بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک
کسب‌وکارهای کوچک چقدر باید برای بازاریابی هزینه کنند؟

بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک برای دستیابی به مشتری از روش‌های قدیمی،‌ شبکه‌سازی و بازاریابی دهان‌به‌دهان استفاده می‌کنند. بسنده کردن به این مقدار از بازاریابی احتمالا می‌تواند به بقای کسب‌وکار –حداقل برای مدتی- کمک کند. با گذر زمان معمولا کسب‌وکارها برای گسترش فعالیت‌شان برنامه‌ریزی می‌کنند که از این پس دیگر بازاریابی آزاد و بدون چارچوب پاسخگو نخواهد بود. مدیر یک کسب‌وکار بسته به عادات و علایق بالقوه مشتریان، معمولا می‌تواند تشخیص دهد که بر روی کدام نوع از تبلیغات باید سرمایه‌گذاری کند. اما این مدیران به احتمال زیاد نمی‌دانند که چه مقدار از سودشان را باید برای بازاریابی هزینه کنند تا مشتریان بیشتری را به کسب‌وکارشان جذب کنند. مطمئنا این مدیران قادر نخواهند بود تا محدوده قیمتی دقیقی را برای هزینه‌های بازاریابی مشخص کنند. اجاره را فراموش نکنید سایت Entrepreneur از فرمولی استفاده می‌کند که در آن از سود ناخالص سالانه پیش‌بینی‌شده توسط کسب‌وکار و مقدار اجاره پرداختی استفاده می‌شود و با کمک آن مقدار هزینه مناسب برای بازاریابی را تعیین می‌کند. اما چرا اجاره در فرمول گنجانده شده است؟ چرا طبق گفته اکثر آژانس‌های تبلیغاتی «بین پنج تا هشت درصد از فروش ناخالص کسب وکار» را برای بازاریابی در نظر نگیریم؟ این موضوع به دلیل آن است که مکان کسب‌وکار خود تبلیغی برای کسب‌وکار است. اگر مقدار زیادی اجاره پرداخت کنید –مثلا یک‌صدهزار دلار در یک سال- پس به احتمال زیاد در مکانی فوق العاده قرار دارید. مردم تمام مدت اسم شرکت شما را می‌بینند و به احتمال زیاد موقع جستجو کالاهای مشابه، کالای شما در ذهن مشتری جای گرفته است. اما اگر کسب‌وکار شما در جایی بنا نهاده شده که خارج از دید مناسب است –همانند آپارتمان مسکونی شما که در آن قابلیت دید کسب‌وکار صفر است- باید مبالغ بیشتری را به بازاریابی اختصاص دهید تا این موضوع را اعلام کنید که دفتر خاصی در خیابان ندارید. فرمول محاسبه بودجه بازاریابی در مرحله اول، باید دامنه بودجه بازاریابی –بیشترین و کمترین مقدار هزینه- را تعیین کنید. این دو عدد بین ۱۰ و ۱۲درصد از فروش ناخالص سالانه پیش‌بینی‌شده کسب وکار شماست. به عنوان مثال اگر پیش‌بینی می‌کنید که درآمد سالانه شما یک میلیون دلار است پس ۱۰درصد آن معادل ۱۰۰هزار دلار و ۱۲درصد آن معادل ۱۲۰هزار دلار است. سپس هر کدام از این اعداد را در اضافه بهایی –قیمت منهای هزینه- که در میانگین هر تراکنش به دست می‌آورید، ضرب کنید. این بدان معناست که اضافه بها ناخالص بیشتر از هزینه، به عنوان درصدی از هزینه بیان می‌شود. بنابراین اگر کسب وکاری بر روی هر ویجت ۱۰۰دلار هزینه کند اما آن را با قیمت ۱۵۰دلار به فروش برساند، اضافه بها آن معادل ۳۳درصد است(حاشیه سود ۵۰دلار است و عددی است که بیشتر صاحبان کسب وکارها بر روی آن تمرکز دارند). بعد از آن سود ناخالص را بر هزینه تقسیم می‌کنیم. در مثال بالا، سود ناخالص معادل ۳۳۳هزار دلار است که آن را بر ۶۶۶هزار دلار تقسیم می‌کنیم(مقداری که بر برای خرید یا ساخت ویجتی که به فروش می‌رسد، هزینه شده است). نتیجه معادل ۰٫۵ یا ۵۰درصد است. این بدان معناست که ۳۳درصد حاشیه سود بیانگر اضافه بهایی معادل ۵۰درصد است. در پایان درصد اضافه بها را در ۱۰۰هزار و ۱۲۰هزار ضرب می‌کنیم که مبالغ ۵۰هزار و ۶۰هزار دلار به دست می‌آید. سپس مقدار اجاره‌بها سالانه –مثلا ۲۵هزار دلار- را از آن کم می‌کنیم. اعداد به دست آمده بین ۲۵ و ۳۵هزار دلار است که دامنه بودجه تبلیغاتی برای هزینه بر روی بازاریابی را مشخص می‌کند. یک مثال دیگر انتظار دارید در سال آینده درآمدی معادل ۲٫۵میلیون دلار به دست بیاورید. هر ویجتی که به فروش می‌رسانید ۲۵دلار برای شما آب می‌خورد که شما هر کدام را به مبلغ ۵۵دلار می‌فروشید. گام اول؛ ۱۰ و ۱۲درصد از سود ناخالص پیش‌بینی‌شده خود را محاسبه کنید: ۱۰درصد از ۲٫۵میلیون دلار می‌شود ۲۵۰هزار دلار و ۱۲درصد از ۲٫۵میلیون دلار نیز معادل ۳۰۰هزار دلار است. گام دوم؛ درصد میانگین اضافه بها هر ویجت را مشخص کنید و آن را در ۲۵۰هزار و ۳۰۰هزار دلار ضرب کنید: حاشیه سود ۳۰دلاری شما بر روی هر ویجت معادل ۵۴٫۵درصد(اعداد گرد شده) اضافه بها است. بنابراین ۵۴٫۵درصد از ۲۵۰هزار دلار معادل ۱۳۶هزار و ۲۵۰دلار در محدوده پایین (۱۰درصد) و ۱۶۳هزار و ۵۰۰دلار در محدوده بالا (۱۲درصد) است. حال باید اجاره را از آن کم کرد. برای دستیابی به بودجه تبلیغاتی نهایی باید اجاره سالانه را از دو عدد به دست آمده کسر کنیم. بنابراین اگر اجاره شما ۴۵هزار دلار است،‌ مبالغی که باید برای بازاریابی هزینه کنید بین ۹۱هزار و ۲۵۰ دلار و ۱۱۸هزار و ۵۰۰دلار قرار می‌گیرد. چگونه بودجه بازاریابی خود را هزینه کنیم؟ در مورد چگونگی تقسیم بودجه بازاریابی قوانین مشخص کمتری وجود دارد. صاحبان مشاغل تمایل دارند به بهترین وجه رفتارهای مشتریان بالقوه خود را شناسایی کنند و مشخص کنند که کدام تبلیغات را بیشتر نگاه می‌کنند. حتی اگر فکر می‌کنید که شناخت مشتریان، تفاوت زیادی را تقسیم بودجه بازاریابی به وجود می‌آورد لازم است به آمار مفیدی درباره میانگین هزینه سایر کسب‌وکارها بر بازاریابی نیز توجه کنید. طبق انتظار، بازاریابی دیجیتال به رشد خود ادامه داده است. پیش بینی می‌شود که تا سال ۲۰۲۰ مردم نسبت به تماشای تلویزیون، وقت بیشتری را در گوشی‌های همراه خود می‌گذرانند. تا سال ۲۰۱۸ کسب وکارها حدود ۴۱درصد از بودجه بازاریابی‌شان را به دیجیتال مارکتینگ اختصاص داده‌اند (همانند تبلیغات کلیکی و سئو). تا سال ۲۰۲۰ این مقدار به ۴۵درصد افزایش خواهد یافت. بیشتر این هزینه‌ها به سمت فعالیت‌های حوزه بازاریابی موتورهای جستجو حرکت خواهد کرد(خرید تبلیغات از گوگل ادز به محبوب‌ترین آن تبدیل شده است)، پس از آن نمایش آنلاین تبلیغات همانند تبلیغات بنری و ویدئویی قرار دارد. هزینه بر روی سئو نیز حائز اهمیت است. مقایسه این اعداد با اعداد سال ۲۰۱۶ از آن حکایت دارد که سرمایه‌گذاری در بازاریابی ویدئویی تا سال ۲۰۲۱ دوبرابر خواهد شد. هزینه‌ها در شبکه‌های اجتماعی نیز همچنان با میانگین رشد ۱۷درصد تا سال ۲۰۲۱ افزایش خواهد یافت. تا سال ۲۰۲۱ تقریبا نیمی از کل هزینه‌های تبلیغات به سمت بازاریابی ایمیلی، تبلیغات ویدئویی آنلاین، تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی،‌ نمایش تبلیغات و تبلیغات کلیکی حرکت خواهد کرد. منبع: getgist.com

ادامه مطلب
مدیریت سرمایه کسب‌و‌کارهای کوچک
مدیریت سرمایه در گردش کسب‌و‌کارهای کوچک؛ چرا و چگونه؟

صاحبان کسب وکارهای کوچک، فارغ از نوع صنعت و تعداد کارمندان، باید چرخه سرمایه در گردش شرکت خود -یا مدت زمانی که از تولید یک محصول و خدمت تا زمان دریافت مبلغ آن محصول و خدمت می‌گذرد- را درک کنند. هر چه این چرخه طولانی‌تر باشد، یک کسب وکار زمان بیشتری را بدون نقدینگی و سرمایه به سر می برد و در سرمایه‌گذاری یا پرداخت هزینه‌ها و تعهدات شرکت، امکان ایجاد اختلال بیشتر می‌شود. درک کامل مولفه‌های چرخه سرمایه در گردش برای بقاء شرکت ضروری است، چرا که امکان مدیریت بهتر جریان نقدینگی را به شرکت می‌دهد. تمام کارشناسان کسب وکارهای کوچک معتقدند که نداشتن برنامه درست و پیش‌بینی نکردن مقدار نقدینگی لازم، عامل اصلی در ورشکست شدن کسب‌کارهای کوچک است. همچنین این یک شاخص مناسب برای نشان دادن کارایی و سلامت مالی کوتاه مدت شرکت است. جریان گردش نقدی مثبت نشانه‌ای از امکان گسترش، رشد یا کسب موقعیت مناسب در بازار است. چگونه سرمایه در گردش را حساب کنیم؟ سرمایه در گردش از تفاضل بین دارایی‌های جاری‌(حساب‌های دریافتنی، دریافت‌های نقدی و معادل آن و هر موجودی دیگر) و بدهی‌های جاری (از جمله حساب‌های پرداختنی) به دست می‌آید. وقتی دارایی‌های یک شرکت از بدهی‌های آن کمتر باشد، کسری در گردش سرمایه وجود دارد. همچنین امکان دارد سرمایه در گردش قابل توجهی در اختیار شرکت باشد و همزمان مشکل نقدینگی –به دلیل کمبود نقدینگی در دارایی‌های جاری- وجود داشته باشد. نسبت سرمایه در گردش شرکت را می‌توان با تقسیم دارایی‌های جاری بر بدهی های جاری به دست آورد. اگر عدد به دست آمده کمتر از ۱ باشد نشانگر نرخ منفی سرمایه در گردش همراه با دارایی‌های فعلی اندک است که نمی‌تواند بدهی‌های کوتاه مدت را پوشش دهد. از طرف دیگر نسبت بالاتر از ۲ می‌تواند مدیریت ضعیف سرمایه را نشان دهد(موجودی بالای محصولات در انبار، مقدار زیاد پول که در بانک سپرده‌گذاری شده و سرمایه‌گذاری نشده است، وصول مطالبات). دامنه ایده‌آل این نسبت بین ۱٫۲ تا ۲ است. این مقدار نشان می‌دهد که شرکت قادر است هزینه‌های جاری و نقدینگی لازم را تامین کند و برای مواقع غیرمنتظره همانند هزینه‌های نگهداری و یا ساخت برای کسب وکار جدید،‌ اختیار عمل داشته باشد. معیاری برای تعیین نقدینگی مورد نیاز یک معیار مهم در تعیین نقدینگی مورد نیاز یک شرکت،‌ درک چرخه عملیاتی یا مدت زمان تبدیل نقدینگی به محصول و نیز تبدیل آن محصول به نقدینگی است. چرخه عملیاتی به این موارد بستگی دارد: حساب‌های دریافتنی، موجودی و حساب‌های قابل پرداخت بر حسب روز، مدت زمانی که برای جمع‌آوری مطالبات و تبدیل آن به پول نقد طول می‌کشد، روزهایی که طول می‌کشد تا موجودی انبار به فروش رود و روزهایی که به طول می‌انجامد تا یک کسب وکار فاکتورهای خرید را پرداخت کند. هدف هر کسب‌وکاری این است که بتواند چرخه عملیاتی را با درآمد خود به تنهایی تامین مالی کند. شرکت باید حداقل به اندازه سه ماه سرمایه در گردش داشته باشد. چگونگی مدیریت سرمایه در گردش در مواردی که کمبود سرمایه در گردش وجود دارد، یک کسب وکار می‌تواند با بهبود حساب‌های دریافتنی، مدیریت انبار و موجودی و حساب‌های پرداختنی برای تغییر زمان‌بندی و در نتیجه میزان سرمایه در گردش، چرخه تبدیل نقدینگی خود را کوتاه کند. در همه موارد، این توانایی کسب‌وکار است که می تواند حساب‌ها را به پول نقد تبدیل کند و این می‌تواند به شکل مدیریت جریان پول باشد: ارائه مشوقات یا الزامات همانند دادن تخفیف در پرداخت زودهنگام به منظور تسریع در دریافت حساب‌های دریافتنی مثلا در ۱۰روز به جای ۳۰روز استخدام شخصی به صورت پاره‌وقت برای پیگیری حساب‌های معوق از طریق تماس با مشتریان و تضمین پرداختی‌ها چرخه تبدیل محصول و خدمت به پول نقد با توجه به صنعت متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال تولیدکنندگان معمولاً چرخه‌های طولانی‌تری نسبت به مشاغل مبتنی بر خدمات دارند. برای برخی، سرمایه در گردش ممکن است یک مسئله فصلی باشد، همانند خرده‌فروشانی که باید در طول فصل تعطیلات موجودی قابل توجهی را در فروشگاه نگه دارند و سریع آن را به پول نقد تبدیل کنند. چگونه سرمایه در گردش را افزایش دهیم؟ روش‌های مختلفی برای حل مشکل کمبود سرمایه در گردش وجود دارد؛ از جمله تزریق پول نقد توسط مالک. این کمبود سرمایه در گردش را می‌توان توسط ارائه سهام شرکت (اگر شرکت تا این حد رشد کرده است که بتواند سهام به بازار عرضه کند)، کاهش مخارج کلی یا بهبود هزینه‌های تولید از طریق تکنولوژی یا خلق نوآوری در فرایندها، جبران کرد. اکثر کسب‌وکارهای در حال رشد نمی‌توانند چرخه عملیاتی (تعداد روزهای سررسید حساب‌های دریافتنی به علاوه روزهایی که کالا در انبار ذخیره می شود) را فقط با درآمدهای آتی تأمین مالی کنند. در بسیاری از مواقع‌، بخصوص در مواقع رشد تجارب کسب‌وکارهای کوچک، وام‌های تجاری مناسب می‌تواند از جمله هوشمندانه‌ترین گزینه‌ها برای جبران کمبود نقدینگی عملیاتی باشد. دو نوع وام مشترک وجود دارد که می‌توانند این شکاف را برطرف کنند. وام‌های مشترک وام کوتاه مدت معمولاً بسته به مبلغ وام و وضعیت مالی کسب‌وکار، در یک سال یا کمتر پرداخت می‌شود. وام‌های کوتاه مدت اغلب برای مبالغ زیاد و هزینه‌های خاص استفاده می‌شوند که یک تاخیر قابل‌توجه در دریافت پرداختی‌ها را شامل می‌شود. به عنوان مثال؛ یک تولید کننده می‌تواند برای ساخت یک قطعه قابل توجهی از تجهیزات که برای تکمیل، تحویل و نصب، یک سال تا ۱۸ماه زمان نیاز دارد، قرارداد ببندد. در این حالت، وام ۱۸ ماهه معقول است زیرا امکان پرداخت آن به طور کامل وجود دارد. لازم به ذکر است که در اقتصادهایی که تورم دارند،‌ نرخ تورم نیز باید در نظر گرفته شود. یک خط اعتباری تجاری (LOC) در صورتی که به درستی مورد استفاده قرار گیرد، می‌تواند شکاف بین زمانی که یک کسب‌وکار باید هزینه مواد اولیه را به فروشندگان پرداخت کند تا زمانی که پول محصولات فروخته شده خود را از مشتریان دریافت می‌کند‌، را پر کند. وام دهندگان چرخه سرمایه در گردش عملیاتی کسب و کار، حاشیه‌های عملیاتی آن‌، ثبات روابط فعلی مشتری و فروش مداوم و فعالیت‌های بازاریابی آن را برای تعیین مناسب‌ترین خط اعتباری، تجزیه‌وتحلیل می‌کنند. یک خط اعتباری همیشه باید به عنوان یک «پل فصلی» مشاهده شود. مشکلات در پرداخت هزینه‌های اعتباری نشانه بارز بروز چالش‌های بیشترِ سرمایه در گردش است. دلایل موثقی وجود دارد که جمله «پول نقد پادشاه است»، یک اصطلاح کسب وکاری محبوب است. روشن است که چرا مدیریت سرمایه در گردش هوشمندانه در تضمین موفقیت کسب‌وکاری که جریان نقدینگی دارد،‌ حیاتی است. منبع: content.investorscommunitybank.com

ادامه مطلب
تکنولوژی در دنیای بازاریابی
تکنولوژی در دنیای بازاریابی چه نقشی دارد؟

با گذر زمان، بازاریابان بیش از گذشته از تکنولوژی استفاده می کنند اما چرا؟ در طول یکصد سال اخیر، نوآوری‌های فناورانه بیشتری نسبت به کل تاریخ بشریت رخ داده است و این سرعت نیز روز‌به‌روز بیشتر می‌شود. به‌روز بودن با تکنولوژی‌های نوظهور عامل کلیدی و اصلی در موفقیت هر صنعت و کسب‌وکار-ازجمله بازاریابی- است. اصطلاح «دیجیتال مارکتینگ» برای اشاره به استراتژی‌هایی به کار می‌رود که از تکنولوژی استفاده می‌کنند تا پیامی را در مورد محصول یا خدمت انتقال دهند، دیجیتال مارکتینگ زیرمجموعه‌های زیادی دارد. موفقیت در حوزه دیجیتال مارکتینگ منوط به استفاده از تمامی ابزارهای در دسترس است. شرکت‌های بازاریابی از استراتژي‌هایی که شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات دیجیتال را شامل می‌شود،‌ همراه با تکنیک‌های سنتی، استفاده می‌کنند. این روش به عنوان رویکرد ۳۶۰درجه شناخته می‌شود و تضمین می‌کند که بازاریابان در حد ممکن به مخاطبان بالقوه خود دسترسی پیدا کنند. تکنولوژی و بازاریابی محتوا بازاریابی محتوا نوعی از بازاریابی دیجیتال است که شامل تولید محتوا -همانند محتوای وبلاگ، پست و ویدئو- بوده که آنها را به عنوان بخشی از بازاریابی با مخاطبان به اشتراک می‌گذارد. این مطالب و محتوای تولیدی معمولا بر روی سایت کسب‌وکارهایی دیده می‌شود که سعی در معرفی و بازاریابی محصولات و خدمات خود دارند. بازاریابی محتوا دو مزیت عمده دارد: اول، به برند اعتبار می‌بخشد که این خود اعتماد مشتریان بالقوه را جلب می‌کند. این سوال را خود بپرسید، به چه کسی تمایل دارید اعتماد کنید؟ شرکتی که محصولش را به شما می‌فروشد یا شرکتی که به شما درباره محصولات و نحوه استفاده آنها نیز توضیح می‌دهد؟  مزیت دوم آن است که بازاریابی محتوا با یک استراتژی در ارتباط است که بهینه‌سازی موتور جستجو را در اولویت قرار داده است. به عنوان مثال یک پست وبلاگ در مورد تفاوت بین یک نژاد خاص از سگ‌ها می‌تواند کاربران کنجکاو را به سمت سایت بکشاند و در آخر منجر به خرید شود. تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی در طی دو دهه اخیر، شبکه‌های اجتماعی نحوه تعامل مردم با هم را دگرگون ساخته‌اند اما برای بازاریابان نیز فرصت‌های بی‌نظیری فراهم آورده‌اند. بسترهای زیادی وجود ندارد که بتوان همانند شبکه‌های اجتماعی توجه کامل افراد را به خود جلب کرد، استفاده از شبکه‌های اجتماعی باعث کاراتر شدن بازاریابی می‌شود. تنها دلیلی که شبکه‌های اجتماعی را برای کارآفرینان سایت‌هایی مانند فیسبوک و اینستاگرام به شدت محبوب کرده،‌ بازاریابی است. در حالی که بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند پرهزینه باشد-مخصوصا زمانی که در مقیاس بزرگ کار کنید- پیدا کردن بسترهای دیگر که چنین بازدهی را داشته باشند، بسیار دشوار است. بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی این اختیار را به شما می‌دهد تا برای تعداد افراد مشخص و بسته با بودجه در نظر گرفته شده،‌ تبلیغ کنید. ماهیت مقیاس‌پذیری این تکنیک بدان معناست که بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی به همان اندازه که برای شرکت‌های تازه تاسیس مفید است برای کسب‌وکارهایی که مدت زمان زیادی از فعالیت آنها می‌گذرد نیز فایده دارد. کاربران مدت زمان زیادی را در بسترهای شبکه‌های اجتماعی به مطالعه مطالب مورد علاقه خود می‌گذرانند که در این بین محتوای شما نیز دست به دست می‌شود. وجود محتوای تولیدی شما در شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود تا مردم محصولات و خدمات کسب‌وکار شما را جدی‌تر بگیرند که این ما را به سمت برندسازی اینترنتی سوق می‌دهد. برندسازی اینترنتی برندسازی یکی از فلسفه‌های بنیادی در پشت پرده بازاریابی است: هر چه برند در ذهن مشتری بیشتر جای گیرد، احتمال ترجیح دادن آن بیشتر می‌شود. همچنان‌که از نام آن نیز مشخص است، برندسازی اینترنتی، استراتژی‌های برندسازی را‌ آنلاین می‌کند و به بازاریابان اجازه می‌دهد تا به مخاطبان جدیدی دست یابند. برندسازی اینترنتی اغلب، فعالیت‌های صورت گرفته در شبکه های اجتماعی را در بر میگیرد اما می‌تواند جوانب دیگری را نیز شامل شود. داشتن یک وب‌سایت ابتدایی‌ترین شکل از برندسازی اینترنتی است و محتوای آن سایت می‌تواند بر روی اعتبار به دست آمده یک برند تاثیر مثبت و منفی-بسته به کیفیت سایت- برجای بگذارد. حضور یک شرکت در فضای آنلاین و آفلاین مشخص خواهد کرد که آیا شرکت برندسازی اینترنتی را به درستی انجام داده یا نه. باید در نظر داشت که برای این کار تنها یک روش وجود ندارد، همانطور که هر آژانس دیجیتال مارکتینگی -بسته به مشتریانی که با آنها کار می کنند- از یک استراتژی متفاوت استفاده خواهد کرد. بهینه‌سازی موتور جستجور در نهایت شرکت‌های حوزه دیجیتال مارکتینگ باید سئو را نیز در نظر بگیرند، چرا که تا حد زیادی مشخص خواهد کرد که تا چه میزان در معرض دید مشتریان قرار می‌گیرند. هنگامی که افراد چیزی را در گوگل و یا هر موتور جستجوگری جستجو می‌کنند، به ندرت از صفحه اول گوگل می‌گذرند، لذا وظیفه سئو آن است تا محتوای تولیدی را در بالای صفحه اول گوگل قرار دهد تا مردم از محصولات و خدمات شما آگاه شوند. بسیاری از شرکت‌های حوزه دیجیتال مارکتینگ در زمینه سئو برای مشتریان، متخصص شده‌اند و یا اینکه از متخصصان دیگر به صورت مستقیم و غیرمستقیم استفاده می‌کنند. نقش اصلی سئو آن است که یک برند را بیش از پیش در دسترس افراد معمولی قرار ‌دهد. اگر مشتریان بالقوه برای پیدا کردن یک کالا یا خدمت مجبور باشند بسیار جستجو کنند، این موضوع از آن حکایت دارد که بازاریابی به درستی انجام نشده است. با این حال سئو نمی‌تواند ناگهانی و یک‌باره تقاضا به وجود آورد اما مردم آنچه را که در مرحله اول فروخته می‌شود،‌ جستجو می‌کنند. نتیجه تعداد ابزارهای تکنولوژی محور حوزه بازاریابی پرشمار هستند و هر کدام در زمینه‌ای خاص می‌توانند تاثیر به‌سزایی برجای گذارند. ابزارهایی که در این مطلب به آن اشاره شد برای هر کسب‌وکاری اهمیت زیادی دارند و به کارگیری‌ آنها برای طی کردن مسیر موفقیت حیاتی به نظر می‌آید. مطالب بعدی این بخش موارد بیشتری را مورد توجه و بررسی قرار خواهد داد. منبع: hackernoon.com

ادامه مطلب
PWA چیست
PWA چیست؟ و چگونه فضای وب را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

وب اپلیکیشن‌های پیش‌رونده در دنیای فناوری توجه‌ها را به خود جلب کرده است. این تکنولوژی در بازار جایگاه مناسبی به دست آورده و بسیاری از متخصصین در سرتاسر دنیا از آن بهره می‌برند. در این مطلب تلاش می‌کنیم تا به این دو سوال پاسخ دهیم: PWA چه ویژگی‌هایی دارد؟ و چگونه اثراتی از خود به جای می‌گذارد؟ PWAچیست؟ PWA مخفف عبارت وب اپلیکیشن‌های پیش‌رونده (progressive web apps) است. این عبارت اولین بار توسط گوگل در سال ۲۰۱۵ عنوان شد. بخش پیش‌رونده این تکنولوژی با رابط کاربری سروکار دارد که با گذر زمان برای ایجاد رابطه پیش‌رونده بین کاربران و اپلیکیشن مورد استفاده قرار می‌گیرد. موضوع چندان پیچیده نیست، PWA هنوز نوعی وب‌سایت است. PWA همانند یک اپلیکشین – تکنولوژی مبتنی بر مرورگر- به نظر‌ می‌آید. به عبارت دیگر یک کاربر می‌تواند به وب اپلیکیشن پیش‌رونده از طریق مرورگر – همانند دسترسی ما به سایر وب‌سایت‌ها – دسترسی داشته باشد. زمانی که یک کاربر آدرس این اپلیکیشن را وارد می‌کند سهولت کار با آن همانند سایر اپلیکیشن‌ها است با این تفاوت که لازم نیست آن را دانلود کرده و بر روی گوشی نصب کنیم. نکته دیگر که تکنولو‍ژی PWA را پیش‌رونده می‌کند، استفاده از کلمه اپلیکیشن است که آن را محدود به تلفن همراه نمی‌کند اما دسترسی‌های گسترده‌ای را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. این اپلیکیشن را می‌توان به خوبی بر روی کامپیوترهای شخصی استفاده کرد. بسیاری اوقات برای ما پیش آمده که بدون اطلاع از PWA استفاده کنیم. امروزه برنامه‌هایی مانند اینستاگرام به خوبی بر روی کامپیوتر شخصی کار می‌کنند، این یکی از بهترین تجربیاتی است که هنگام استفاده از وب اپلیکیشن‌های پیش‌رونده باید داشته باشید. وب اپلیکیشن پیش‌رونده چه کارهایی می‌تواند انجام دهد؟ امروزه تکنولوژی به حدی رشد کرده که وب اپلیکیشن‌های پیش‌رونده می‌توانند کارهایی که منحصر به اپلیکیشن‌های خاصی بود را انجام دهند. این کارها شامل دسترسی به دستگاه‌هایی است که دارای قابلیت‌های اصلی مربوط به کاربردهای اپلیکیشن مانند استفاده از دوربین، جی‌پی‌اس، استفاده از فایل‌ها، استفاده از میکروفن و غیره، هستند. این امر باعث می‌شود PWA در مقایسه با برنامه‌هایی که معمولا دارای باگ بوده و همراه با خطاهای زیادی هستند، راحت‌تر و قابل دسترس‌تر باشد. این عوامل باعث می‌شود شرکت توسعه اپلیکیشن‌های اندرویدی به تکنولوژی PWA علاقه‌مند شود. وب اپلیکیشن پیش‌رونده چگونه تاثیراتی برجای می‌گذارد تاکنون کاملا مشخص شده است که زمان بارگذاری هر داده‌ای در وب‌سایت، وب اپلیکشین پیش‌رونده از وب‌سایت‌های معمولی و اپلیکیشن‌ها که در سراسر دنیا استفاده می‌شوند، بسیار بهتر اجرا می‌شود. برای درک بهتر این موضوع به این نکات توجه کنید. ۱) حالت آفلاین این ویژگی یکی از خارق‌العاده‌ترین ویژگی‌های وب اپلیکیشن پیش‌رونده است که با کمک تکنولوژی و سرویس ورکر (service worker) در دسترس قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد. همیشه تمامی محتوا در وب اپلیکیشن پیش‌رونده با اولین بازدید و در مدت زمان اندکی از قبل باگذاری شده و پس از آن توسط جاواسکریپت به نمایش در می‌آیند. این دلیلی است که اپلیکیشن را در حالت آفلاین پویا و دسترس‌پذیر کرده است. پس از بارگذاری در اولین بار هرگز از سرور برای شما درخواست ارسال نمی‌شود. اما باید به خاطر داشت اگر در گذشته هرگز از آن صفحه بازدید نکرده‌اید، حالت آفلاین کارایی ندارد. برای فعال شدن این ویژگی باید حداقل یک بار از PWA بازدید کرده باشید. ۲) عملکرد صفحه اصلی این یکی از بهترین ویژگی‌هایی است که به کاربر تلفن همراه اجازه می‌دهد تا PWA را در صفحه اول تلفن همراه داشته باشد. زمانی که از PWA استفاده می‌کنیم، کاربر تحریک می‌شود تا آن را نصب کند. وقتی اپلیکیشن نصب شود برنامه به صفحه اصلی گوشی اضافه شده و زمانیکه مراحل خواسته شده انجام شود، طبق دستورالعمل کار می‌کند. نتیجه استفاده از وب‌اپلیکیشن پیش‌رونده امری نسبتا تازه و پیش‌رونده است، اما بسیاری از توسعه دهنده‌های نرم‌افزاری به کاربردهای آن توجه دارند و رشد آن را دنبال می‌کنند، همچنین گوگل توسعه آن را در اولویت قرار داده است. پژوهش‌های بسیاری در این حوزه صورت گرفته و گوگل اعلام کرده که در توسعه فناورانه مرتبط با آن سرمایه‌گذاری می‌کند. منبع: customerthink.com

ادامه مطلب