی استفاده کنید. هر فرایند یا داده‌ای را برای استفاده انتخاب کنید، استفاده از این تکنیک‌های آماری قدرتمند است که روندها و الگوها را استخراج می‌کند. شرکت‌ها به‌طور مستمر درباره مشتریانشان سوالاتی از این قبیل می‌پرسند: چگونه می‌توانم مشتریان را بهتر بشناسم؟ چگونه می‌توانم بازار را بهتر بشناسم و آن را بهتر درک کنم؟ از چه ابزارهایی می‌توانم استفاده کنم تا روندها را به‌صورت موفقیت‌آمیز کشف کنم؟ به‌طور سنتی، شرکت‌ها به این سؤالات از طریق تحقیق در بازار پاسخ می‌دهند اما به‌تدریج، شیوه کاراتری مانند داده‌کاوی در دسترس قرار می‌گیرد. داده‌کاوی چگونه ظهور پیدا کرد؟ داده‌کاوی درنتیجه تلاش ما برای درک و فهمیدن تمام اطلاعات موجود، پدید آمد. از ابتدا مردم از الگوریتم‌ها، مدل‌های ریاضی و تکنیک‌های آماری برای جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها استفاده کرده‌اند. یکی از محبوب‌ترین و پرکاربردترین تکنولوژی‌ها در این زمینه اتوماسیون فرایندهاست که شانه‌به‌شانه هوش مصنوعی در حال پیشرفت است. به‌عنوان‌مثال، پلت‌فرمی همانند فیسبوک برای شرکت‌هایی که نیاز دارند تا مخاطب هدف خود را بشناسند و آنها را درک کنند -ازجمله شناخت روندها و عادات خرید و نظرات مثبت و منفی در مورد برندهای خاص، کالاها و خدمات- به‌شدت کاربردی است. برخی از پیچیده‌ترین و پیشرفته‌ترین روش‌های داده‌کاوی شامل گزارش‌های فروش، تحلیل‌های وب‌سایت و برنامه‌های وفاداری است. روش‌های دیگر شامل سیستم‌های نظارت بر شبکه‌های اجتماعی، انجمن‌ها(فروم) و وب‌سایت‌هاست. بدون داده‌کاوی، درک عدم موفقیت یک خدمت یا دلایل افزایش یا کاهش فروش شرکت در یک بازه زمانی خاص بسیار دشوار است. همچنین اجرای استراتژی‌های شفاف و کارا که نتایج مطلوب را به همراه خواهد داشت، دشوار خواهد بود. مزایای استفاده از داده‌کاوی داده‌کاوی به ما امکان می‌دهد تا الگوها و روندهای تکراری را پیدا کنیم. از طریق این الگوها و روندها، می‌توانیم رفتار جریان اطلاعات را در یک زمینه معین ارزیابی کنیم. بنابراین می‌توان بسیاری از بخش‌ها و کسب‌وکارها را به‌وسیله این تکنیک‌ها مورد ارزیابی قرار داد. به‌عنوان‌مثال، داده‌کاوی می‌تواند برای تبلیغات، بازاریابی، طرح‌های تجارت الکترونیکی، فرایندهای حوزه سلامت، مهمان‌نوازی و فرایندهای زنجیره تأمین به‌کاربرده شود. هر سازمانی که دارای داده و فرایندهاست می‌تواند آنها را با داده‌کاوی تحلیل کند، نتایجی که به دست می‌آید اجازه می‌دهد تا اطلاعات کاربردی از این منابع استخراج شود، روند فرایندهای کسب‌وکاری تنظیم شود، کارایی افزایش یابد و بهره‌وری بالا رود. داده‌کاوی در اصل به دنبال درک زمان حال است و درنتیجه ما را قادر می‌سازد تا تصمیماتی اجرایی بگیریم که بر رویدادهای آینده تأثیر مثبت بر جای خواهد گذاشت. داده‌کاوی می‌تواند به گزارش‌های کاربردی برای خلق تصمیم‌های خاص و ویژه‌تر در کسب‌وکار منجر شود. به بازاریابی -اعم از بازریابی با شبکه‌های اجتماعی، محتواو …- جهتی روشن می‌دهد و امکان پیگیری و بهبود خدمات ارائه شده را فراهم می‌کند. همه این‌ها باعث کاهش زمان و درعین‌حال کاهش هزینه‌های عملیاتی می‌شود. منبع: ۸ways.ch

ادامه مطلب
رفتار مشتری در دیجیتال مارکتینگ
نقش دیجیتال مارکتینگ در تغییر رفتار مشتری

روندهای نوظهور در حال افزایش و روندهای کنونی در حال توسعه هستند، موضوع این نیست که بازاریابی دیجیتال چگونه رفتار مشتری (customer behavior) را تغییر داده بلکه این نحوه رفتار مشتری است که به بازاریابی دیجیتال شکل می‌دهد. مشتریان امروز با استفاده از تلفن‌های همراه و با کمک دستیار صوتی و یا در بستر شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، فیسبوک یا اسنپ‌چت خرید خود را انجام می‌دهند. همه این راه‌ها به مشتری قدرت اختیار می‌دهد که حال تصمیم می‌گیرد نه تنها زمان و چگونگی تعامل با برند شما بلکه به اشتراک گذاشتن تجربه آن با دیگران را نیز مشخص می‌کند، از این طریق بر روند تصمیم‌گیری آنها تاثیر می‌گذارد.   صدای مشتریان صاحب‌نظر و پیشگام عرصه برندسازی مارتی نیومیر، جمله مشهوری دارد: «برند شما آن چیزی نیست که به زبان می‌آورید،‌ بلکه چیزی است که مشتریان شما از آن یاد می‌کنند». نظر او حال بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک‌تر است. آدام هیتزمن هم بنیانگذار شرکت HigherVisibility در مجله Inc می‌نویسد: «همچنانکه روش مشتریان در خرید به کمک دیجیتال مارکتینگ در برخی مراحل ساده‌تر شده است(یعنی مراحل خرید کمتر و‌ امکان خرید با یک کلیک)،‌ راه‌هایی که مشتریان توسط آن با کسب‌وکار در ارتباط هستند و تعامل می‌کنند چندین برابر شده است. در حالی‌که رقابت بین کسب‌وکارها به شدت افزایش یافته،‌ در هیچ موقعی به اندازه امروز، امکان رشد و موفقیت برای این کسب‌وکارها فراهم نبوده است». در گذشته،‌ همانطور که گوگل هم یادآور می شود، خریداران مسیری خطی و از پیش تعیین شده برای خرید داشتند: آگاهی از محصول توسط تبلیغات چاپی،‌ بیلبوردها، ویترین فروشگاه و صفحات زرد-Yellow pages-(قدیمی‌ترین مدرسه؛ حتی این‌چنین دفترچه راهنمای ارزشمندی نیز دیجیتال شده است)؛ مشاهده (بازدید از فروشگاه، تماس با فروشنده)، هدف(پرسیدن نظرات و مقایسه کالا در فروشگاه)؛ و در آخر تصمیم‌گیری(خرید کالا در فروشگاه یا سفارش از فروشگاه). امروز مشتریان از اینترنت به عنوان یک بازار اصلی استفاده می‌کنند. فرایند تصمیم‌گیری -بدون نیاز به دستوری خاص-  آنها شامل موارد زیر است: تحقیق و مقایسه محصولات به صورت آنلاین(۹۳درصد از مشتریان این کار را انجام می‌دهند)، تماشای ویدئوهای محصولات در بسترهایی همانند یوتیوب، کسب اطلاعات در مورد محصولات از طریق نمایش تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی و خواندن آنلاین نظرات. با توجه به اینکه مشتریان می‌توانند به راحتی بازخورد و نظرات خود را در پلت‌فرم‌های شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها به اشتراک بگذارند، حال حامیان و منتقدان برند نیز تریبونی جهانی در اختیار دارند تا نظراتشان را با بقیه در میان بگذارند. برندهایی که رفتار مشتری را نادیده می‌گیرند، خطرات آن را نیز در نظر نمی‌گیرند. با زبان مشتری حرف بزنید چگونه می‌توان با بازار هدف خود ارتباط و تعامل برقرار کرد؟ جوانا کارتر، به عنوان یک دیجیتال مارکتر معتقد است شخصی‌سازی یکی از بهترین روندهایی است که بازاریابان باید در نظر داشته باشند. به عبارت دیگر، مخاطبان خود را بشناسید و به نیازهای خاص آنها، نگرانی‌ها و خواسته‌هایشان پاسخ دهید: استفاده از داده‌ها برای اطلاع رسانی در مورد محتوای تولیدی و تبلیغات دیجیتال می‌تواند در خلق تجربیات مرتبط و همچنین متفاوت از آنچه برندهای رقیب ارائه می‌دهند، کمک کند. شخصی‌سازی نه تنها می‌تواند بازاریابان را قادر سازد تا توجه مخاطبان را به خود جلب کنند بلکه می‌تواند منجر به وفاداری مشتریان شود. وی ادامه می‌دهد:‌ خلق تمرکز مشتری‌محوری تضمین می‌کند که یک تجربه مستمر ایجاد شده که می‌تواند در کانال‌ها هدایت شود تا مشتریان را از وب‌سایت به سمت رسانه‌های اجتماعی،‌ ایمیل و فراتر از آن سوق دهد. مزایای شخصی‌سازی شامل محتوا،‌ پیشنهادات مناسب و سایر موارد است که همه اینها یک تجربه عالی را ایجاد می‌کند و می‌تواند مشتریان را به سمت قیف طراحی شده و در نهایت خرید هدایت کند. منبع: virtualstacks.com

ادامه مطلب
نحوه محاسبه حجم اقتصاد دیجیتال
محاسبه حجم واقعی اقتصاد دیجیتال چرا اهمیت دارد؟

در مطلب قبلی اقتصاد دیجیتال را توضیح دادیم، از دشواری‌های محاسبه آن گفتیم و به نواقص روش مرسوم تولید ناخالص داخلی اشاره کردیم. حال در ادامه تلاش می‌کنیم که به اهمیت محاسبه حجم واقعی اقتصاد دیجیتال بپردازیم. مخارج مصرف‌کننده – که مبنای محاسبه تولید ناخالص داخلی است- را می‌توان با کمک حساب‌ها و صندوق پول شرکت‌ها محاسبه کرد؛ این مخارج در صورت‌های مالی شرکت‌ها به عنوان درآمد قید می‌شود. در مقابل، مازاد رفاه مصرف کننده به طور مستقیم قابل مشاهده نیست و این یکی از دلایلی است که برای اندازه‌گیری حجم اقتصاد از آن استفاده نشده است. انقلاب دیجیتال  انقلاب دیجیتال نه تنها چالش‌های اندازه‌گیری حجم اقتصاد را به وجود آورده بلکه ابزارهای اندازه‌گیری جدیدی را نیز معرفی کرده است. در پژوهش‌های مجله اقتصادی هاروارد، از تکنیک‌های نظرسنجی دیجیتال برای انجام آزمایش‌های گسترده به منظور بررسی خرید و انتخاب‌های آنلاین استفاده شده تا ترجیحات هزارن نفر از مشتریان ارزیابی شود. این نتایج به ما امکان می‌دهد تا مازاد رفاه مصرف کننده را برای انواع زیادی از کالاها، از جمله کالاهای رایگان که در آمار تولید ناخالص داخلی از قلم افتاده‌اند، تخمین بزنیم. فرایند کار به این صورت است که از شرکت کنندگان خواسته می‌شود تا انتخاب کنند. در بعضی موارد، ما از آنها می‌خواهیم تا بین کالاهای مختلف انتخاب کنند (برای مثال، «آیا می‌خواهید به مدت یک ماه به ویکی‌پدیا یا فیسبوک دسترسی نداشته باشید؟». در برخی موارد دیگر، آنها بین دسترسی به کالای دیجیتال یا کنار گذاشتن آن در ازای پرداخت غرامت پولی انتخاب می‌کنند («آیا می‌خواهید ۱۰ دلار دریافت کنید و در ازای آن برای یک ماه به ویکی پدیا دسترسی نداشته باشید؟». برای اینکه مطمئن شویم افراد ترجیحات واقعی خود را انتخاب کرده‌اند، آزمایش‌هایی را انجام می‌دهیم که شرکت‌کنندگان باید قبل از دریافت جبران خسارت، از این خدمات استفاده نکنند. مازاد رفاه کاربران از فیسبوک در اینجا مثالی از چگونگی عملکرد این مثال آورده شده است. برای اندازه‌گیری مازاد رفاه مصرف کننده که توسط فیسبوک ایجاد شده، نمونه‌ای از بسترهایی که کاربران آمریکایی استفاده می‌کنند را به کار برده‌ایم و به آنها مبالغ مختلفی پیشنهاد دادیم تا برای یک ماه به آنها دسترسی نداشته باشند. برای اعتبارسنجی پاسخ‌ها، برخی از شرکت کنندگان بطور تصادفی انتخاب شدند تا مبالغ را دریافت کنند و از سرویس مورد نظر برای یک ماه استفاده نکنند. به طور موقت آنها را به عنوان دوستان فیسبوکی اضافه کردیم – البته با اجازه آنها – تا تأیید کنیم که برای آن ماه وارد سیستم نشده‌اند. حدود ۲۰درصد از کاربران موافقت كردند که در ازای پرداخت تنها یک دلار از خدمات مورد نظر استفاده نكنند. همچنین حدود ۲۰درصد کاربران نیز در ازای پرداخت‌های کمتر از یک هزار دلار قانع نشدند تا از دسترسی به این امکانات دست بکشند. میانگین مبالغی که برای جبران غرامت استفاده نکردن از فیسبوک به مدت یک ماه به دست آمد معادل ۴۸ دلار بود. بر اساس بررسی‌ها و تحقیقی که ما انجام دادیم، تخمین زده می‌شود که مصرف کنندگان ایالات متحده از زمان آغاز به کار فیسبوک در سال ۲۰۰۴، معادل ۲۳۱ میلیارد دلار ارزش از آن به دست آورده‌اند. مازاد رفاه فیسبوک برای کاربران اروپایی ما یک مطالعه مشابه در اروپا نیز انجام دادیم که مشخص شد شرکت کنندگان درمقابل جبران خسارت‌های لازم برای دسترسی نداشتن به فیسبوک برای یک ماه حدود ۹۷ یورو درخواست کردند. همچنین مشخص شد که کاربران با تعداد فالوورهای بیشتر،‌ ارزش بالاتری برای فیسبوک قائل هستند، این موضوع از آن حکایت دارد که اثرات شبکه‌سازی عاملی اصلی در ارزیابی ارزش فیسبوک است. افرادی که از اینستاگرام و یوتیوب هم استفاده می‌کنند، ارزش کمتری برای فیسبوک قائل هستند که نشان دهنده آن است که به عنوان جایگزین‌های فیسبوک قلمداد می‌شوند. به طور متوسط، زنان نسبت به مردان برای فیسبوک ارزش بیشتری قائلند و افراد مسن آن را بیشتر از افراد جوان ارزش‌گذاری می‌کنند – شاید به این دلیل که کاربران قدیمی‌تر با احتمال کمتری به سمت شبکه‌های اجتماعی جایگزین (مانند اسنپ‌چت و اینستاگرام) میل پیدا می‌کنند. پاسخ به یک ابهام در ارتباط با اقتصاد دیجیتال ممکن است کسی تصور کند که ارزش تولید شده توسط فیسبوک از طریق درآمد تبلیغاتی آن در تولید ناخالص داخلی محاسبه می‌شود. با این حال، برآوردهای ما نشان می‌دهد که این پلتفرم در ایالات متحده سالانه حدود ۵۰۰ دلار مازاد رفاه مصرف کننده برای هر کدام از کاربران ایجاد می‌کند که این عدد برای کاربران اروپا بسیار بیشتر است. در مقابل‌، متوسط درآمد سالانه هر کاربر برای فیسبوک تنها حدود ۱۴۰ دلار در ایالات متحده و ۴۴ دلار در اروپا است. به عبارت دیگر، فیسبوک یکی از پیشرفته‌ترین بسترهای تبلیغاتی را اداره می‌کند، اما درآمد تبلیغاتی آن تنها بخشی از کل مازاد تولید شده رفاه مصرف کننده را نشان می‌دهد. این نتایج،‌ مهر تاییدی بر تحقیقات مایکل اسپنس از دانشکده استرن نیویورک و بروس اوون از دانشگاه استنفورد است که نشان می‌دهد همیشه درآمد تبلیغاتی و مازاد رفاه مصرف کننده همبسته نیستند؛ مردم می‌توانند از مطالبی مانند ویکی پدیا یا ایمیل ارزش به دست بیاورند که درآمد تبلیغاتی زیادی هم ایجاد نمی‌کنند. بنابراین استفاده از درآمدهای تبلیغاتی به عنوان جایگزینی برای مازاد رفاه مصرف کننده، کار اشتباهی است. این موضوع، داستانی مشابه کالاهای دیجیتالی است که از حق عضویت کاربران و اشتراک‌ها درآمد کسب می کنند. به عنوان مثال، کاربران سالانه بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ دلار برای خدمات پخش فیلم در شرکت‌هایی مانند Netflix ، Hulu و HBO پرداخت می‌کنند. با این حال، بررسی‌های ما نشان می‌دهد که مازاد رفاه مصرف کننده حاصل از این خدمات بین پنج تا ۱۰ برابر آنچه کاربران حاضرند برای دسترسی به آنها پردازند، است. مهمترین دسته‌بندی کالاهای دیجیتال تأثیر مازاد رفاه مصرف کننده هنگامی که به دسته‌بندی کالاهای دیجیتال نگاه می‌کنید قوی‌تر است. ما مطالعاتی را برای اندازه‌گیری آن برای محبوب‌ترین دسته‌ها در ایالات متحده انجام دادیم که مشخص شد که «جستجو» با ارزش‌ترین دسته است (با ارزش متوسط بیش از ۱۷هزار دلار در سال) و به دنبال آن ایمیل و نقشه‌ها قرار می‌گیرند. این دسته‌ها جایگزین‌های آفلاین قابل مقایسه ندارند و بسیاری از افراد آنها را برای کار و زندگی روزمره ضروری می‌دانند. وقتی از شرکت کنندگان سؤال کردیم که برای دست کشیدن از کل دسته کالاهای دیجیتال، چقدر به آنها پرداخت کنیم، متوجه شدیم که این مبلغ از حاصل جمع مبالغ ارزش تکی برنامه‌ها و بسترهای آنلاین بیشتر است. این امر منطقی است، زیرا کالاهای یک گروه اغلب جایگزین یکدیگر هستند.   به دست آوردن اعداد درست اقتصاد دیجیتال در هنگام به دست آوردن سهم اقتصادی واقعی کالاهای دیجیتال، مشخص شد که ارزش مازاد مصرف کننده فقط یک کالای دیجیتالی – فیسبوک- در تولید ناخالص داخلی، به طور متوسط ۰٫۱۱ درصد در سال به رشد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۷ افزوده است. در این دوره، تولید ناخالص داخلی به طور متوسط ۱٫۸۳درصد در سال افزایش یافته است. بدیهی است که تولید ناخالص داخلی طی آن زمان، به طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از حد واقعی خود تخمین زده شده است. با همکاری با اقتصاددان‌های کانادایی اروین دویورت، فلیکس اگگرز و کوین فاکس از دانشگاه بریتیش کلمبیا، ما روشی برای اندازه‌گیری مزایای مرتبط با اقتصاد دیجیتال تهیه کردیم. تولید ناخالص داخلیB معیار جایگزینی است که چارچوب تولید ناخالص داخلی مرسوم را با کمی کردن سهم مازاد رفاه مصرف کننده از کالاهای رایگان، مشخص می‌کند. سیاست‌گذاران، مدیران و اقتصاددانان می‌توانند این سهم را با استفاده از روش نسبتاً ارزانی که قبلاً توضیح دادیم تخمین بزنند: یعنی انجام نظرسنجی‌ها در مقیاس بزرگ که از پاسخ دهندگان سؤال می‌کنند مبلغی که حاضرند دریافت کنند تا از یک کالای معین برای یک دوره زمانی خاص و پس از آن استفاده نکنند، چقدر است. سپس با اجرای مطالعات در مقیاس کوچکتر با مشوق‌های پولی واقعی‌، این نتایج را تأیید کنند. با کمی جمع‌آوری داده‌های اضافی‌، تغییرات در تولید ناخالص داخلی B می‌تواند به طور مرتب تخمین زده شود و در کنار به روزرسانی‌های تولید ناخالص داخلی معمولی به صورت سه ماهه یا سالانه منتشر شود. ساخت داشبوردی برای رفاه مشتری شاخص‌های کلان اقتصادی را می‌توان دقیقاً اندازه‌گیری کرد اما آنها فقط بخشی از واقعیت را بیان می‌کنند. معیارهای بهزیستی و رفاه تصویری واقعی از مصرف کنندگان ارائه می‌دهند، اما این معیارها داده‌های ذهنی‌تری دارند. با در نظر گرفتن مجموعه اقدامات، از جمله شاخص تولید ناخالص داخلی‌B، سیاست‌گذاران، نهادهای ناظر و سرمایه‌گذاران می‌توانند پایه و اساس بهتری برای تصمیم‌گیری ایجاد کنند. محدودیت‌های روش تولید ناخالص داخلیB روش ما دو محدودیت مهم دارد. در مرحله اول، برآوردهای تولید ناخالص داخلیB هنوز به دور از جامعیت است و به اندازه روش تولید ناخالص داخلی مرسوم دقیق نیست. لازم است تا ما کالاهای بیشتری را بررسی کنیم و آزمایش‌های ترجیحات آنلاین بیشتری را برای هر یک از کالاها انجام دهیم تا ارزیابی دقیق‌تری از سهم کامل کالاهای رایگان در اقتصاد را محاسبه کنیم. محدودیت دوم؛ همانند روش تولید ناخالص داخلی مرسوم، ارزیابی ما برخی از عوامل خارجی منفی مرتبط با کالا و خدمات، از جمله بسترهای آنلاین را در برنمی‌گیرد. مطالعات متعددی نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی می‌توانند منجر به رفتارهای اعتیادآور شوند و اینکه استفاده از اینترنت و تلفن‌های هوشمند ممکن است تأثیر منفی بر خوشبختی و سلامت روان افراد داشته باشد. برخی دیگر ادعا كرده‌اند كه بعضی از کالاهای دیجیتال به انسجام اجتماعی یا گفتمان سیاسی آسیب می‌رسانند یا هزینه‌هایی را در قالب نقض حریم خصوصی به مصرف کنندگان تحمیل می‌کنند. در حال حاضر، شاخص تولید ناخالص داخلیB تنها مزایا و هزینه‌های شخصی مرتبط با کالاها را در نظر میگیرد و نه هزینه‌ها و مزایای اجتماعی، همانطور که توسط شرکت کنندگان در آزمایش‌های ترجیحات آنلاین، این موضوع (شاید ناقص)ارزیابی شده است. نتیجه‌گیری برای پاسخ دادن به سوالاتی مانند چگونگی اعمال قانون و مقررات برای حوزه تکنولوژی، میزان یارانه‌ای که باید برای زیرساخت‌های دیجیتال در نظر گرفته شود و حتی اینکه کدام دسته از ابزارهای دیجیتالی جدید، منجر به خلق ارزش برای کارآفرینان می‌شود، بسته به درک درست از مزایای واقعی به دست آمده از اقتصاد دیجیتال است. روشی که معرفی شد می‌تواند به ما کمک کند تا مزایای به دست آمده از این کالاهای مرسوم –از غلات صبحانه گرفته تا سفر با جت- را کمی سازی کنیم. حتی با کمی جاه‌طلبی می‌توان به تخمین‌های دقیق‌تری از مزایای مرتبط با تغییر در کالاهای غیراقتصادی و عمومی همانند کیفیت هوا،‌ مراقبت‌های بهداشتی و زیرساخت‌ها دست یافت. در نهایت، همانطور که دولت‌ها، مدیران و محققان در سراسر جهان این رویکرد را اتخاذ می‌کنند، ارزیابی‌های ما در مورد اینکه کالاهای دیجیتال و غیردیجیتال چقدر بر رفاه ما تاثیر می‌گذارند، بهبود می‌یابد و با سنجش بهتر، مدیریت بهتری به دست می‌آید. منبع:  مجله اقتصادی هاروارد  

ادامه مطلب
بازاریابی کسب‌وکار کوچک
بازاریابی با بودجه کم برای کسب‌وکارهای کوچک؛ چگونه امکان پذیر است؟

معرفی روش‌هایی که کمترین هزینه را به کسب‌وکارهای کوچک برای بازاریابی تحمیل می‌کند اگر کسی از محصولات شما خبر نداشته باشد، قطعاً نمی‌تواند محصولی نیز بخرد. این همان امری است که بازاریابی را به چنین بخش مهمی از فعالیت‌های تجاری تبدیل کرده است. بسیاری از مشاغل کوچک منابع کافی مالی برای اختصاص دادن به کمپین‌های تبلیغاتی مانند تبلیغ محصول توسط برخی از بازیگران بزرگ را ندارند. خوشبختانه، اینترنت روش‌های زیادی را برای بازاریابی با بودجه کم برای کسب‌وکارهای کوچک معرفی کرده است. در ادامه به بررسی چندین استراتژی بازاریابی می‌پردازیم که مشاغل کوچک می‌توانند از آنها بهره برند بدون اینکه هزینه‌های زیادی را متحمل شوند. ۱- شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی با بودجه کم در دنیای امروز موارد بسیار کمی وجود دارد که همه از آن استفاده کنند؛ شبکه‌های اجتماعی یکی از آنهاست. درواقع ۳٫۴۸میلیارد نفر در سال ۲۰۱۹ از شبکه‌های اجتماعی استفاده کرده‌اند. این موضوع از آن حکایت دارد که برای مشتریان بازار هدف فرصتی عالی در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد و لازم است که بر روی این حوزه تمرکز ویژه داشت. بسترهای نرم‌افزاری که باید برای این کار استفاده کرد بسته به مخاطب هدف کمی متفاوت خواهد بود. بااین‌وجود تعداد بسیار زیادی از کاربران فیسبوک و اینستاگرام برای اکثر کسب‌وکارهای مختلف انتخابی مناسب است. کاربرد شبکه‌های اجتماعی فیسبوک با ۲٫۳۸ میلیارد کاربر بیشترین سهم بازار را در بین شبکه‌های اجتماعی در اختیار دارد. اینستاگرام حدود یک میلیارد کاربر دارد اما اشتراک‌گذاری مطالب در آن کمی ساده‌تر است. ذکر این نکته ضروری است که مردم عاشق محتوای تصویری هستند، بنابراین تدوین یک استراتژی اینستاگرام می‌تواند برای کسب‌وکارتان مفید واقع شود. لینکدین بر روی شبکه‌سازی اجتماعی برای کسب‌وکارها تمرکز دارد و منبع بسیار خوبی برای جذب کاربران است، به‌خصوص زمانی که حوزه فعالیت شرکت، حوزه کسب‌وکار به کسب‌وکار (B2B)باشد. ارتقا پست‌ها در فیسبوک قبلاً تبلیغات رایگان در فیسبوک کاملاً اثرگذار بود اما دیگر اینگونه نیست. حال با پرداخت هزینه‌های ارتقا پست (Boosted Posts) و درصورتی‌که این کار به‌خوبی انجام شود می‌تواند بازگشت سرمایه قابل قبولی را به دنبال داشته باشد. آمارها نشان می‌دهد که ۷۶درصد از افراد بالای ۳۵ سال محصولی را خریده‌اند که تبلیغ آن را در فیسبوک مشاهده کرده بودند. نحوه افزایش اثر گذاری مطالب در فیسبوک اولین قدم برای افزایش اثرگذاری پست‌ها، انتخاب مناسب مطالب تولیدی است. به یاد داشته باشید که محتوای تولیدی شما باید در درجه اول به مخاطبان کمک کند و برای آنها مفید باشد. به‌عنوان‌مثال، اگر حوزه فعالیت شما در زمینه املاک و مستغلات است و به دنبال مشتری هستید، در مورد نحوه آماده‌سازی ملک برای فروش، موارد اصلی در هنگام خرید ملک و غیره که مخاطبان به آن نیاز دارند، مطلب تهیه کنید. هر از چند گاهی خدمات خود را به مشتریان معرفی کنید اما هدف اصلی خود را کمک به مشتریان و افزایش دانش آنها در هنگام خریدوفروش املاک، قرار دهید. از تصاویر استفاده کنید چراکه برای جلب‌توجه کاربران مفید است و باعث می‌شود تا آنها تبلیغات شما را به یاد داشته باشند. درواقع، پست‌هایی که دارای تصاویر هستند حدود ۶۵۰درصد نسبت به پست‌های متنی جذابیت بیشتری دارند؛ اما مراقب باشید: فیسبوک دسترسی به تصاویری را که از ۲۰درصد کل متن تجاوز کند، محدود یا حذف می‌کند. از فضای زیرنویس استفاده کنید و فقط مهم‌ترین اطلاعات را بر روی تصاویر درج کنید. اینستاگرام اینستاگرام در درجه اول یک پلتفرم تصویر محور است. می‌دانیم که مردم دیدن تصاویر را نسبت به متن ترجیح می‌دهند، پس چرا از آن استفاده نکرد؟ اگر حوزه کاری شما در زمینه کافی‌شاپ است، چند عکس از کافه لاته خود بگیرد تا بعداً آنها را در اینستاگرام پست کنید. اگر مالک یک سالن زیبایی هستید با اجازه مشتریان خود عکس‌هایی را برای انتشار در اینستاگرام از خدمتتان بگیرید. همچنین لازم است از هشتگ‌های مرتبط برای افزایش احتمال دیده شدن مطالبتان اضافه کنید. لینکدین لینکدین یک بستر عالی برای شبکه‌سازی با سایر کسب‌وکارها است و می‌تواند شما را به‌عنوان یک متخصص در حوزه کاریتان معرفی کند. اگر بر روی بازاریابی B2B کار می‌کنید، لینکدین مختص شما است. جالب است بدانید بیش از ۸۰درصد از مشتریان راغب حوزه B2B از پلتفرم لینکدین به سمت کسب‌وکارها هدایت می‌شود. ۲- لیست ایمیل و بازاریابی با بودجه کم بازاریابی مستقیم از طریق نامه پستی در روزگار خود موفقیت‌آمیز بوده اما اکنون هیچ‌کس از خواندن نامه‌های ناخواسته خوشحال نمی‌شود. همچنین هزینه بالایی دارد و بازگشت سرمایه آن به‌شدت کاهش یافته است. طبق بررسی‌های مجله اقتصادی هاروارد، بازاریابی مستقیم از طریق نامه‌های پستی و ایمیل مارکتینگ نتایج مشابهی را به دنبال دارد؛ با این تفاوت که هزینه اولی نسبت به دومی بیش از ۱۰۰برابر است. همچنین بازگشت سرمایه ایمیل مارکتینگ ۹۵برابر نسبت به بازاریابی از طریق نامه پستی، بیشتر است. امکان ارائه اطلاعات بیشتر در ایمیل مارکتینگ لینک‌های دیجیتالی این امکان را به شما می‌دهد تا منابع زیادی را در اختیار مشتری قرار دهید. به‌عبارت‌دیگر شما می‌توانید اطلاعات زیادی را در ایمیل ارسالی –ایمیل‌هایی که برای جذب مشتری و هدایت آنها به سمت سایت ارسال شده‌اند- برای مشتریان قرار دهید. همچنین امکان آن وجود دارد تا افرادی را که در حال باز کردن ایمیل‌های شما هستند و برخی از مراحل برنامه‌ریزی‌شده توسط شما را طی می‌کنند، شناسایی کنید. حتماً ضروری است تا ایمیل‌هایی که برای کاربران ارسال می‌شود باکیفیت بالا و برای خوانندگان مفید باشد. در مورد اینکه برای کاربران چند بار ایمیل ارسال می‌کنید نیز محتاط باشید. افراد از اسپم‌ها تنفر دارند و حتی باید در نظر داشت که اطلاعات باکیفیت نیز زمانی که بیش‌ازحد برای کاربران ارسال می‌شود، می‌تواند برای بسیاری آزاردهنده باشد. موانع ایمیل مارکتینگ یكی از بزرگ‌ترین موانع این نوع بازاریابی آن است كه صاحبان کسب‌وکارها غالباً احساس می‌کنند كه لیست ایمیل آنها به‌اندازه‌ای کوچک است که ارزش زمان صرف شده برای ایجاد ایمیل‌ها را جبران نمی‌کند. لیست مشترکین خود را از طریق کمپین‌های شبکه‌های اجتماعی بسازید یا از مشتریان دعوت کنید تا در هنگام خرید محصولات در خبرنامه سایت ثبت‌نام کنند. از اینکه چقدر مشترکین ایمیلی که با درخواست شما ثبت‌نام کرده‌اند، برای سایت و محصولاتتان ارزشمند خواهد بود متعجب می‌شوید. البته اطمینان حاصل کنید که خبرنامه سایت ارزش خواندن و وقت گذاشتن را دارد ؛ همچنین ایمیل‌های شما مستقیماً وارد پوشه اسپم کاربران نمی‌شود. ۳- سئو و بازاریابی با بودجه کم گوگل در هر ثانیه به بیش از ۴۰هزار پرسش، پاسخ می‌دهد. اگر تابه‌حال فکر کرده‌اید که چرا کسب‌وکار شما باید در نتایج گوگل نشان داده شود، پاسخ شما اینجاست: مردم در گوگل به دنبال اطلاعات هستند بنابراین لازم است این اطلاعات را برای مشتریان بازار هدف خود فراهم کنید. سئو موضوعی گسترده است اما مهم‌ترین بخش آن فراهم کردن محتوای باکیفیت و مفید برای مخاطبان است؛ یعنی با پر کردن محتوای تولیدی با کلمات کلیدی مرتبط و تصاویر چشم‌نواز آن را بهینه کنید. عناوینی مطرح کنید که با خواندن مقاله به دانش کاربران بیفزاید. پاسخ کامل و دقیق به یک سؤال می‌تواند به‌صورت پاسخ ویژه یا برجسته گوگل (Featured Snippet) به نمایش درآید و محتوای شما را در بالای صفحه گوگل نشان دهد. لازم است تا از بهینه‌سازی سئو محلی نیز استفاده کنید، زیرا در بازار محلی رقابت کمتری وجود دارد. نام مکان را در پست‌های خود قرار دهید و یک حساب کاری با گوگل ایجاد کنید تا موتور جستجو بتواند پرس‌وجوهای محلی را به شما نشان دهد. ۴- برنامه ارجاع مشتری اگر مشتریان برند شما را دوست دارند، چرا به آنها فرصتی نمی‌دهید تا از شما حمایت کنند؟ برخی ممکن است این کار را با تعریف کردن از محصولات شما -محصولاتی که خودشان دوست دارند- برای دوستانشان انجام دهند؛ اما اکثر آنها می‌توانند کارهای بیشتری انجام دهند. یک «برنامه ارجاع مشتری» راهی مناسب برای این امر است. به این موضوع فکر کنید که چه چیزی می‌تواند برای مشتریانتان ارزشمند باشد و آن را به مشتریان پیشنهاد دهید. یک روش درست و واقعی آن است که در صورت خرید دوباره مشتریان به آنها تخفیف بیشتری بدهید. بااین‌حال، مشکل این روش آن است که مشتری بیشتر بر روی تخفیف‌ها تمرکز دارد تا اینکه مشتریان راغب بیشتری را معرفی کند. احتمال اینکه مشتریان راغب از چرخه خرید خارج شوند بیشتر است. روشی برای جذب مشتریان راغب به‌جای روش اخیر می‌توان از روش ردیابی استفاده کرد. به مشتریان خود کد ارجاعی بدهید که بتوانند به دوستان خود تحویل دهند. سپس وقتی دوستانشان از کد استفاده می‌کنند، هم دوست و هم مشتری ارزش‌افزوده‌ای را دریافت می‌کنند. این ارزش‌افزوده می‌تواند یک اعتبار برای خرید بعدی آنها یا حتی پول نقد پرداختی به مشتریان باشد. خلاق باشید و به آنچه قادر است مشتریان فعلی شما را به سفیران برندتان ارتقا دهد، فکر کنید. بازاریابی برای موفقیت کسب‌وکارها ضروری است اما بودجه هنگفت خیر. شبکه‌های اجتماعی، کمپین‌های ایمیل مارکتینگ، سئو و برنامه‌های ارجاعی همه روش‌هایی عالی هستند که می‌توان بدون تحمل هزینه‌های سنگین محصولات خود را به‌خوبی معرفی و تبلیغ کنید. بازاریابی با بودجه کم را همین الان شروع کنید. منبع: business.com

ادامه مطلب
مشاهده همه
عناوین برتر