نحوه محاسبه حجم اقتصاد دیجیتال
محاسبه حجم واقعی اقتصاد دیجیتال چرا اهمیت دارد؟

در مطلب قبلی اقتصاد دیجیتال را توضیح دادیم، از دشواری‌های محاسبه آن گفتیم و به نواقص روش مرسوم تولید ناخالص داخلی اشاره کردیم. حال در ادامه تلاش می‌کنیم که به اهمیت محاسبه حجم واقعی اقتصاد دیجیتال بپردازیم. مخارج مصرف‌کننده – که مبنای محاسبه تولید ناخالص داخلی است- را می‌توان با کمک حساب‌ها و صندوق پول شرکت‌ها محاسبه کرد؛ این مخارج در صورت‌های مالی شرکت‌ها به عنوان درآمد قید می‌شود. در مقابل، مازاد رفاه مصرف کننده به طور مستقیم قابل مشاهده نیست و این یکی از دلایلی است که برای اندازه‌گیری حجم اقتصاد از آن استفاده نشده است. انقلاب دیجیتال  انقلاب دیجیتال نه تنها چالش‌های اندازه‌گیری حجم اقتصاد را به وجود آورده بلکه ابزارهای اندازه‌گیری جدیدی را نیز معرفی کرده است. در پژوهش‌های مجله اقتصادی هاروارد، از تکنیک‌های نظرسنجی دیجیتال برای انجام آزمایش‌های گسترده به منظور بررسی خرید و انتخاب‌های آنلاین استفاده شده تا ترجیحات هزارن نفر از مشتریان ارزیابی شود. این نتایج به ما امکان می‌دهد تا مازاد رفاه مصرف کننده را برای انواع زیادی از کالاها، از جمله کالاهای رایگان که در آمار تولید ناخالص داخلی از قلم افتاده‌اند، تخمین بزنیم. فرایند کار به این صورت است که از شرکت کنندگان خواسته می‌شود تا انتخاب کنند. در بعضی موارد، ما از آنها می‌خواهیم تا بین کالاهای مختلف انتخاب کنند (برای مثال، «آیا می‌خواهید به مدت یک ماه به ویکی‌پدیا یا فیسبوک دسترسی نداشته باشید؟». در برخی موارد دیگر، آنها بین دسترسی به کالای دیجیتال یا کنار گذاشتن آن در ازای پرداخت غرامت پولی انتخاب می‌کنند («آیا می‌خواهید ۱۰ دلار دریافت کنید و در ازای آن برای یک ماه به ویکی پدیا دسترسی نداشته باشید؟». برای اینکه مطمئن شویم افراد ترجیحات واقعی خود را انتخاب کرده‌اند، آزمایش‌هایی را انجام می‌دهیم که شرکت‌کنندگان باید قبل از دریافت جبران خسارت، از این خدمات استفاده نکنند. مازاد رفاه کاربران از فیسبوک در اینجا مثالی از چگونگی عملکرد این مثال آورده شده است. برای اندازه‌گیری مازاد رفاه مصرف کننده که توسط فیسبوک ایجاد شده، نمونه‌ای از بسترهایی که کاربران آمریکایی استفاده می‌کنند را به کار برده‌ایم و به آنها مبالغ مختلفی پیشنهاد دادیم تا برای یک ماه به آنها دسترسی نداشته باشند. برای اعتبارسنجی پاسخ‌ها، برخی از شرکت کنندگان بطور تصادفی انتخاب شدند تا مبالغ را دریافت کنند و از سرویس مورد نظر برای یک ماه استفاده نکنند. به طور موقت آنها را به عنوان دوستان فیسبوکی اضافه کردیم – البته با اجازه آنها – تا تأیید کنیم که برای آن ماه وارد سیستم نشده‌اند. حدود ۲۰درصد از کاربران موافقت كردند که در ازای پرداخت تنها یک دلار از خدمات مورد نظر استفاده نكنند. همچنین حدود ۲۰درصد کاربران نیز در ازای پرداخت‌های کمتر از یک هزار دلار قانع نشدند تا از دسترسی به این امکانات دست بکشند. میانگین مبالغی که برای جبران غرامت استفاده نکردن از فیسبوک به مدت یک ماه به دست آمد معادل ۴۸ دلار بود. بر اساس بررسی‌ها و تحقیقی که ما انجام دادیم، تخمین زده می‌شود که مصرف کنندگان ایالات متحده از زمان آغاز به کار فیسبوک در سال ۲۰۰۴، معادل ۲۳۱ میلیارد دلار ارزش از آن به دست آورده‌اند. مازاد رفاه فیسبوک برای کاربران اروپایی ما یک مطالعه مشابه در اروپا نیز انجام دادیم که مشخص شد شرکت کنندگان درمقابل جبران خسارت‌های لازم برای دسترسی نداشتن به فیسبوک برای یک ماه حدود ۹۷ یورو درخواست کردند. همچنین مشخص شد که کاربران با تعداد فالوورهای بیشتر،‌ ارزش بالاتری برای فیسبوک قائل هستند، این موضوع از آن حکایت دارد که اثرات شبکه‌سازی عاملی اصلی در ارزیابی ارزش فیسبوک است. افرادی که از اینستاگرام و یوتیوب هم استفاده می‌کنند، ارزش کمتری برای فیسبوک قائل هستند که نشان دهنده آن است که به عنوان جایگزین‌های فیسبوک قلمداد می‌شوند. به طور متوسط، زنان نسبت به مردان برای فیسبوک ارزش بیشتری قائلند و افراد مسن آن را بیشتر از افراد جوان ارزش‌گذاری می‌کنند – شاید به این دلیل که کاربران قدیمی‌تر با احتمال کمتری به سمت شبکه‌های اجتماعی جایگزین (مانند اسنپ‌چت و اینستاگرام) میل پیدا می‌کنند. پاسخ به یک ابهام در ارتباط با اقتصاد دیجیتال ممکن است کسی تصور کند که ارزش تولید شده توسط فیسبوک از طریق درآمد تبلیغاتی آن در تولید ناخالص داخلی محاسبه می‌شود. با این حال، برآوردهای ما نشان می‌دهد که این پلتفرم در ایالات متحده سالانه حدود ۵۰۰ دلار مازاد رفاه مصرف کننده برای هر کدام از کاربران ایجاد می‌کند که این عدد برای کاربران اروپا بسیار بیشتر است. در مقابل‌، متوسط درآمد سالانه هر کاربر برای فیسبوک تنها حدود ۱۴۰ دلار در ایالات متحده و ۴۴ دلار در اروپا است. به عبارت دیگر، فیسبوک یکی از پیشرفته‌ترین بسترهای تبلیغاتی را اداره می‌کند، اما درآمد تبلیغاتی آن تنها بخشی از کل مازاد تولید شده رفاه مصرف کننده را نشان می‌دهد. این نتایج،‌ مهر تاییدی بر تحقیقات مایکل اسپنس از دانشکده استرن نیویورک و بروس اوون از دانشگاه استنفورد است که نشان می‌دهد همیشه درآمد تبلیغاتی و مازاد رفاه مصرف کننده همبسته نیستند؛ مردم می‌توانند از مطالبی مانند ویکی پدیا یا ایمیل ارزش به دست بیاورند که درآمد تبلیغاتی زیادی هم ایجاد نمی‌کنند. بنابراین استفاده از درآمدهای تبلیغاتی به عنوان جایگزینی برای مازاد رفاه مصرف کننده، کار اشتباهی است. این موضوع، داستانی مشابه کالاهای دیجیتالی است که از حق عضویت کاربران و اشتراک‌ها درآمد کسب می کنند. به عنوان مثال، کاربران سالانه بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ دلار برای خدمات پخش فیلم در شرکت‌هایی مانند Netflix ، Hulu و HBO پرداخت می‌کنند. با این حال، بررسی‌های ما نشان می‌دهد که مازاد رفاه مصرف کننده حاصل از این خدمات بین پنج تا ۱۰ برابر آنچه کاربران حاضرند برای دسترسی به آنها پردازند، است. مهمترین دسته‌بندی کالاهای دیجیتال تأثیر مازاد رفاه مصرف کننده هنگامی که به دسته‌بندی کالاهای دیجیتال نگاه می‌کنید قوی‌تر است. ما مطالعاتی را برای اندازه‌گیری آن برای محبوب‌ترین دسته‌ها در ایالات متحده انجام دادیم که مشخص شد که «جستجو» با ارزش‌ترین دسته است (با ارزش متوسط بیش از ۱۷هزار دلار در سال) و به دنبال آن ایمیل و نقشه‌ها قرار می‌گیرند. این دسته‌ها جایگزین‌های آفلاین قابل مقایسه ندارند و بسیاری از افراد آنها را برای کار و زندگی روزمره ضروری می‌دانند. وقتی از شرکت کنندگان سؤال کردیم که برای دست کشیدن از کل دسته کالاهای دیجیتال، چقدر به آنها پرداخت کنیم، متوجه شدیم که این مبلغ از حاصل جمع مبالغ ارزش تکی برنامه‌ها و بسترهای آنلاین بیشتر است. این امر منطقی است، زیرا کالاهای یک گروه اغلب جایگزین یکدیگر هستند.   به دست آوردن اعداد درست اقتصاد دیجیتال در هنگام به دست آوردن سهم اقتصادی واقعی کالاهای دیجیتال، مشخص شد که ارزش مازاد مصرف کننده فقط یک کالای دیجیتالی – فیسبوک- در تولید ناخالص داخلی، به طور متوسط ۰٫۱۱ درصد در سال به رشد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۷ افزوده است. در این دوره، تولید ناخالص داخلی به طور متوسط ۱٫۸۳درصد در سال افزایش یافته است. بدیهی است که تولید ناخالص داخلی طی آن زمان، به طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از حد واقعی خود تخمین زده شده است. با همکاری با اقتصاددان‌های کانادایی اروین دویورت، فلیکس اگگرز و کوین فاکس از دانشگاه بریتیش کلمبیا، ما روشی برای اندازه‌گیری مزایای مرتبط با اقتصاد دیجیتال تهیه کردیم. تولید ناخالص داخلیB معیار جایگزینی است که چارچوب تولید ناخالص داخلی مرسوم را با کمی کردن سهم مازاد رفاه مصرف کننده از کالاهای رایگان، مشخص می‌کند. سیاست‌گذاران، مدیران و اقتصاددانان می‌توانند این سهم را با استفاده از روش نسبتاً ارزانی که قبلاً توضیح دادیم تخمین بزنند: یعنی انجام نظرسنجی‌ها در مقیاس بزرگ که از پاسخ دهندگان سؤال می‌کنند مبلغی که حاضرند دریافت کنند تا از یک کالای معین برای یک دوره زمانی خاص و پس از آن استفاده نکنند، چقدر است. سپس با اجرای مطالعات در مقیاس کوچکتر با مشوق‌های پولی واقعی‌، این نتایج را تأیید کنند. با کمی جمع‌آوری داده‌های اضافی‌، تغییرات در تولید ناخالص داخلی B می‌تواند به طور مرتب تخمین زده شود و در کنار به روزرسانی‌های تولید ناخالص داخلی معمولی به صورت سه ماهه یا سالانه منتشر شود. ساخت داشبوردی برای رفاه مشتری شاخص‌های کلان اقتصادی را می‌توان دقیقاً اندازه‌گیری کرد اما آنها فقط بخشی از واقعیت را بیان می‌کنند. معیارهای بهزیستی و رفاه تصویری واقعی از مصرف کنندگان ارائه می‌دهند، اما این معیارها داده‌های ذهنی‌تری دارند. با در نظر گرفتن مجموعه اقدامات، از جمله شاخص تولید ناخالص داخلی‌B، سیاست‌گذاران، نهادهای ناظر و سرمایه‌گذاران می‌توانند پایه و اساس بهتری برای تصمیم‌گیری ایجاد کنند. محدودیت‌های روش تولید ناخالص داخلیB روش ما دو محدودیت مهم دارد. در مرحله اول، برآوردهای تولید ناخالص داخلیB هنوز به دور از جامعیت است و به اندازه روش تولید ناخالص داخلی مرسوم دقیق نیست. لازم است تا ما کالاهای بیشتری را بررسی کنیم و آزمایش‌های ترجیحات آنلاین بیشتری را برای هر یک از کالاها انجام دهیم تا ارزیابی دقیق‌تری از سهم کامل کالاهای رایگان در اقتصاد را محاسبه کنیم. محدودیت دوم؛ همانند روش تولید ناخالص داخلی مرسوم، ارزیابی ما برخی از عوامل خارجی منفی مرتبط با کالا و خدمات، از جمله بسترهای آنلاین را در برنمی‌گیرد. مطالعات متعددی نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی می‌توانند منجر به رفتارهای اعتیادآور شوند و اینکه استفاده از اینترنت و تلفن‌های هوشمند ممکن است تأثیر منفی بر خوشبختی و سلامت روان افراد داشته باشد. برخی دیگر ادعا كرده‌اند كه بعضی از کالاهای دیجیتال به انسجام اجتماعی یا گفتمان سیاسی آسیب می‌رسانند یا هزینه‌هایی را در قالب نقض حریم خصوصی به مصرف کنندگان تحمیل می‌کنند. در حال حاضر، شاخص تولید ناخالص داخلیB تنها مزایا و هزینه‌های شخصی مرتبط با کالاها را در نظر میگیرد و نه هزینه‌ها و مزایای اجتماعی، همانطور که توسط شرکت کنندگان در آزمایش‌های ترجیحات آنلاین، این موضوع (شاید ناقص)ارزیابی شده است. نتیجه‌گیری برای پاسخ دادن به سوالاتی مانند چگونگی اعمال قانون و مقررات برای حوزه تکنولوژی، میزان یارانه‌ای که باید برای زیرساخت‌های دیجیتال در نظر گرفته شود و حتی اینکه کدام دسته از ابزارهای دیجیتالی جدید، منجر به خلق ارزش برای کارآفرینان می‌شود، بسته به درک درست از مزایای واقعی به دست آمده از اقتصاد دیجیتال است. روشی که معرفی شد می‌تواند به ما کمک کند تا مزایای به دست آمده از این کالاهای مرسوم –از غلات صبحانه گرفته تا سفر با جت- را کمی سازی کنیم. حتی با کمی جاه‌طلبی می‌توان به تخمین‌های دقیق‌تری از مزایای مرتبط با تغییر در کالاهای غیراقتصادی و عمومی همانند کیفیت هوا،‌ مراقبت‌های بهداشتی و زیرساخت‌ها دست یافت. در نهایت، همانطور که دولت‌ها، مدیران و محققان در سراسر جهان این رویکرد را اتخاذ می‌کنند، ارزیابی‌های ما در مورد اینکه کالاهای دیجیتال و غیردیجیتال چقدر بر رفاه ما تاثیر می‌گذارند، بهبود می‌یابد و با سنجش بهتر، مدیریت بهتری به دست می‌آید. منبع:  مجله اقتصادی هاروارد  

ادامه مطلب
استراتژی دیجیتال مارکتینگ و تجارت الکترونیک
استراتژی دیجیتال مارکتینگ در قاب تجارت الکترونیک

اداره کردن یک کسب‌وکار موفق در سال ۲۰۱۹ در حوزه تجارت الکترونیک(Ecommerce)، به معنای داشتن یک استراتژی بازاریابی دیجیتال مؤثر و کارا است. بازاریابی برای رشد تعداد مشتریان، دست یافتن به سرنخ‌های فروش و افزایش درآمد حیاتی است. استراتژی‌های مناسب بازاریابی دیجیتال در حوزه تجارت الکترونیک می‌تواند به شما کمک کند تا کسب‌وکار خود را به‌صورت تصاعدی رشد دهید و به یک شرکت سودآور و قوی تبدیل شوید. در این مطلب استراتژی‌های کلیدی بازاریابی دیجیتال در سال ۲۰۱۹ که قادر هستند کسب‌وکار شما در حوزه تجارت الکترونیک را به سطحی بالاتر برسانند، موردبررسی قرار خواهند گرفت. برخی از این استراتژی‌ها که در این مطلب بررسی می‌شوند مختص فروش در مارکت پلیس‌هایی مانند آمازون هستند، اما اکثر آنها را می‌توان در هر نوع تجارت الکترونیکی استفاده کرد. تعریف برند قبل از ایجاد استراتژی مؤثر بازاریابی دیجیتال، باید بدانید که -به‌عنوان یک برند- چه کسی هستید. برند شما بر هر چیزی که انجام می‌دهید تأثیر می‌گذارد، از نام برند و کالاها و خدماتی که می‌فروشید تا چگونگی معرفی خودتان و توانایی‌هایی که دارید: نه‌تنها ازنظر کپی‌رایتینگ و پیامی که انتقال می‌دهید بلکه از هر نظر -مانند کانال‌هایی که استفاده می‌کنید- تأثیر برجای می‌گذارد. برای تعریف برند نکات زیر را در نظر بگیرید: گزاره ارزش خاص و منحصربه‌فرد (UVP) شما چیست؟ بازار هدف شما چیست؟ چه چیزی نحوه انجام کار شما را خاص می‌کند؟ توسعه محصول توسعه محصول بخشی اساسی از بازاریابی است. حتی بهترین بازاریابی دیجیتال نیز نمی‌تواند محصول غیرقابل فروشی را به فروش برساند. در تجارت الکترونیک جذب مخاطب به صفحات محصولات شما در رتبه‌بندی صفحه نتایج، بخش بزرگی از کار است. این مرحله باید محصولاتی را شامل شود که مردم تمایل به خرید آن دارند و نیز رقابت شدیدی در فروش آن وجود ندارد. اجرای تست‌های (A/B) به شما کمک می‌کند تا محصولات و استراتژی‌های بازاریابی را که احتمال فروش را بالا می‌برد، را بشناسید. قیمت‌گذاری مناسب محصولات نیز بسیار مهم است. به‌عنوان بخشی از فرایند توسعه محصول، قیمت‌هایی را تعیین کنید که در کنار فروش مناسب، میزان سود شما را نیز به حداکثر می‌رساند. تحقیق کلمات کلیدی کلمات کلیدی به دو دلیل اهمیت دارند. اول، برای اهداف سئو؛ یعنی رتبه محصولات شما در مارکت پلیس‌هایی مانند آمازون و یا صفحه نتایج جستجو در گوگل (SERP)، که این خود به پلت‌فرمی که استفاده می‌کنید بستگی دارد. درهرصورت سئو برای هدایت ترافیک به محصولات شما در سایت بسیار مهم است. دوم، کلمات کلیدی می‌توانند تعداد سرنخ‌های فروش را افزایش دهند یعنی مخاطبان را به مشتری تبدیل می‌کند. بنابراین تحقیق کلمات کلیدی گامی مهم در شکل‌گیری استراتژی بازاریابی دیجیتال در فضای تجارت الکترونیک است. با استفاده از روش طوفان فکری، تمام عبارات و کلمات کلیدی را که احتمال می‌دهید مشتریان شما آنها را جستجو کنند، مشخص کنید. سپس کلمات به‌دست‌آمده را از طریق ابزارهایی مانند keyword planner و SEMrush تحلیل کنید، کلمات مرتبط را پیداکرده و از بین آنها بهترین و مفیدترین کلمات کلیدی را انتخاب کنید. بهینه کردن لیست محصولات منظور از بهینه‌سازی لیست محصولات در یک مارکت پلیس عبارت است از: بهینه‌سازی محصولات برای جستجو -مخصوصاً مارکت پلیس‌هایی مانند آمازون- بهینه‌سازی تمام عناصری که فکر می‌کنید محصولات شما را در رتبه بهتری در صفحه نتایج جستجو قرار می‌دهد. بهینه‌سازی برای نرخ تبدیل از طریق کپی رایتینگ، تصاویر و سایر عناصری که برای فروش محصول شما طراحی شده‌اند با استفاده از کلمات کلیدی مناسب راه طولانی که برای رسیدن به هدف اصلی لازم است را طی می‌کنید. باید برای هر لیستی از محصولات چندین کلمه کلیدی وجود داشته باشد، همچنین کلمات کلیدی طولانی در هرجایی که امکان داشته باشد باید به کار رود. در مورد لیست محصولات آمازون، باید تمام کلمات کلیدی اصلی را در عنوان محصول درج کنید، بولت‌ها در بالای لیست محصولات و توضیحات آن قرار گیرد. داستان بالا بردن نرخ‌های تبدیل پیچیدگی‌های خاصی دارد که در ادامه به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم: از تکنیک کپی رایتینگ مؤثر برای فروش محصولات استفاده کنید، مزایا (و مزایای مزایا) محصولات را مشخص کنید تا حد امکان جزئیات بیشتری از محصول خود را بیان کنید؛ جزئیاتی مانند ابعاد، مواد اولیه، لوازم جانبی و … از تصاویر محکمی استفاده کنید که به‌روشنی ویژگی‌های محصول شما را نشان دهد. مطمئن شوید که کیفیت تصاویر قابلیت بزرگ‌نمایی داشته باشند اطمینان حاصل کنید که لیست محصولات شما در تلفن همراه نیز به‌خوبی نمایش داده می‌شود خوب معرفی کردن محصول به بازار در سایت آمازون رتبه‌بندی محصولات تا حد زیادی با حجم فروش مشخص می‌شود، چراکه آمازون می‌خواهد محصولاتی را برجسته کند که امکان درآمدزایی دارند. این بدان معناست که برای رتبه‌بندی و درنتیجه فروش بیشتر، ابتدا باید اقدام به فروش محصول کنید. هفت روز اول پس از معرفی محصول به بازار بسیار مهم است، بنابراین بسیار اهمیت دارد که در این هفت روز مقدار فروش خوبی داشته باشید. اینکه بخواهید محصول خود را در آمازون، دیجی‌کالا و هر جای دیگری به فروش برسانید، خوب معرفی کردن محصول به بازار برای هویت بخشی به برند و فروش محصولاتتان بسیار اهمیت دارد. برای معرفی و عرضه محصول به بازار باید آمادگی لازم را داشته باشید. قبل از عرضه محصول به بازار، آن را معرفی کنید و تاریخ ارائه آن به بازار را مشخص کنید. برای محصول خود یک صفحه فرود طراحی کرده و ایمیل افرادی که به آن علاقه دارند را جمع‌آوری کنید. زمانی که محصول به بازار عرضه شد و افراد را به خرید محصول تشویق کردید سپس می‌توانید با آنها ارتباط برقرار کنید. لازم به یادآوری نیست که ایجاد یک لیست ایمیل قوی برای بازاریابی در این حوزه بسیار اهمیت دارد. بازاریابی دیجیتال، بازاریابی برون‌گرا زمانی که محصول شما به بازار عرضه می‌شود، راه‌های دیگری نیز وجود دارد تا به صفحه لیست محصولات خود ترافیک بیاورید. یکی از آنها تبلیغات کلیکی (PPC) است که نیاز به هزینه دارد اما زمانی که محصول هنوز دارای مشتری کافی نیست گزینه خوبی است. بازاریابی شبکه‌های اجتماعی نیز در بسترهای مختلف همانند فیسبوک، اینستاگرام، تلگرام و غیره راهی عالی برای آگاهی از محصول و هدایت مخاطبان به لیست محصولات ارائه شده شماست. با ایجاد محتوای جذاب –که قابلیت به اشتراک گذاشته شدن داشته باشند(ویروسی)- می‌توان به مخاطبان بیشتری دست یافت. با درکی درست از اصول بازاریابی دیجیتال و تجارت الکترونیک، می‌توان استراتژی دیجیتال مارکتینگی طراحی کرد که قادر است به مشتریان و برند کسب‌وکار شکل دهد، مخاطبان بیشتری به سایت بیاورد و این مخاطبان را به مشتری تبدیل کند. این به‌نوبه خود، باعث افزایش فروش شده و می‌تواند در مدت‌زمان نسبتاً کوتاهی به کسب‌وکار شما رونق دهد. منبع: rightmixmarketing.com

ادامه مطلب
از اقتصاد دیجیتال چه می دانیم
چگونه باید ارزش اقتصاد دیجیتال را اندازه‌گیری کرد؟

فرض کنید به شما پیشنهاد داده می‌شود تا در ازای آنکه یک ماه به جستجو گوگل دسترسی نداشته باشید، ۱۰دلار به شما پرداخت شود. نه؟ ۱۰۰دلار چطور؟ هزار دلار؟ چقدر باید به شما پرداخت شود تا اجازه دسترسی به ویکی پدیا را از شما بگیریم؟ جواب‌هایی که به این سوالات داده می‌شود می‌تواند در ارزیابی و اندازه‌گیری سهم اقتصاد دیجیتال مفید واقع شود. اما در ابتدا لازم است تعریفی از اقتصاد دیجیتال ارائه شود. اقتصاد دیجیتال چیست؟ اقتصاد دیجیتال به اقتصادی اشاره دارد که مبتنی بر محاسبات تکنولوژی‌محور است، همچنین این مفهوم به عنوان «انجام دادن فعالیت اقتصادی از طریق بازارهایی مبتنی بر اینترنت و شبکه گسترده جهانی» در نظر گرفته شده است. اقتصاد دیجیتال همچنین به اقتصاد اینترنتی،‌ اقتصاد جدید یا اقتصاد شبکه‌ای اشاره دارد. اقتصاد دیجیتال به طور فزاینده‌ای با اقتصاد سنتی در هم تنیده است که این خود تشخیص اندازه آن را مشکل می‌کند. اقتصاد دیجیتال در آمریکا در سال ۲۰۱۸ آمریکایی‌ها به طور متوسط در هر روز معادل ۶٫۳ساعت بر روی رسانه‌های دیجیتال وقت صرف کرده‌اند. این زمان نه فقط برای گوگل و ویکی پدیا بلکه شبکه‌های اجتماعی،‌ کلاس‌های آنلاین، نقشه‌ها، پیام‌رسانی، ویدئوکنفرانس، موسیقی، اپلیکیشن‌های تلفن هوشمند و سایر موارد است. رسانه‌های دیجیتال سهم بزرگ و روبه رشدی از زمان بیداری ما را مصرف می‌کنند‌. اما این کالاها و خدمات تا حد زیادی در محاسبات رسمی فعالیت‌های اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی و بهره‌وری (که صرفاً تولید ناخالص داخلی به ازای هر ساعت کار است) در نظر گرفته نمی‌شود. ما به موسیقی نسبت به قبل بیشتر و بهتر گوش می‌دهیم‌، به آسانی از ابزارهای مسیریابی استفاده می‌کنیم، با همکاران و دوستان خود به طرق مختلف و متنوعی ارتباط برقرار می‌کنیم و از مزایای بی‌شمار دیگری که ۴۰ سال پیش قابل تصور نبود، لذت می‌بریم. اما اگر فقط به اعداد تولید ناخالص داخلی توجه کنید، فکر می‌کنید که انقلاب دیجیتال هرگز اتفاق نیفتاده است. سهم بخش اطلاعات به عنوان قسمتی از کل تولید ناخالص داخلی از سال ۱۹۸۰ به بعد تغییر چندانی نکرده است، سالانه ارقامی بین چهار تا پنج درصدی را نشان می‌دهد، فقط در سال ۲۰۱۸ به پنج ونیم درصد رسید. برای مشخص کردن این موضوع می‌توان به جمله مشهور رابرت سولو اقتصاددان نامدار اشاره کرد: «ما عصر دیجیتال را در همه جوانب به جز آمار تولید ناخالص داخلی مشاهده می‌کنیم». چرا محاسبه اقتصاد دیجیتال دشوار است؟ دلیل محاسبه نکردن ارزش کامل اقتصاد دیجیتال آن است که تولید ناخالص داخلی براساس آنچه مردم برای کالاها و خدمات می‌پردازند‌، اندازه‌گیری می‌شود. با در نظر گرفتن استثنائاتی، اگر کالایی قیمت صفر داشته باشد‌، در تولید ناخالص داخلی به اندازه صفر محاسبه می‌شود. اما بیشتر ما از کالاهای دیجیتال رایگان مانند ویکی‌پدیا و نقشه‌های آنلاین نسبت به نسخه‌های گران قیمت کاغذی آنها، ارزش بیشتری به دست می‌آوریم. سیاست گذاران از داده‌های تولید ناخالص داخلی برای تصمیم گیری در مورد چگونگی سرمایه‌گذاری، از زیرساخت‌ها و تحقیق‌وتوسعه گرفته تا آموزش و تبلیغات در فضای مجازی استفاده می‌کنند. نهادهای ناظر از آن برای قانون‌گذاری استفاده می‌کنند که این خود بر روی شرکت‌های حوزه تکنولوژی و سایر سازمان‌ها تأثیر می‌گذارد. از آنجایی که مزایای دیجیتالی شدن به طور چشمگیری دست کم گرفته می‌شود، سیاست‌ها و تصمیمات اتخاذ شده با درکی ضعیف از واقعیت‌ها‌ به اجرا گذاشته می‌شوند. مدیریت موثر اقتصاد دیجیتال به توانایی ما در ارزیابی دقیق ارزش کالاها و خدمات رایگان دیجیتال بستگی دارد. به همین دلیل تکنیک جدیدی برای اندازه‌گیری میزان پرداخت مصرف کنندگان برای محصولات دیجیتال و نیز میزان سود و مطلوبیت اکتسابی آنها در این گزارش تهیه شده است. به عنوان مثال، تحقیقات مجله کسب وکار هاروارد با فلیکس اگگرز، از دانشگاه گرونینگن‌، نشان داد که فیسبوک به تنهایی از سال ۲۰۰۴ تاکنون بیش از ۲۲۵ میلیارد دلار ارزش –ارزشی که در تولید ناخالص داخلی اندازه‌گیری نمی‌شود-برای مصرف‌کنندگان ایجاد کرده است. گرفتن سود غیرقابل اندازه‌گیری کالاهای رایگان مشکلی جدید نیست: به موج‌های ابتکاری نوآوری فکر کنید که محصولات تقریبا رایگانی مانند آنتی‌بیوتیک‌ها‌، رادیو و تلویزیون تولید کرده‌اند که به وضوح ارزش قابل توجهی را به مصرف کننده انتقال می‌دهند. با توجه به رشد فوق‌العاده سریع کالاها و خدمات دیجیتال در اقتصاد، زمان آنکه این مشکل حل شود، گذشته است. تولید ناخالص داخلی چه کالاهایی را اندازه‌گیری نمی‌کند؟ تولید ناخالص داخلی اغلب به عنوان نماینده‌ای از چگونگی انجام سازوکار فعالیت‌های اقتصادی به کار می‌شود. این عدد نسبتاً دقیقی است که هر سه ماه نشان می‌دهد اقتصاد در حال رشد بوده یا کوچکتر شده است. با این حال‌، تولید ناخالص داخلی تنها ارزش پولی کلیه کالاهای نهایی تولید شده در اقتصاد را در نظر می‌گیرد. از آنجایی که تولید ناخالص داخلی تنها هزینه‌های پرداختی برای کالاها و خدمات را محاسبه می‌کند و به مطلوبیت و سود به دست آمده کاری ندارد، ممکن است رفاه اقتصادی مصرف کننده با تولید ناخالص داخلی همبستگی نداشته باشد. در واقع، برخی اوقات که تولید ناخالص داخلی بالا می‌رود، رفاه اقتصادی مصرف کننده کاهش می یابد و بلعکس. تولید ناخالص داخلی می‌تواند شاخصی گمراه کننده باشد خبر خوب آن است که اقتصاد حداقل به صورت تئوری برای سنجش رفاه مصرف کننده شاخصی معرفی کرده است. این شاخص اضافه رفاه مصرف کننده نام دارد که از تفاضل بین حداکثر قیمتی که مصرف کننده تمایل دارد برای کالا بپردازد با قیمت کالا به دست می‌آید. به عنوان مثال اگر حاضر باشید برای خرید یک پیراهن تا ۱۰۰ دلار هم پرداخت کنید اما برای خرید آن فقط ۴۰ دلار پرداخت کنید، مازاد رفاه شما معادل ۶۰دلار است. برای درک اینکه چرا تولید ناخالص داخلی می‌تواند شاخصی گمراه‌کننده برای سنجش رفاه اقتصادی باشد، دانشنامه انگلیسی بریتانیکا و ویکی‌پدیا را در نظر بگیرید. بریتانیکا قبلاً چندین هزار دلار قیمت داشت‌، به این معنی که مشتریانش حداقل آن مبلغ را می‌دانستند. اما ویکی پدیا‌، یک سرویس رایگان است که مقالات بیشتری با کیفیت قابل مقایسه با بریتانیکا دارد. با اندازه‌گیری هزینه‌های مصرف کننده‌، ارزش این صنعت کاهش یافت(هنگامی که مصرف کننده‌گان در سال ۲۰۱۲ استفاده از دانشنامه چاپی را کنار گذاشتند، نسخه چاپی این دانشنامه از چرخه اقتصادی خارج شد)؛ اما اندازه‌گیری مزایای به دست آمده نشان می‌دهد که مصرف‌کنند‌گان هرگز وضعیتی بهتر از زمان حال را نداشته‌اند. تحقیقات مجله کسب وکار هاروارد نشان داد که ارزش متوسطی که مصرف کنندگان ایالات متحده از ویکی پدیا طی یک سال به دست می‌آورند حدود ۱۵۰ دلار است حال آنکه در قبال آن هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنند. این بدان معناست که حدود ۴۲ میلیارد دلار مازاد رفاه مصرف کننده در تولید ناخالص داخلی ایالات متحده منعکس نمی‌شود. ادامه مطلب را در اهمیت محاسبه اقتصاد دیجیتال بخوانید. منبع: مجله اقتصادی هاروارد

ادامه مطلب
رفتار مشتری و اهمیت آن
آنالیز رفتار مشتری و اهمیت آن برای کسب‌وکارهای کوچک

چرا باید بازار هدف را به صورت مستمر تحلیل کنیم؟ تابه‌حال از خود پرسیده‌اید که چند بار در طول روز تصمیم می‌گیرید؟ امروز چه چیزی باید بپوشم؟ چه عطری باید استفاده کنم؟ برای ناهار چه چیزی می‌خواهم داشته باشم؟ اگر در مورد آن فکر کنید، متوجه می‌شوید که ما هر روز تصمیمات خرید زیادی می‌گیریم بدون اینکه فکر زیادی به آنها بکنیم. این تصمیمات، هرچند ناچیز به نظر می‌رسد، اما برای بازاریابان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و آنها را تا نصفه‌شب مجبور به کار کردن می‌کند. اهمیت آنالیز رفتار مشتری در این موضوع نهفته است که رمزگشایی فرآیندهای پشت پرده تصمیم‌گیری از آن حکایت دارد که می‌توان از اطلاعات به دست آمده برای افزایش درآمد استفاده کرد. آنالیز رفتار مشتری به چه معنایی است؟ تجزیه‌وتحلیل رفتار مشتری عبارت است از مطالعه رفتار مشتریان و شناسایی فرایندهایی که آنها برای انتخاب، مصرف و نخریدن کالاها و خدمات برمی‌گزینند. این فرایندها شامل عوامل عاطفی‌، ذهنی و رفتاری مشتریان می‌شود. آنالیز رفتار مشتری از علوم مختلفی همانند روانشناسی‌، زیست‌شناسی، شیمی و اقتصاد بهره می‌گیرد. چرا درک رفتار مشتریان اهمیت دارد؟ مطالعه رفتار مشتری از این جهت اهمیت دارد که از طریق آن بازاریابان می‌توانند درک کنند که چه عواملی در تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان تاثیرگذار است. با درک چگونگی تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان در مورد یک محصول، می‌توان شکاف موجود در بازار را پر کرد و کالاهای مورد نیاز را شناسایی و کالاهایی که تقاضا ندارند را حذف کرد. مطالعه رفتار مصرف‌کننده همچنین به بازاریابان کمک می‌کند تا تصمیم بگیرند چگونه محصولات خود را به روشی ارائه دهند که تأثیر حداکثری بر رفتار مصرف‌کنندگان داشته باشد. درک رفتار خرید مصرف‌کننده راز اصلی دستیابی و درگیر کردن مشتری بالقوه و تبدیل آنها به خریدار است. آنالیز رفتار مشتریان چه عواملی را شامل می‌شود؟  آنالیز رفتار مشتری باید موارد زیر را مشخص کند: مصرف‌کنندگان به چه چیزهایی فکر می‌کنند و نظر آنها در مورد گزینه‌های جایگزین (از بعد انواع محصول، انواع برند و غیره) چیست؟ چه چیزی بر انتخاب مشتریان در بین گزینه‌های مختلف تاثیرگذار است؟ رفتار مشتریان در موقع تحقیق یک محصول و خرید آن چگونه است؟ چگونه محیط اطراف مصرف‌کنندگان (همانند خانواده، رسانه‌ها و غیره) بر رفتار خرید آنها تاثیر می‌گذارد؟ رفتار مصرف‌کننده اغلب تحت تأثیر عوامل مختلفی است. بازاریابان باید الگوهای خرید مصرف کننده را مطالعه کرده و روند خرید مشتریان را کشف کنند. در بیشتر موارد، برندها فقط با مواردی که می‌توانند کنترل کنند، بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارند. به عبارت دیگر، این موضوع همانند آن است که شرکت خرده فروشی IKEA هربار که وارد فروشگاه شوید، شما را وادار کند تا بیشتر از آنچه که قصد داشتید خرید کنید. عوامل تاثیرگذار در رفتار مصرف‌کننده کدامند؟ با همه این تفاسیر چه عواملی در خرید مصرف‌کنندگان بیشترین تاثیر را برجای می‌گذارند؟ سه دسته از عوامل مؤثر بر رفتار مشتری وجود دارد: عوامل شخصی: علایق و نظرات افراد که می‌تواند تحت تأثیر جمعیت‌شناسی (سن، جنس، فرهنگ و غیره) باشد عوامل روانشناختی: پاسخ یک فرد به پیام بازاریابی بستگی به برداشت و نگرش آنها –نگرش مشتری نسبت به کالای تبلیغ شده- دارد عوامل اجتماعی: خانواده، دوستان، سطح تحصیلات، رسانه‌های اجتماعی، درآمد. همه این موارد بر رفتار مشتری تأثیر می‌گذارند لذا برای کسب‌وکارهای کوچک بسیار حائز اهمیت است که این موارد را با توجه و پژوهش‌های بیشتری پیگیری کنند، بازار هدف را به خوبی بشناسند، برای تحلیل و آنالیز رفتار مشتری اقدام به ایجاد پایگاه داده‌ای و سپس انباشت اطلاعات و دانش کنند. در ادامه این سری گزارش‌ها موارد بیشتری از دسته‌بندی‌های موجود در ارتباط با رفتار مشتری و عوامل تاثیرگذار بر آنها را بررسی خواهیم پرداخت. منبع: omniconvert.com

ادامه مطلب
تکنولوژی در دنیای بازاریابی
تکنولوژی در دنیای بازاریابی چه نقشی دارد؟

با گذر زمان، بازاریابان بیش از گذشته از تکنولوژی استفاده می کنند اما چرا؟ در طول یکصد سال اخیر، نوآوری‌های فناورانه بیشتری نسبت به کل تاریخ بشریت رخ داده است و این سرعت نیز روز‌به‌روز بیشتر می‌شود. به‌روز بودن با تکنولوژی‌های نوظهور عامل کلیدی و اصلی در موفقیت هر صنعت و کسب‌وکار-ازجمله بازاریابی- است. اصطلاح «دیجیتال مارکتینگ» برای اشاره به استراتژی‌هایی به کار می‌رود که از تکنولوژی استفاده می‌کنند تا پیامی را در مورد محصول یا خدمت انتقال دهند، دیجیتال مارکتینگ زیرمجموعه‌های زیادی دارد. موفقیت در حوزه دیجیتال مارکتینگ منوط به استفاده از تمامی ابزارهای در دسترس است. شرکت‌های بازاریابی از استراتژي‌هایی که شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات دیجیتال را شامل می‌شود،‌ همراه با تکنیک‌های سنتی، استفاده می‌کنند. این روش به عنوان رویکرد ۳۶۰درجه شناخته می‌شود و تضمین می‌کند که بازاریابان در حد ممکن به مخاطبان بالقوه خود دسترسی پیدا کنند. تکنولوژی و بازاریابی محتوا بازاریابی محتوا نوعی از بازاریابی دیجیتال است که شامل تولید محتوا -همانند محتوای وبلاگ، پست و ویدئو- بوده که آنها را به عنوان بخشی از بازاریابی با مخاطبان به اشتراک می‌گذارد. این مطالب و محتوای تولیدی معمولا بر روی سایت کسب‌وکارهایی دیده می‌شود که سعی در معرفی و بازاریابی محصولات و خدمات خود دارند. بازاریابی محتوا دو مزیت عمده دارد: اول، به برند اعتبار می‌بخشد که این خود اعتماد مشتریان بالقوه را جلب می‌کند. این سوال را خود بپرسید، به چه کسی تمایل دارید اعتماد کنید؟ شرکتی که محصولش را به شما می‌فروشد یا شرکتی که به شما درباره محصولات و نحوه استفاده آنها نیز توضیح می‌دهد؟  مزیت دوم آن است که بازاریابی محتوا با یک استراتژی در ارتباط است که بهینه‌سازی موتور جستجو را در اولویت قرار داده است. به عنوان مثال یک پست وبلاگ در مورد تفاوت بین یک نژاد خاص از سگ‌ها می‌تواند کاربران کنجکاو را به سمت سایت بکشاند و در آخر منجر به خرید شود. تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی در طی دو دهه اخیر، شبکه‌های اجتماعی نحوه تعامل مردم با هم را دگرگون ساخته‌اند اما برای بازاریابان نیز فرصت‌های بی‌نظیری فراهم آورده‌اند. بسترهای زیادی وجود ندارد که بتوان همانند شبکه‌های اجتماعی توجه کامل افراد را به خود جلب کرد، استفاده از شبکه‌های اجتماعی باعث کاراتر شدن بازاریابی می‌شود. تنها دلیلی که شبکه‌های اجتماعی را برای کارآفرینان سایت‌هایی مانند فیسبوک و اینستاگرام به شدت محبوب کرده،‌ بازاریابی است. در حالی که بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند پرهزینه باشد-مخصوصا زمانی که در مقیاس بزرگ کار کنید- پیدا کردن بسترهای دیگر که چنین بازدهی را داشته باشند، بسیار دشوار است. بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی این اختیار را به شما می‌دهد تا برای تعداد افراد مشخص و بسته با بودجه در نظر گرفته شده،‌ تبلیغ کنید. ماهیت مقیاس‌پذیری این تکنیک بدان معناست که بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی به همان اندازه که برای شرکت‌های تازه تاسیس مفید است برای کسب‌وکارهایی که مدت زمان زیادی از فعالیت آنها می‌گذرد نیز فایده دارد. کاربران مدت زمان زیادی را در بسترهای شبکه‌های اجتماعی به مطالعه مطالب مورد علاقه خود می‌گذرانند که در این بین محتوای شما نیز دست به دست می‌شود. وجود محتوای تولیدی شما در شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود تا مردم محصولات و خدمات کسب‌وکار شما را جدی‌تر بگیرند که این ما را به سمت برندسازی اینترنتی سوق می‌دهد. برندسازی اینترنتی برندسازی یکی از فلسفه‌های بنیادی در پشت پرده بازاریابی است: هر چه برند در ذهن مشتری بیشتر جای گیرد، احتمال ترجیح دادن آن بیشتر می‌شود. همچنان‌که از نام آن نیز مشخص است، برندسازی اینترنتی، استراتژی‌های برندسازی را‌ آنلاین می‌کند و به بازاریابان اجازه می‌دهد تا به مخاطبان جدیدی دست یابند. برندسازی اینترنتی اغلب، فعالیت‌های صورت گرفته در شبکه های اجتماعی را در بر میگیرد اما می‌تواند جوانب دیگری را نیز شامل شود. داشتن یک وب‌سایت ابتدایی‌ترین شکل از برندسازی اینترنتی است و محتوای آن سایت می‌تواند بر روی اعتبار به دست آمده یک برند تاثیر مثبت و منفی-بسته به کیفیت سایت- برجای بگذارد. حضور یک شرکت در فضای آنلاین و آفلاین مشخص خواهد کرد که آیا شرکت برندسازی اینترنتی را به درستی انجام داده یا نه. باید در نظر داشت که برای این کار تنها یک روش وجود ندارد، همانطور که هر آژانس دیجیتال مارکتینگی -بسته به مشتریانی که با آنها کار می کنند- از یک استراتژی متفاوت استفاده خواهد کرد. بهینه‌سازی موتور جستجور در نهایت شرکت‌های حوزه دیجیتال مارکتینگ باید سئو را نیز در نظر بگیرند، چرا که تا حد زیادی مشخص خواهد کرد که تا چه میزان در معرض دید مشتریان قرار می‌گیرند. هنگامی که افراد چیزی را در گوگل و یا هر موتور جستجوگری جستجو می‌کنند، به ندرت از صفحه اول گوگل می‌گذرند، لذا وظیفه سئو آن است تا محتوای تولیدی را در بالای صفحه اول گوگل قرار دهد تا مردم از محصولات و خدمات شما آگاه شوند. بسیاری از شرکت‌های حوزه دیجیتال مارکتینگ در زمینه سئو برای مشتریان، متخصص شده‌اند و یا اینکه از متخصصان دیگر به صورت مستقیم و غیرمستقیم استفاده می‌کنند. نقش اصلی سئو آن است که یک برند را بیش از پیش در دسترس افراد معمولی قرار ‌دهد. اگر مشتریان بالقوه برای پیدا کردن یک کالا یا خدمت مجبور باشند بسیار جستجو کنند، این موضوع از آن حکایت دارد که بازاریابی به درستی انجام نشده است. با این حال سئو نمی‌تواند ناگهانی و یک‌باره تقاضا به وجود آورد اما مردم آنچه را که در مرحله اول فروخته می‌شود،‌ جستجو می‌کنند. نتیجه تعداد ابزارهای تکنولوژی محور حوزه بازاریابی پرشمار هستند و هر کدام در زمینه‌ای خاص می‌توانند تاثیر به‌سزایی برجای گذارند. ابزارهایی که در این مطلب به آن اشاره شد برای هر کسب‌وکاری اهمیت زیادی دارند و به کارگیری‌ آنها برای طی کردن مسیر موفقیت حیاتی به نظر می‌آید. مطالب بعدی این بخش موارد بیشتری را مورد توجه و بررسی قرار خواهد داد. منبع: hackernoon.com

ادامه مطلب
مدیریت سرمایه کسب‌و‌کارهای کوچک
مدیریت سرمایه در گردش کسب‌و‌کارهای کوچک؛ چرا و چگونه؟

صاحبان کسب وکارهای کوچک، فارغ از نوع صنعت و تعداد کارمندان، باید چرخه سرمایه در گردش شرکت خود -یا مدت زمانی که از تولید یک محصول و خدمت تا زمان دریافت مبلغ آن محصول و خدمت می‌گذرد- را درک کنند. هر چه این چرخه طولانی‌تر باشد، یک کسب وکار زمان بیشتری را بدون نقدینگی و سرمایه به سر می برد و در سرمایه‌گذاری یا پرداخت هزینه‌ها و تعهدات شرکت، امکان ایجاد اختلال بیشتر می‌شود. درک کامل مولفه‌های چرخه سرمایه در گردش برای بقاء شرکت ضروری است، چرا که امکان مدیریت بهتر جریان نقدینگی را به شرکت می‌دهد. تمام کارشناسان کسب وکارهای کوچک معتقدند که نداشتن برنامه درست و پیش‌بینی نکردن مقدار نقدینگی لازم، عامل اصلی در ورشکست شدن کسب‌کارهای کوچک است. همچنین این یک شاخص مناسب برای نشان دادن کارایی و سلامت مالی کوتاه مدت شرکت است. جریان گردش نقدی مثبت نشانه‌ای از امکان گسترش، رشد یا کسب موقعیت مناسب در بازار است. چگونه سرمایه در گردش را حساب کنیم؟ سرمایه در گردش از تفاضل بین دارایی‌های جاری‌(حساب‌های دریافتنی، دریافت‌های نقدی و معادل آن و هر موجودی دیگر) و بدهی‌های جاری (از جمله حساب‌های پرداختنی) به دست می‌آید. وقتی دارایی‌های یک شرکت از بدهی‌های آن کمتر باشد، کسری در گردش سرمایه وجود دارد. همچنین امکان دارد سرمایه در گردش قابل توجهی در اختیار شرکت باشد و همزمان مشکل نقدینگی –به دلیل کمبود نقدینگی در دارایی‌های جاری- وجود داشته باشد. نسبت سرمایه در گردش شرکت را می‌توان با تقسیم دارایی‌های جاری بر بدهی های جاری به دست آورد. اگر عدد به دست آمده کمتر از ۱ باشد نشانگر نرخ منفی سرمایه در گردش همراه با دارایی‌های فعلی اندک است که نمی‌تواند بدهی‌های کوتاه مدت را پوشش دهد. از طرف دیگر نسبت بالاتر از ۲ می‌تواند مدیریت ضعیف سرمایه را نشان دهد(موجودی بالای محصولات در انبار، مقدار زیاد پول که در بانک سپرده‌گذاری شده و سرمایه‌گذاری نشده است، وصول مطالبات). دامنه ایده‌آل این نسبت بین ۱٫۲ تا ۲ است. این مقدار نشان می‌دهد که شرکت قادر است هزینه‌های جاری و نقدینگی لازم را تامین کند و برای مواقع غیرمنتظره همانند هزینه‌های نگهداری و یا ساخت برای کسب وکار جدید،‌ اختیار عمل داشته باشد. معیاری برای تعیین نقدینگی مورد نیاز یک معیار مهم در تعیین نقدینگی مورد نیاز یک شرکت،‌ درک چرخه عملیاتی یا مدت زمان تبدیل نقدینگی به محصول و نیز تبدیل آن محصول به نقدینگی است. چرخه عملیاتی به این موارد بستگی دارد: حساب‌های دریافتنی، موجودی و حساب‌های قابل پرداخت بر حسب روز، مدت زمانی که برای جمع‌آوری مطالبات و تبدیل آن به پول نقد طول می‌کشد، روزهایی که طول می‌کشد تا موجودی انبار به فروش رود و روزهایی که به طول می‌انجامد تا یک کسب وکار فاکتورهای خرید را پرداخت کند. هدف هر کسب‌وکاری این است که بتواند چرخه عملیاتی را با درآمد خود به تنهایی تامین مالی کند. شرکت باید حداقل به اندازه سه ماه سرمایه در گردش داشته باشد. چگونگی مدیریت سرمایه در گردش در مواردی که کمبود سرمایه در گردش وجود دارد، یک کسب وکار می‌تواند با بهبود حساب‌های دریافتنی، مدیریت انبار و موجودی و حساب‌های پرداختنی برای تغییر زمان‌بندی و در نتیجه میزان سرمایه در گردش، چرخه تبدیل نقدینگی خود را کوتاه کند. در همه موارد، این توانایی کسب‌وکار است که می تواند حساب‌ها را به پول نقد تبدیل کند و این می‌تواند به شکل مدیریت جریان پول باشد: ارائه مشوقات یا الزامات همانند دادن تخفیف در پرداخت زودهنگام به منظور تسریع در دریافت حساب‌های دریافتنی مثلا در ۱۰روز به جای ۳۰روز استخدام شخصی به صورت پاره‌وقت برای پیگیری حساب‌های معوق از طریق تماس با مشتریان و تضمین پرداختی‌ها چرخه تبدیل محصول و خدمت به پول نقد با توجه به صنعت متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال تولیدکنندگان معمولاً چرخه‌های طولانی‌تری نسبت به مشاغل مبتنی بر خدمات دارند. برای برخی، سرمایه در گردش ممکن است یک مسئله فصلی باشد، همانند خرده‌فروشانی که باید در طول فصل تعطیلات موجودی قابل توجهی را در فروشگاه نگه دارند و سریع آن را به پول نقد تبدیل کنند. چگونه سرمایه در گردش را افزایش دهیم؟ روش‌های مختلفی برای حل مشکل کمبود سرمایه در گردش وجود دارد؛ از جمله تزریق پول نقد توسط مالک. این کمبود سرمایه در گردش را می‌توان توسط ارائه سهام شرکت (اگر شرکت تا این حد رشد کرده است که بتواند سهام به بازار عرضه کند)، کاهش مخارج کلی یا بهبود هزینه‌های تولید از طریق تکنولوژی یا خلق نوآوری در فرایندها، جبران کرد. اکثر کسب‌وکارهای در حال رشد نمی‌توانند چرخه عملیاتی (تعداد روزهای سررسید حساب‌های دریافتنی به علاوه روزهایی که کالا در انبار ذخیره می شود) را فقط با درآمدهای آتی تأمین مالی کنند. در بسیاری از مواقع‌، بخصوص در مواقع رشد تجارب کسب‌وکارهای کوچک، وام‌های تجاری مناسب می‌تواند از جمله هوشمندانه‌ترین گزینه‌ها برای جبران کمبود نقدینگی عملیاتی باشد. دو نوع وام مشترک وجود دارد که می‌توانند این شکاف را برطرف کنند. وام‌های مشترک وام کوتاه مدت معمولاً بسته به مبلغ وام و وضعیت مالی کسب‌وکار، در یک سال یا کمتر پرداخت می‌شود. وام‌های کوتاه مدت اغلب برای مبالغ زیاد و هزینه‌های خاص استفاده می‌شوند که یک تاخیر قابل‌توجه در دریافت پرداختی‌ها را شامل می‌شود. به عنوان مثال؛ یک تولید کننده می‌تواند برای ساخت یک قطعه قابل توجهی از تجهیزات که برای تکمیل، تحویل و نصب، یک سال تا ۱۸ماه زمان نیاز دارد، قرارداد ببندد. در این حالت، وام ۱۸ ماهه معقول است زیرا امکان پرداخت آن به طور کامل وجود دارد. لازم به ذکر است که در اقتصادهایی که تورم دارند،‌ نرخ تورم نیز باید در نظر گرفته شود. یک خط اعتباری تجاری (LOC) در صورتی که به درستی مورد استفاده قرار گیرد، می‌تواند شکاف بین زمانی که یک کسب‌وکار باید هزینه مواد اولیه را به فروشندگان پرداخت کند تا زمانی که پول محصولات فروخته شده خود را از مشتریان دریافت می‌کند‌، را پر کند. وام دهندگان چرخه سرمایه در گردش عملیاتی کسب و کار، حاشیه‌های عملیاتی آن‌، ثبات روابط فعلی مشتری و فروش مداوم و فعالیت‌های بازاریابی آن را برای تعیین مناسب‌ترین خط اعتباری، تجزیه‌وتحلیل می‌کنند. یک خط اعتباری همیشه باید به عنوان یک «پل فصلی» مشاهده شود. مشکلات در پرداخت هزینه‌های اعتباری نشانه بارز بروز چالش‌های بیشترِ سرمایه در گردش است. دلایل موثقی وجود دارد که جمله «پول نقد پادشاه است»، یک اصطلاح کسب وکاری محبوب است. روشن است که چرا مدیریت سرمایه در گردش هوشمندانه در تضمین موفقیت کسب‌وکاری که جریان نقدینگی دارد،‌ حیاتی است. منبع: content.investorscommunitybank.com

ادامه مطلب
رفتار مشتری در دیجیتال مارکتینگ
نقش دیجیتال مارکتینگ در تغییر رفتار مشتری

روندهای نوظهور در حال افزایش و روندهای کنونی در حال توسعه هستند، موضوع این نیست که بازاریابی دیجیتال چگونه رفتار مشتری (customer behavior) را تغییر داده بلکه این نحوه رفتار مشتری است که به بازاریابی دیجیتال شکل می‌دهد. مشتریان امروز با استفاده از تلفن‌های همراه و با کمک دستیار صوتی و یا در بستر شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، فیسبوک یا اسنپ‌چت خرید خود را انجام می‌دهند. همه این راه‌ها به مشتری قدرت اختیار می‌دهد که حال تصمیم می‌گیرد نه تنها زمان و چگونگی تعامل با برند شما بلکه به اشتراک گذاشتن تجربه آن با دیگران را نیز مشخص می‌کند، از این طریق بر روند تصمیم‌گیری آنها تاثیر می‌گذارد.   صدای مشتریان صاحب‌نظر و پیشگام عرصه برندسازی مارتی نیومیر، جمله مشهوری دارد: «برند شما آن چیزی نیست که به زبان می‌آورید،‌ بلکه چیزی است که مشتریان شما از آن یاد می‌کنند». نظر او حال بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک‌تر است. آدام هیتزمن هم بنیانگذار شرکت HigherVisibility در مجله Inc می‌نویسد: «همچنانکه روش مشتریان در خرید به کمک دیجیتال مارکتینگ در برخی مراحل ساده‌تر شده است(یعنی مراحل خرید کمتر و‌ امکان خرید با یک کلیک)،‌ راه‌هایی که مشتریان توسط آن با کسب‌وکار در ارتباط هستند و تعامل می‌کنند چندین برابر شده است. در حالی‌که رقابت بین کسب‌وکارها به شدت افزایش یافته،‌ در هیچ موقعی به اندازه امروز، امکان رشد و موفقیت برای این کسب‌وکارها فراهم نبوده است». در گذشته،‌ همانطور که گوگل هم یادآور می شود، خریداران مسیری خطی و از پیش تعیین شده برای خرید داشتند: آگاهی از محصول توسط تبلیغات چاپی،‌ بیلبوردها، ویترین فروشگاه و صفحات زرد-Yellow pages-(قدیمی‌ترین مدرسه؛ حتی این‌چنین دفترچه راهنمای ارزشمندی نیز دیجیتال شده است)؛ مشاهده (بازدید از فروشگاه، تماس با فروشنده)، هدف(پرسیدن نظرات و مقایسه کالا در فروشگاه)؛ و در آخر تصمیم‌گیری(خرید کالا در فروشگاه یا سفارش از فروشگاه). امروز مشتریان از اینترنت به عنوان یک بازار اصلی استفاده می‌کنند. فرایند تصمیم‌گیری -بدون نیاز به دستوری خاص-  آنها شامل موارد زیر است: تحقیق و مقایسه محصولات به صورت آنلاین(۹۳درصد از مشتریان این کار را انجام می‌دهند)، تماشای ویدئوهای محصولات در بسترهایی همانند یوتیوب، کسب اطلاعات در مورد محصولات از طریق نمایش تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی و خواندن آنلاین نظرات. با توجه به اینکه مشتریان می‌توانند به راحتی بازخورد و نظرات خود را در پلت‌فرم‌های شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها به اشتراک بگذارند، حال حامیان و منتقدان برند نیز تریبونی جهانی در اختیار دارند تا نظراتشان را با بقیه در میان بگذارند. برندهایی که رفتار مشتری را نادیده می‌گیرند، خطرات آن را نیز در نظر نمی‌گیرند. با زبان مشتری حرف بزنید چگونه می‌توان با بازار هدف خود ارتباط و تعامل برقرار کرد؟ جوانا کارتر، به عنوان یک دیجیتال مارکتر معتقد است شخصی‌سازی یکی از بهترین روندهایی است که بازاریابان باید در نظر داشته باشند. به عبارت دیگر، مخاطبان خود را بشناسید و به نیازهای خاص آنها، نگرانی‌ها و خواسته‌هایشان پاسخ دهید: استفاده از داده‌ها برای اطلاع رسانی در مورد محتوای تولیدی و تبلیغات دیجیتال می‌تواند در خلق تجربیات مرتبط و همچنین متفاوت از آنچه برندهای رقیب ارائه می‌دهند، کمک کند. شخصی‌سازی نه تنها می‌تواند بازاریابان را قادر سازد تا توجه مخاطبان را به خود جلب کنند بلکه می‌تواند منجر به وفاداری مشتریان شود. وی ادامه می‌دهد:‌ خلق تمرکز مشتری‌محوری تضمین می‌کند که یک تجربه مستمر ایجاد شده که می‌تواند در کانال‌ها هدایت شود تا مشتریان را از وب‌سایت به سمت رسانه‌های اجتماعی،‌ ایمیل و فراتر از آن سوق دهد. مزایای شخصی‌سازی شامل محتوا،‌ پیشنهادات مناسب و سایر موارد است که همه اینها یک تجربه عالی را ایجاد می‌کند و می‌تواند مشتریان را به سمت قیف طراحی شده و در نهایت خرید هدایت کند. منبع: virtualstacks.com

ادامه مطلب
بازاریابی از طریق وب - دیمارکنت
استراتژی بازاریابی از طریق وب‌سایت برای افزایش نرخ تبدیل؛ چرا و چگونه؟

راهنمای گام‌به‌گام تدوین استراتژی بازاریابی از طریق وب‌سایت تمامی کسب‌وکارهای کوچک برای ماندن در گردونه بازار رقابتی به یک استراتژی بازاریابی از طریق وب‌سایت نیازمند هستند. راهی که بیشتر کسب‌وکارهای کوچک از طریق آن به ساخت و بهبود برندشان می‌پرداختند با ورود اینترنت به طور کلی دگرگون شده و اکنون بیشتر مشتریان قبل از تصمیم گرفتن برای خرید کالایی، ابتدا از طریق اینترنت و به صورت آنلاین با برند آشنا می‌شوند. طبق گزارش‌های وب‌سایت خبری بیزینس اینسایدر بیش از ۴۰درصد مصرف کنندگان هنگام خرید به موتورهای جستجو رجوع کرده و اطلاعات بیشتری را قبل از خرید جمع‌آوری می‌کنند. این مسئله با توجه به اینکه در گوگل هر ماه بیش از ۱۰۰ میلیارد جستجو صورت می‌گیرد، چندان تعجب‌آور نیست. این موضوع برای کسب‌وکار شما به چه معنایی است؟ اگر برای کسب‌وکارتان از قبل استراتژی یکپارچه بازاریابی وب‌سایت که شامل یک وب‌سایت کاربردی و نیز استراتژی سئو است، تدوین نکرده‌اید به احتمال زیاد فرصت‌های ارزشمندی را برای دستیابی و درگیرکردن سرنخ‌ها (فرصت‌های فروش) از دست داده‌اید. شاید وب‌سایت شما همراستا با آن استراتژی که در پیش گرفته‌اید نباشد. عملکرد وب‌سایت تان را با ابزارهای تجزیه‌وتحلیل آنلاین بررسی کنید. این تجزیه‌وتحلیل تنها چند ثانیه طول می‌کشد اما قادر است نقدینگی زیادی را به سمت کسب‌وکارتان هدایت کند. در ادامه این گزارش راهنمای گام‌به‌گامی برای ایجاد یک استراتژی موثر بازاریابی وب‌سایت برای کسب‌وکارهای کوچک تشریح شده است. با اعمال موارد گفته شده و با گذشت زمان شما در مسیر توسعه یک استراتژی یکپارچه بازاریابی دیجیتال برای جذب، تعامل و تبدیل سرنخ‌های بیشتر به مشتری، قرار خواهید گرفت. گام اول: تجزیه‌وتحلیل وب‌سایت اولین قدم برای ایجاد استراتژی موثر بازاریابی وب‌سایت، بازرسی و بازبینی دقیق وب‌سایت فعلی است. با تجزیه‌وتحلیل طراحی و محتوای وب‌سایت فعلی، می‌توان بهتر درک کرد که چه کاری باید انجام دهید و در کجا ممکن است فرصت‌هایی برای بهبود وجود داشته باشد. وقتی صحبت از طراحی سایت می‌شود، اولین چیزی که به ذهن خطور می‌کند بررسی تجربه کاربری است. به زبان ساده خواندن مطالب، بخش‌بندی و پیمایش وب‌سایت باید ساده باشد. هِدِر و نقشه سایت را مرور کنید تا مطمئن شوید که بازدیدکنندگان می‌توانند به راحتی به صفحات مورد نظرشان دسترسی پیدا کنند. اطمینان حاصل کنید که اندازه و رنگ فونت‌ها به راحتی قابل خواندن است و همه تصاویر به ویژه از طریق دستگاه‌ها و گوشی‌های کوچکتر به خوبی قابل مشاهده هستند.  قبل از راه‌اندازی سایت ابتدا آن را در تمام دستگاه‌ها تست کنید. همچنین صفحات وب‌سایت خود را با استفاده از مرورگرهای مختلف بررسی کنید. نمی‌توان انتظار داشت که چون شما از مروگر کروم استفاده می‌کنید همه از این مرورگر استفاده می‌کنند. این بررسی به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید که آیا تمام بخش‌های سایت در مرورگرهای مختلف مشابه هم نشان داده می‌شود یا خیر. همانطور که احتمالا می‌دانید به غیر از محتوا، تجربه کاربری یکی از مهمترین فاکتورها در رتبه‌بندی وب‌سایت‌ها توسط موتورهای جستجو است. هنگام تجزیه‌وتحلیل سایت باید به زمان بارگذاری صفحه نیز توجه کنید. هنگامی که سایت در اصطلاح به کندی «لاود» می‌شود نه تنها بر تجربه کاربری تأثیری منفی می‌گذارد بلکه می‌تواند از ب‍ًـعد سئو نیز به وب‌سایت شما آسیب برساند. برای کاهش مدت زمان بارگذاری سایت، اطمینان حاصل کنید که هر تصویر یا ویدئویی که در سایت به کار برده‌اید بهینه شده تا در مدت زمان بارگذاری صفحات تاثیری نداشته باشد. نکته دیگری که باید در طول تحلیل وب‌سایت به آن توجه کنید این است که آیا سایت رسپانسیو (مناسب برای نمایش در تلفن همراه) طراحی شده است؟ وب‌سایت‌های سازگار با موبایل دیگر برای مشاغلی که می‌خواهند در گردونه رقابت بازار دیجیتال باقی بمانند، اختیاری نیستند. بیزینس اینسایدر گزارش می‌دهد که تلفن همراه همچنان بیشترین رشد فروش را برای کسب‌وکارها به ارمغان می‌آورد. با این حال، تنها ۶۰درصد از خرده‌فروشان برتر جهان سایتی دارند که دارای قابلیت رسپانسیو بودن است. طراحی رسپانسیو نه تنها به بهبود تجربه کاربری منجر می‌شود بلکه بر سئو سایت نیز تأثیرگذار است. علاوه بر تجزیه‌وتحلیل طراحی وب‌سایت، لازم است تا محتوای سایت نیز ارزیابی شود. هم اکنون چه صفحاتی در سایت وجود دارد؟ آیا اطلاعات کافی را در اختیار کاربر می‌گذارید تا در مسیر خرید قرار گیرد؟ محتوای نوشتاری خود را مرور کنید تا اطمینان حاصل کنید که اطلاعات کافی را در اختیار بازدیدکنندگان قرار داده‌اید تا بتوانند کسب‌وکار، محصولات و راه‌حل‌های شما برای مشکلاتشان به همراه ارزشی که ارائه می‌دهید را درک کنند. همچنین، اطمینان حاصل کنید که مطالب تولیدی در ذهن مخاطبان جای می‌گیرد. عناوین استفاده شده باید جذاب باشند و محتوا روی بزرگترین چالش و نیاز خریداران هدف متمرکز باشد. همیشه از لحنی استفاده کنید که برای مخاطبان کسب‌وکارتان خوشایند است و موضوعات خود را متناسب با نیاز و ترجیحات آنها تهیه کنید. ادامه این گزارش را در استراتژی بازاریابی وب‌سایت برای افزایش نرخ تبدیل و مشتریان راغب بخوانید. منبع: lyfemarketing.com

ادامه مطلب
بازاریابی از طریق اینستاگرام
بازاریابی از طریق اینستاگرام را در سال آینده چگونه باید به کار برد؟

نگاهی به امکانات و قابلیت‎های اینستاگرام برای کسب‌وکارها اینستاگرام از یک برنامه اشتراک عکس به یک بستر مهم بازاریابی که برندها برای ارتباط با مشتریان هدف و بالقوه خود از آن استفاده می‌کنند، تکامل یافت.  اینستاگرام هنگامی‌که برای اولین بار در سال ۲۰۱۰ شروع به کار کرد، فقط یک پلتفرم شبکه اجتماعی همانند سایر شبکه‌های اجتماعی بود که تنها برای اشتراک‌گذاری تصاویر مورداستفاده قرار می‌گرفت. اکنون اما به یک بستر مهم بازاریابی شبکه‌های اجتماعی تبدیل‌شده و به مکانی برای عرض اندام اینفلوئنسرها، برندها و بازاریابان تبدیل شده است.   چرا بازاریابی از طریق اینستاگرام مهم است؟ اینستاگرام یکی از محبوب‌ترین بسترهای شبکه‌های اجتماعی با تعداد کاربران متعدد است. از اوایل سال ۲۰۱۹، اینستاگرام بیش از یک میلیارد کاربر فعال ماهانه داشته است؛ بنابراین، تعداد کاربران این پلتفرم به‌اندازه‌ای بزرگ هست که هر شرکت یا بازاریابی نخواهد آن را نادیده بگیرد، لذا بازاریابی از طریق اینستاگرام نیز اهمیت می‌یابد. آمار جالب‌توجهی از اینستاگرام وجود دارد که می‌تواند شاهدی بر مدعای قبلی باشد: اینستاگرام حدود دو میلیون تبلیغ‌کننده ماهانه و بیش از ۲۵ میلیون حساب تجاری دارد  44درصد از کاربران فعال اینستاگرام از این پلتفرم برای جستجو و پیدا کردن برندهای مختلف استفاده می‌کنند  53درصد از کاربران اینستاگرام، در این بستر برند موردعلاقه‌شان را دنبال می‌کنند روزانه بیش از ۹۵میلیون پست (مطلب) در اینستاگرام منتشر می‌شود   چگونگی بهره‌بردن از توانایی‌های اینستاگرام برای کسب‌وکارها اولین قدم برای شرکت‌ها ساخت یا تبدیل حساب اینستاگرام به یک حساب تجاری است. سپس نوبت به بهینه‌سازی این حساب می‌رسد. یکی از مهم‌ترین فاکتورها در این بخش انتخاب عکس مناسب و جذاب برای پروفایل کاربری است چراکه مشتریان بالقوه تنها چند ثانیه طول می‌کشد تا تصمیم بگیرند که آیا از حساب شما دیدن کنند یا خیر. همچنین نام انتخابی برای حساب اینستاگرام باید همخوانی کامل با برند داشته باشد. در بخش توضیحات، داستان کوتاه خود را به نحو جذابی تعریف کنید. حتماً آدرس سایت را در پروفایل درج کنید، از هشتگ‌های مرتبط با حوزه کاریتان استفاده کنید، از تصاویر باکیفیت و مناسب بهره ببرید و درنهایت یک قالب منحصربه‌فرد و جذاب برای انتشار پست‌ها تهیه کنید و مطالبی را که می‌خواهید آماده کنید در این قالب قرار داده و سپس منتشر کنید.   استفاده از تمام قالب‌های انتشار محتوای اینستاگرام اینستاگرام علاوه بر پست‌های مرسوم و معمولی، انواع مختلفی از قالب‌های محتوا را ارائه می‌دهد که هرکدام مزایا و کاربردهای بی‌نظیری دارند. نباید خود را فقط به پست‌های مرسوم محدود ساخت؛ لازم است با تمام قالب‌های جالب و جذاب اینستاگرام محتوا را آزمایش کرد. یکی از این قالب‌ها استوری‌های اینستاگرام است؛ استوری‌ها روشی جذاب و جالب برای شرکت‌ها است تا از طریق آن با مخاطبان ارتباط برقرار کنند و پیام خود را به آنها انتقال دهند. برخلاف پست‌های مرسوم که در اینستاگرام منتشر می‌شود و حتماً لازم است تا در موقعی منتشر شود که کاربران بیشترین فعالیت را دارند –پست‌های مرسوم توسط جدیدترین الگوریتم‌های اینستاگرام طبقه‌بندی‌شده و با توجه با عوامل مختلفی تصمیم گرفته می‌شود که آیا پست به‌تمامی مخاطبان نشان داده شود، برای چه کسانی، در چه زمانی و …- در استوری این محدودیت وجود ندارد و محتوا برای ۲۴ساعت در دسترس مخاطبان است.   چه محتوایی را باید به‌صورت استوری منتشر کرد؟ معمولاً برای برگزاری مسابقه یا اهدای جوایز به مخاطبان از استوری استفاده می‌شود چراکه روشی آسان و مؤثر برای جلب‌توجه مخاطبان، افزایش کاربران جدید و درگیر کردن آنها با محتوا و محصول به‌صورت هم‌زمان است. پرسیدن سؤال یکی دیگر از مواردی است که از استوری اینستاگرام برای آن استفاده می‌شود. درعین‌حال که سؤال پرسیدن روشی جالب برای درگیر کردن مخاطبان و شروع گفتگو با آنهاست قبل از آن لازم است که مخاطبان خود را به‌خوبی درک کنید تا بتوانید به‌صورت مناسبی با آنها ارتباط برقرار کنید. بهترین بخش این روش آن است که می‌توانید از پاسخ مخاطبان برای انتشار به‌صورت استوری استفاده کنید؛ بدین‌ترتیب بدون نیاز به تولید محتوای جدید به مدت دو روز مطالب کافی در اینستاگرام منتشر خواهید کرد. یکی دیگر از روش‌ها سولات چندگزینه‌ای و نظرسنجی است. می‌توان به انواع محتواها در قالب نظرسنجی و آزمون پرداخت. هنگام سؤال پرسیدن به‌صورت چندگزینه‌ای، مردم دوست دارند تا یک گزینه را انتخاب کنند چراکه این کار -از بعد روانشناسی- به نیاز انسان برای برقراری ارتباط با دیگران پاسخ می‌دهد و همچنین افراد تمایل دارند نظر خود را با اکثریت مقایسه کنند و متوجه شوند که آیا نظرشان با بقیه متفاوت است یا خیر. از استوری برای نشان دادن دستاوردها نیز استفاده می‌شود؛ اگر جوایزی کسب کرده‌اید یا رکورد جدیدی شکسته‌اید می‌توانید آن را از طریق استوری اینستاگرام با مخاطبان خود به اشتراک بگذارید.   استوری‌های تبلیغاتی با قابلیت خرید لینک استوری‌های تبلیغاتی اینستاگرام نسبت به استوری‌های معمولی برتری و مزایای خاصی دارند. استوری‌های اینستاگرام تنها به افرادی نشان داده می‌شود که شما را دنبال می‌کنند، اما استفاده از استوری‌های تبلیغاتی، محتوا و محصول شما را به طیف گسترده‌ای از مخاطبان نشان می‌دهد، قالب بدون تغییر است اما میزان دسترسی به محتوا افزایش می‌یابد. هنگامی‌که از این روش استفاده می‌کنید باید نکاتی را در نظر داشته باشید: همیشه باید از دکمه فراخوان به عمل همراه با لینکی برای خرید استفاده شود از تصاویر با کیفت بالا برای نشان دادن محصولات استفاده کنید نوشتن قیمت در برخی از محصولات به فروش آن کمک می‌کند، مخصوصاً هنگامی‌که تخفیفی را برای محصول در نظر گرفته باشید     هایلایت کردن استوری هایلایت کردن استوری‌ها به زبان ساده، دائمی کردن آنها است تا بدین صورت هر موقع که مخاطب خواست بتواند استوری‌ها را مشاهده کند؛ قالب این گزینه مشابه استوری است تنها با این تفاوت که هایلایت در صفحه مخاطبان نشان داده نمی‌شود بلکه تنها در پروفایل حساب کاربری شما قابل مشاهده است.   معرفی محصولات جدید در استوری بسیاری از برندها برای اعلام محصولات جدیدشان از استوری و به‌تبع آن هایلایت اینستاگرام بهره می‌برند. این روشی مؤثر است چراکه هایلایت در بخش پروفایل و بالای پست‌های معمولی نشان داده می‌شود بنابراین به‌راحتی جلب‌توجه می‌کند. همچنین از این روش برای نشان دادن دسته‌های مختلف کالاها و خدمات نیز استفاده می‌شود. پاسخ به سؤالات متداول مشتریان نیز یکی از پتانسیل‌های جالب‌توجه استوری اینستاگرام است که هم به کسب‌وکار شما کمک می‌کند تا در مسیر کسب رضایت مشتری حرکت کنید و هم به مخاطبان تا با آگاهی بیشتری اقدام به خرید کنند. همچنین می‌توان از استوری‌ها برای آموزش مطلب خاص، دستورالعمل‌ها، آشپزی و … استفاده کرد. نشان دادن رویدادهای تجاری، سمینارها، همایش و نمایشگاه‌هایی که شرکت در آنها حضور دارد با کمک استوری اینستاگرام نیز می‌تواند تأثیرات بیشتری داشته باشد. قابلیت‌های اینستاگرام بسیار بیشتر از مواردی است که ذکر شد. بهره بردن از این امکانات برای کسب‌وکارهای مختلف بسته به توجه و مهارت آنها در استفاده از این بستر بی‌نظیر دارد. در ادامه این گزارش سایر امکانات اینستاگرام معرفی می‌شود. منبع: influencermarketinghub.com  

ادامه مطلب