استراتژی دیجیتال مارکتینگ و تجارت الکترونیک
استراتژی دیجیتال مارکتینگ در قاب تجارت الکترونیک

اداره کردن یک کسب‌وکار موفق در سال ۲۰۱۹ در حوزه تجارت الکترونیک(Ecommerce)، به معنای داشتن یک استراتژی بازاریابی دیجیتال مؤثر و کارا است. بازاریابی برای رشد تعداد مشتریان، دست یافتن به سرنخ‌های فروش و افزایش درآمد حیاتی است. استراتژی‌های مناسب بازاریابی دیجیتال در حوزه تجارت الکترونیک می‌تواند به شما کمک کند تا کسب‌وکار خود را به‌صورت تصاعدی رشد دهید و به یک شرکت سودآور و قوی تبدیل شوید. در این مطلب استراتژی‌های کلیدی بازاریابی دیجیتال در سال ۲۰۱۹ که قادر هستند کسب‌وکار شما در حوزه تجارت الکترونیک را به سطحی بالاتر برسانند، موردبررسی قرار خواهند گرفت. برخی از این استراتژی‌ها که در این مطلب بررسی می‌شوند مختص فروش در مارکت پلیس‌هایی مانند آمازون هستند، اما اکثر آنها را می‌توان در هر نوع تجارت الکترونیکی استفاده کرد. تعریف برند قبل از ایجاد استراتژی مؤثر بازاریابی دیجیتال، باید بدانید که -به‌عنوان یک برند- چه کسی هستید. برند شما بر هر چیزی که انجام می‌دهید تأثیر می‌گذارد، از نام برند و کالاها و خدماتی که می‌فروشید تا چگونگی معرفی خودتان و توانایی‌هایی که دارید: نه‌تنها ازنظر کپی‌رایتینگ و پیامی که انتقال می‌دهید بلکه از هر نظر -مانند کانال‌هایی که استفاده می‌کنید- تأثیر برجای می‌گذارد. برای تعریف برند نکات زیر را در نظر بگیرید: گزاره ارزش خاص و منحصربه‌فرد (UVP) شما چیست؟ بازار هدف شما چیست؟ چه چیزی نحوه انجام کار شما را خاص می‌کند؟ توسعه محصول توسعه محصول بخشی اساسی از بازاریابی است. حتی بهترین بازاریابی دیجیتال نیز نمی‌تواند محصول غیرقابل فروشی را به فروش برساند. در تجارت الکترونیک جذب مخاطب به صفحات محصولات شما در رتبه‌بندی صفحه نتایج، بخش بزرگی از کار است. این مرحله باید محصولاتی را شامل شود که مردم تمایل به خرید آن دارند و نیز رقابت شدیدی در فروش آن وجود ندارد. اجرای تست‌های (A/B) به شما کمک می‌کند تا محصولات و استراتژی‌های بازاریابی را که احتمال فروش را بالا می‌برد، را بشناسید. قیمت‌گذاری مناسب محصولات نیز بسیار مهم است. به‌عنوان بخشی از فرایند توسعه محصول، قیمت‌هایی را تعیین کنید که در کنار فروش مناسب، میزان سود شما را نیز به حداکثر می‌رساند. تحقیق کلمات کلیدی کلمات کلیدی به دو دلیل اهمیت دارند. اول، برای اهداف سئو؛ یعنی رتبه محصولات شما در مارکت پلیس‌هایی مانند آمازون و یا صفحه نتایج جستجو در گوگل (SERP)، که این خود به پلت‌فرمی که استفاده می‌کنید بستگی دارد. درهرصورت سئو برای هدایت ترافیک به محصولات شما در سایت بسیار مهم است. دوم، کلمات کلیدی می‌توانند تعداد سرنخ‌های فروش را افزایش دهند یعنی مخاطبان را به مشتری تبدیل می‌کند. بنابراین تحقیق کلمات کلیدی گامی مهم در شکل‌گیری استراتژی بازاریابی دیجیتال در فضای تجارت الکترونیک است. با استفاده از روش طوفان فکری، تمام عبارات و کلمات کلیدی را که احتمال می‌دهید مشتریان شما آنها را جستجو کنند، مشخص کنید. سپس کلمات به‌دست‌آمده را از طریق ابزارهایی مانند keyword planner و SEMrush تحلیل کنید، کلمات مرتبط را پیداکرده و از بین آنها بهترین و مفیدترین کلمات کلیدی را انتخاب کنید. بهینه کردن لیست محصولات منظور از بهینه‌سازی لیست محصولات در یک مارکت پلیس عبارت است از: بهینه‌سازی محصولات برای جستجو -مخصوصاً مارکت پلیس‌هایی مانند آمازون- بهینه‌سازی تمام عناصری که فکر می‌کنید محصولات شما را در رتبه بهتری در صفحه نتایج جستجو قرار می‌دهد. بهینه‌سازی برای نرخ تبدیل از طریق کپی رایتینگ، تصاویر و سایر عناصری که برای فروش محصول شما طراحی شده‌اند با استفاده از کلمات کلیدی مناسب راه طولانی که برای رسیدن به هدف اصلی لازم است را طی می‌کنید. باید برای هر لیستی از محصولات چندین کلمه کلیدی وجود داشته باشد، همچنین کلمات کلیدی طولانی در هرجایی که امکان داشته باشد باید به کار رود. در مورد لیست محصولات آمازون، باید تمام کلمات کلیدی اصلی را در عنوان محصول درج کنید، بولت‌ها در بالای لیست محصولات و توضیحات آن قرار گیرد. داستان بالا بردن نرخ‌های تبدیل پیچیدگی‌های خاصی دارد که در ادامه به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم: از تکنیک کپی رایتینگ مؤثر برای فروش محصولات استفاده کنید، مزایا (و مزایای مزایا) محصولات را مشخص کنید تا حد امکان جزئیات بیشتری از محصول خود را بیان کنید؛ جزئیاتی مانند ابعاد، مواد اولیه، لوازم جانبی و … از تصاویر محکمی استفاده کنید که به‌روشنی ویژگی‌های محصول شما را نشان دهد. مطمئن شوید که کیفیت تصاویر قابلیت بزرگ‌نمایی داشته باشند اطمینان حاصل کنید که لیست محصولات شما در تلفن همراه نیز به‌خوبی نمایش داده می‌شود خوب معرفی کردن محصول به بازار در سایت آمازون رتبه‌بندی محصولات تا حد زیادی با حجم فروش مشخص می‌شود، چراکه آمازون می‌خواهد محصولاتی را برجسته کند که امکان درآمدزایی دارند. این بدان معناست که برای رتبه‌بندی و درنتیجه فروش بیشتر، ابتدا باید اقدام به فروش محصول کنید. هفت روز اول پس از معرفی محصول به بازار بسیار مهم است، بنابراین بسیار اهمیت دارد که در این هفت روز مقدار فروش خوبی داشته باشید. اینکه بخواهید محصول خود را در آمازون، دیجی‌کالا و هر جای دیگری به فروش برسانید، خوب معرفی کردن محصول به بازار برای هویت بخشی به برند و فروش محصولاتتان بسیار اهمیت دارد. برای معرفی و عرضه محصول به بازار باید آمادگی لازم را داشته باشید. قبل از عرضه محصول به بازار، آن را معرفی کنید و تاریخ ارائه آن به بازار را مشخص کنید. برای محصول خود یک صفحه فرود طراحی کرده و ایمیل افرادی که به آن علاقه دارند را جمع‌آوری کنید. زمانی که محصول به بازار عرضه شد و افراد را به خرید محصول تشویق کردید سپس می‌توانید با آنها ارتباط برقرار کنید. لازم به یادآوری نیست که ایجاد یک لیست ایمیل قوی برای بازاریابی در این حوزه بسیار اهمیت دارد. بازاریابی دیجیتال، بازاریابی برون‌گرا زمانی که محصول شما به بازار عرضه می‌شود، راه‌های دیگری نیز وجود دارد تا به صفحه لیست محصولات خود ترافیک بیاورید. یکی از آنها تبلیغات کلیکی (PPC) است که نیاز به هزینه دارد اما زمانی که محصول هنوز دارای مشتری کافی نیست گزینه خوبی است. بازاریابی شبکه‌های اجتماعی نیز در بسترهای مختلف همانند فیسبوک، اینستاگرام، تلگرام و غیره راهی عالی برای آگاهی از محصول و هدایت مخاطبان به لیست محصولات ارائه شده شماست. با ایجاد محتوای جذاب –که قابلیت به اشتراک گذاشته شدن داشته باشند(ویروسی)- می‌توان به مخاطبان بیشتری دست یافت. با درکی درست از اصول بازاریابی دیجیتال و تجارت الکترونیک، می‌توان استراتژی دیجیتال مارکتینگی طراحی کرد که قادر است به مشتریان و برند کسب‌وکار شکل دهد، مخاطبان بیشتری به سایت بیاورد و این مخاطبان را به مشتری تبدیل کند. این به‌نوبه خود، باعث افزایش فروش شده و می‌تواند در مدت‌زمان نسبتاً کوتاهی به کسب‌وکار شما رونق دهد. منبع: rightmixmarketing.com

ادامه مطلب
از اقتصاد دیجیتال چه می دانیم
چگونه باید ارزش اقتصاد دیجیتال را اندازه‌گیری کرد؟

فرض کنید به شما پیشنهاد داده می‌شود تا در ازای آنکه یک ماه به جستجو گوگل دسترسی نداشته باشید، ۱۰دلار به شما پرداخت شود. نه؟ ۱۰۰دلار چطور؟ هزار دلار؟ چقدر باید به شما پرداخت شود تا اجازه دسترسی به ویکی پدیا را از شما بگیریم؟ جواب‌هایی که به این سوالات داده می‌شود می‌تواند در ارزیابی و اندازه‌گیری سهم اقتصاد دیجیتال مفید واقع شود. اما در ابتدا لازم است تعریفی از اقتصاد دیجیتال ارائه شود. اقتصاد دیجیتال چیست؟ اقتصاد دیجیتال به اقتصادی اشاره دارد که مبتنی بر محاسبات تکنولوژی‌محور است، همچنین این مفهوم به عنوان «انجام دادن فعالیت اقتصادی از طریق بازارهایی مبتنی بر اینترنت و شبکه گسترده جهانی» در نظر گرفته شده است. اقتصاد دیجیتال همچنین به اقتصاد اینترنتی،‌ اقتصاد جدید یا اقتصاد شبکه‌ای اشاره دارد. اقتصاد دیجیتال به طور فزاینده‌ای با اقتصاد سنتی در هم تنیده است که این خود تشخیص اندازه آن را مشکل می‌کند. اقتصاد دیجیتال در آمریکا در سال ۲۰۱۸ آمریکایی‌ها به طور متوسط در هر روز معادل ۶٫۳ساعت بر روی رسانه‌های دیجیتال وقت صرف کرده‌اند. این زمان نه فقط برای گوگل و ویکی پدیا بلکه شبکه‌های اجتماعی،‌ کلاس‌های آنلاین، نقشه‌ها، پیام‌رسانی، ویدئوکنفرانس، موسیقی، اپلیکیشن‌های تلفن هوشمند و سایر موارد است. رسانه‌های دیجیتال سهم بزرگ و روبه رشدی از زمان بیداری ما را مصرف می‌کنند‌. اما این کالاها و خدمات تا حد زیادی در محاسبات رسمی فعالیت‌های اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی و بهره‌وری (که صرفاً تولید ناخالص داخلی به ازای هر ساعت کار است) در نظر گرفته نمی‌شود. ما به موسیقی نسبت به قبل بیشتر و بهتر گوش می‌دهیم‌، به آسانی از ابزارهای مسیریابی استفاده می‌کنیم، با همکاران و دوستان خود به طرق مختلف و متنوعی ارتباط برقرار می‌کنیم و از مزایای بی‌شمار دیگری که ۴۰ سال پیش قابل تصور نبود، لذت می‌بریم. اما اگر فقط به اعداد تولید ناخالص داخلی توجه کنید، فکر می‌کنید که انقلاب دیجیتال هرگز اتفاق نیفتاده است. سهم بخش اطلاعات به عنوان قسمتی از کل تولید ناخالص داخلی از سال ۱۹۸۰ به بعد تغییر چندانی نکرده است، سالانه ارقامی بین چهار تا پنج درصدی را نشان می‌دهد، فقط در سال ۲۰۱۸ به پنج ونیم درصد رسید. برای مشخص کردن این موضوع می‌توان به جمله مشهور رابرت سولو اقتصاددان نامدار اشاره کرد: «ما عصر دیجیتال را در همه جوانب به جز آمار تولید ناخالص داخلی مشاهده می‌کنیم». چرا محاسبه اقتصاد دیجیتال دشوار است؟ دلیل محاسبه نکردن ارزش کامل اقتصاد دیجیتال آن است که تولید ناخالص داخلی براساس آنچه مردم برای کالاها و خدمات می‌پردازند‌، اندازه‌گیری می‌شود. با در نظر گرفتن استثنائاتی، اگر کالایی قیمت صفر داشته باشد‌، در تولید ناخالص داخلی به اندازه صفر محاسبه می‌شود. اما بیشتر ما از کالاهای دیجیتال رایگان مانند ویکی‌پدیا و نقشه‌های آنلاین نسبت به نسخه‌های گران قیمت کاغذی آنها، ارزش بیشتری به دست می‌آوریم. سیاست گذاران از داده‌های تولید ناخالص داخلی برای تصمیم گیری در مورد چگونگی سرمایه‌گذاری، از زیرساخت‌ها و تحقیق‌وتوسعه گرفته تا آموزش و تبلیغات در فضای مجازی استفاده می‌کنند. نهادهای ناظر از آن برای قانون‌گذاری استفاده می‌کنند که این خود بر روی شرکت‌های حوزه تکنولوژی و سایر سازمان‌ها تأثیر می‌گذارد. از آنجایی که مزایای دیجیتالی شدن به طور چشمگیری دست کم گرفته می‌شود، سیاست‌ها و تصمیمات اتخاذ شده با درکی ضعیف از واقعیت‌ها‌ به اجرا گذاشته می‌شوند. مدیریت موثر اقتصاد دیجیتال به توانایی ما در ارزیابی دقیق ارزش کالاها و خدمات رایگان دیجیتال بستگی دارد. به همین دلیل تکنیک جدیدی برای اندازه‌گیری میزان پرداخت مصرف کنندگان برای محصولات دیجیتال و نیز میزان سود و مطلوبیت اکتسابی آنها در این گزارش تهیه شده است. به عنوان مثال، تحقیقات مجله کسب وکار هاروارد با فلیکس اگگرز، از دانشگاه گرونینگن‌، نشان داد که فیسبوک به تنهایی از سال ۲۰۰۴ تاکنون بیش از ۲۲۵ میلیارد دلار ارزش –ارزشی که در تولید ناخالص داخلی اندازه‌گیری نمی‌شود-برای مصرف‌کنندگان ایجاد کرده است. گرفتن سود غیرقابل اندازه‌گیری کالاهای رایگان مشکلی جدید نیست: به موج‌های ابتکاری نوآوری فکر کنید که محصولات تقریبا رایگانی مانند آنتی‌بیوتیک‌ها‌، رادیو و تلویزیون تولید کرده‌اند که به وضوح ارزش قابل توجهی را به مصرف کننده انتقال می‌دهند. با توجه به رشد فوق‌العاده سریع کالاها و خدمات دیجیتال در اقتصاد، زمان آنکه این مشکل حل شود، گذشته است. تولید ناخالص داخلی چه کالاهایی را اندازه‌گیری نمی‌کند؟ تولید ناخالص داخلی اغلب به عنوان نماینده‌ای از چگونگی انجام سازوکار فعالیت‌های اقتصادی به کار می‌شود. این عدد نسبتاً دقیقی است که هر سه ماه نشان می‌دهد اقتصاد در حال رشد بوده یا کوچکتر شده است. با این حال‌، تولید ناخالص داخلی تنها ارزش پولی کلیه کالاهای نهایی تولید شده در اقتصاد را در نظر می‌گیرد. از آنجایی که تولید ناخالص داخلی تنها هزینه‌های پرداختی برای کالاها و خدمات را محاسبه می‌کند و به مطلوبیت و سود به دست آمده کاری ندارد، ممکن است رفاه اقتصادی مصرف کننده با تولید ناخالص داخلی همبستگی نداشته باشد. در واقع، برخی اوقات که تولید ناخالص داخلی بالا می‌رود، رفاه اقتصادی مصرف کننده کاهش می یابد و بلعکس. تولید ناخالص داخلی می‌تواند شاخصی گمراه کننده باشد خبر خوب آن است که اقتصاد حداقل به صورت تئوری برای سنجش رفاه مصرف کننده شاخصی معرفی کرده است. این شاخص اضافه رفاه مصرف کننده نام دارد که از تفاضل بین حداکثر قیمتی که مصرف کننده تمایل دارد برای کالا بپردازد با قیمت کالا به دست می‌آید. به عنوان مثال اگر حاضر باشید برای خرید یک پیراهن تا ۱۰۰ دلار هم پرداخت کنید اما برای خرید آن فقط ۴۰ دلار پرداخت کنید، مازاد رفاه شما معادل ۶۰دلار است. برای درک اینکه چرا تولید ناخالص داخلی می‌تواند شاخصی گمراه‌کننده برای سنجش رفاه اقتصادی باشد، دانشنامه انگلیسی بریتانیکا و ویکی‌پدیا را در نظر بگیرید. بریتانیکا قبلاً چندین هزار دلار قیمت داشت‌، به این معنی که مشتریانش حداقل آن مبلغ را می‌دانستند. اما ویکی پدیا‌، یک سرویس رایگان است که مقالات بیشتری با کیفیت قابل مقایسه با بریتانیکا دارد. با اندازه‌گیری هزینه‌های مصرف کننده‌، ارزش این صنعت کاهش یافت(هنگامی که مصرف کننده‌گان در سال ۲۰۱۲ استفاده از دانشنامه چاپی را کنار گذاشتند، نسخه چاپی این دانشنامه از چرخه اقتصادی خارج شد)؛ اما اندازه‌گیری مزایای به دست آمده نشان می‌دهد که مصرف‌کنند‌گان هرگز وضعیتی بهتر از زمان حال را نداشته‌اند. تحقیقات مجله کسب وکار هاروارد نشان داد که ارزش متوسطی که مصرف کنندگان ایالات متحده از ویکی پدیا طی یک سال به دست می‌آورند حدود ۱۵۰ دلار است حال آنکه در قبال آن هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنند. این بدان معناست که حدود ۴۲ میلیارد دلار مازاد رفاه مصرف کننده در تولید ناخالص داخلی ایالات متحده منعکس نمی‌شود. ادامه مطلب را در اهمیت محاسبه اقتصاد دیجیتال بخوانید. منبع: مجله اقتصادی هاروارد

ادامه مطلب