مقاله‌ای یافت نشد.

نمایش لیست آخرین مقالات:
بازاریابی محتوا و اهمیت آن
محتوا و بازاریابی محتوا چرا اهمیت دارد؟

دیگر بر کسی پوشیده نیست که اشکال بازاریابی سنتی نسبت به گذشته برای دستیابی به اهداف تعیین شده و تبدیل سرنخ‌ها(مشتری بالقوه) به مشتری، کارایی کمتری دارد. این همان دلیلی است که توضیح می‌دهد چرا بازاریابی محتوا (content marketing) به یک راه‌حل محبوب برای دستیابی و جذب مخاطبان هدف به کسب‌و‌کارها تبدیل شده است. با فراهم کردن محتوای مفید برای آشنا کردن مخاطبان با کالا و خدمات- و نشان دادن این نکته که چگونه کالا و خدمات شما مشکل و نیاز آنها را به خوبی برطرف می‌کند- می‌توانید نرخ تبدیل را بالا ببرید، آشنایی با برند را افزایش دهید و درآمد شرکت را بیشتر کنید. در ابتدا لازم است تعریف کاملی از بازاریابی محتوا ارائه دهیم. به زبان ساده بازاریابی محتوا عبارت است از فرایند برنامه‌ریزی،‌ خلق، توزیع،‌ اشتراک‌گذاری و انتشار محتوای تولیدی به منظور دستیابی به مخاطبان هدف. این ترفند به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا میزان آشنایی با برند را افزایش دهند،‌ سطح فروش را بالا ببرند،‌ با مخاطبان ارتباط بگیرند و مشتری جذب کنند.   چرا بازاریابی محتوا مهم است؟ امروزه استراتژی‌های بازاریابی برونگرا (یا هر چیزی که مخاطبان را آزرده خاطر می‌کند) همانند قبل در دستیابی به مخاطبان و نرخ تبدیل، موفق عمل نمی‌کند. بازاریابی محتوا اما به یک روش محبوب برای کسب‌وکارها تبدیل شده تا این مشکل را از بین ببرد. بازاریابی محتوا برای افزایش سطح دسترسی به مخاطبان کمک می‌کند تا: به سرنخ‌های خود آموزش دهید و دورنمایی از خدمات و کالاهایی که ارائه می‌دهید را به آنها انتقال دهید،‌ نرخ تبدیل را افزایش دهید، بین کسب‌وکار و مشتریان پل ارتباطی برقرار کنید، با مخاطبان در ارتباط باشید تا به آنها نشان دهید که کالا و خدمات شما چگونه چالش‌های آنها را از بین می‌برد و در آخر حس وجود یک گروه در کنار برندتان را خلق کنید.   تفاوت محتوا و بازاریابی محتوا (content marketing) در چیست؟ برای برخی هنوز تفاوت بین محتوا و بازاریابی محتوا کاملا مشخص نیست. این سردرگمی در مورد تعریف آنها نیست بلکه تفاوت بین خلق محتوا و بازاریابی آن است. یک کتاب الکترونیک، یک وبینار و یک ورق سفید، بازاریابی محتوا محسوب نمی‌شود. تبلیغات، بازاریابی محتوا نیست، پست‌ها در شبکه‌های اجتماعی بازاریابی محتوا به حساب نمی‌آیند. توجه داشته باشید که بازاریابی با محتوا و بازاریابی محتوا یکی نیست. بااین‌همه، تفاوت بین محتوا و بازاریابی محتوا در چیست؟ بازاریابی محتوا همانند هدف نهایی یک ناشر از انتشار محتوا و تکرار معمولی محتوای باکیفیت است که برای جذب مخاطب به کار می‌رود. باید در نظر داشت که کسب‌وکار شما مالک مخاطبان حاضر در شبکه‌های اجتماعی نیست. همچنین یک کتاب الکترونیک به اندازه‌ای قوی نیست تا اعتمادی که مخاطبان امروزه انتظار دارند را به وجود آورد. بازاریابی محتوا درباره جذب یک مخاطب به یک تجربه یا هدفی است که شما صاحب آن هستید، آن را می‌سازید و برای رسیدن به اهداف بازاریابی، بهینه‌تر می‌کنید. محتوا در هرجایی وجود دارد؛ محتوای مربوط به محصولات، فروش، خدمات مشتری،‌ حوادث،‌ بازاریابی و کمپین‌های آن، حتی تبلیغات نیز یک نوع محتوا است. با بازاریابی محتوا به جای آزار یا خرید یک مخاطب بر روی پلت‌فرم شخص دیگر،‌ مخاطب را جذب اهداف مالک یک برند کنید. منبع: hubspot.com / contentmarketinginstitute  

ادامه مطلب
بازاریابی شبکه اجتماعی
از استراتژی بازاریابی شبکه‌های اجتماعی چه می‌دانید؟

گام اولیه در ورود به بازاریابی شبکه‌های اجتماعی داشتن یک استراتژی است. بدون استراتژی ممکن است تنها به خاطر ارسال کردن پستی اقدام به انتشار محتوا در شبکه‌های اجتماعی کنید. بدون درک هدف این کار، شناخت مخاطبان و اینکه به دنبال چه چیزی هستند، رسیدن به نتیجه دلخواه در شبکه‌های اجتماعی دشوار است. چه بخواهید میزان آشنایی با برند شرکت را از طریق شبکه‌های اجتماعی ارتقا دهید یا به عنوان یک بازاریاب شبکه‌های اجتماعی شناخته شوید، تدوین استراتژی بازاریابی شبکه‌های اجتماعی ضروری است. چگونه استراتژی داشته باشیم؟ جالب است بدانید که یک استراتژی بازاریابی شبکه‌های اجتماعی با یک برنامه بازاریابی شبکه‌های اجتماعی تفاوت دارد. در واقع یک استراتژی جایی است که شما به سمت آن در حرکت هستید حال آنکه یک برنامه نحوه رسیدن شما به آن نقطه است. یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای طراحی یک استراتژی بازاریابی شبکه‌های اجتماعی پاسخ به این پنج پرسش است: ۱-چرا می‌خواهید در شبکه‌های اجتماعی باشید؟ پاسخ به این سوال بستگی به اهداف شما در شبکه‌های اجتماعی دارد. آیا در شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارید تا محصول خود را معرفی کنید؟ به دنبال جذب ترافیک برای وب‌سایتتان هستید؟ یا برای خدمت به مشتریان این کار را انجام می‌دهید؟ در کل می‌توان تمام اهداف را در ۹دسته تقسیم‌بندی کرد: ۱-افزایش آشنایی با برند ۲-جذب ترافیک برای وب‌سایت ۳-تولید سرنخ‌های جدید ۴-افزاش درآمد(با بالا بردن میزان ثبت‌نام یا فروش) ۵-تقویت تعامل با برند ۶-ساخت یک گروه حول کسب‌وکار ۷-ارائه خدمات به مشتریان ۸-بازنشر مطالب در مطبوعات ۹-تحلیل حرف‌هایی که در مورد برندتان می‌زنند به طور کلی توصیه می‌شود تا فقط روی تعدادی از اهداف متمرکز شوید، مگر اینکه تیمی مخصوص در اختیار داشته باشید. ۲-مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند؟ دانستن اینکه مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند کمک خواهد کرد تا به سوالات چه، کجا و کی منتشر کردن، پاسخ بهتری دهید. یک راه عالی برای اینکار ساخت پرسونای بازاریابی است. روش‌های مختلفی برای ساخت پرسونای بازاریابی وجود دارد، یکی از بهترین روش‌ها، روش ۵W1H است، یعنی؛ مخاطبان ما چه کسانی (Who) هستند؟ (مثلا عنوان شغلی، سن، جنسیت،‌ حقوق،‌ مکان و غیره) آنها به چه مطالبی (What) علاقه دارند تا شما تهیه کنید؟ (سرگرمی، محتوای آموزشی، اطلاعات در مورد محصول جدید و غیره) مخاطبان معمولا در کدام پلت‌فرم‌های اجتماعی (Where) فعالیت دارند؟ (تلگرام، اینستاگرام، توییتر و غیره) مخاطبان چه زمانی (When)به دنبال محتوایی می‌روند که شما می‌توانید تهیه کنید؟ (آخر هفته‌ها، طول روز و غیره) مخاطبان چرا (Why )باید محتوای شما را بخوانند؟ (در انجام شغلشان بهتر عمل کنند، تن سالم داشته باشند، به‌روز باشند و غیره) مخاطبان چگونه (How)محتوا را استفاده می‌کنند؟ (خواندن پست‌ها در شبکه‌های اجتماعی، تماشا کردن ویدئو و غیره) ۳-چه چیزی را می‌خواهید به اشتراک بگذارید؟ نگاه کردن به پرسونای بازاریابی و توجه به سوالات زیر به شما کمک می‌کند تا به این سوال پاسخ دهید: مخاطبان چه اهداف و چالش‌هایی دارند؟ شما چگونه می‌توانید به آنها کمک کنید؟ برای یک برند پوشاک و فروشنده لوازم تناسب اندام، هدف مخاطبان می‌تواند استفاده از آخرین محصولات و تجهیزات تناسب اندام به‌روز باشد، در این حالت،‌ فروشنده می‌تواند آخرین محصولات خود را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارد. تحقیقی که اخیرا بر روی هشت هزار و ۶۰۰نوجوان آمریکایی صورت گرفت نشان داد که ۷۰درصد آنها ترجیح می‌دهند تا شرکت‌ها از طریق اینستاگرام آخرین محصولات خود را به آنها معرفی کنند. کلید موفقیت در این زمینه به درک از مخاطبان هدف بر‌می‌گردد. ۴-در کجا می‌خواهید به اشتراک بگذارید؟ گام بعدی مشخص کردن جایی است که می‌خواهید محتوای خود را به اشتراک بگذارید. به عبارت دیگر برند شما قصد دارد در کدام پلت‌فرم شبکه‌های اجتماعی فعال باشد؟ باید در نظر داشت که لازم نیست برند در تمام پلت‌فرم‌ها حضور داشته باشد، بلکه حضور در پلت‌فرم‌های کمتر باعث ایجاد تمرکز بهتر و زمان بیشتر برای تولید محتوای با کیفیت‌تر است. ۵-چه موقع می خواهید به اشتراک بگذارید؟ آخرین بخش استراتژی شما مشخص کردن زمانی است که می‌خواهید محتوای خود را به اشتراک بگذارید. قبل از تصمیم‌گیری دقیقا در کدام ساعت از روز و روزهای هفته می‌خواهید محتوای خود را ارسال کنید، برای این‌کار باید رفتار مخاطبان مورد نظر خود را در نظر بگیرد. مخاطبان چه زمانی از شبکه‌های اجتماعی برای یافتن محتوایی که به اشتراک می‌گذارید،‌ استفاده می‌کنند؟ به موارد زیر توجه کنید: طرفداران مسابقات ورزشی درست قبل، حین و بعد از بازی در شبکه‌های اجتماعی به دنبال یافتن محتوا مربوطه هستند ممکن است ورزشکاران در حین سرد شدن بعد از تمرین صبحگاهی یا عصرگاهی در اینستاگرام حضور داشته باشند افرادی که عاشق سفر هستند ممکن است در آخر هفته و زمانی که برای سفر بعدی خود برنامه‌ریزی می‌کنند در شبکه‌های اجتماعی فعالیت کنند شاید از خواندن این چند مورد متوجه شده باشید که هیچ زمان استانداردی برای ارسال مطالب وجود ندارد، این موضوع به مخاطبان شما بستگی دارد؛ بنابراین برای این مرحله روی الگوهای رفتاری کلی مخاطبان موردنظر خود تمرکز کنید. سخن آخر با رعایت کردن نکات فوق شما داری یک استراتژی بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی می‌شوید،‌ اما به پایان راه نرسیده‌اید. همانظور که در بالا ذکر شد استراتژی جایی است که شما به سمت آن در حرکت هستید و برنامه نحوه رسیدن شما به آن نقطه را در برمی‌گیرد. حال که استراتژی مشخص شد نوبت به یک برنامه منسجم می‌رسد. چگونه باید محتوای خود را بر روی شبکه‌های اجتماعی قرار دهید؟ لحن و ادبیات شما چگونه باید باشد؟ از چه نوع پست‌هایی (یعنی تصویر،‌ فیلم،‌ لینک‌ها و غیره) باید استفاده کنید؟ سخن آخر آن است که داشتن یک استرات‍ژی بازاریابی شبکه‌های اجتماعی می‌تواند دشوار باشد اما با داشتن آن،‌ در انتظار نتایج مفیدی باشید. منبع: buffer.com

ادامه مطلب
سئو بهینه‌سازی محتوا
سئو و نحوه بهینه‌سازی محتوا

سئو (Search Engine Optimization) یا بهینه‌سازی موتور جستجو، عمل بهینه‌سازی  محتوا است به طوری که از طریق نتایج طبیعی موتور جستجو، محتوای تولیدی قابل مشاهده باشد. حال چگونه می‌توان محتوا را به اصطلاح سئو کرد و عوامل رتبه‌بندی آن کدامند؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید از سازوکار موتورهای جستجو آگاه باشیم. موتورهای جستجو چگونه کار می‌کنند؟ موتورهای جستجو همانند کتابخانه‌ها در دنیای دیجیتال هستند، به جای نگهداری کپی و نسخه‌های کتاب،‌ موتورهای جستجو از صفحات وب سایت‌ها کپی نگه‌داری می‌کنند. زمانی که در موتور جستجو سوالی را طرح می‌کنید، تمام صفحات ایندکس شده بررسی شده و تلاش می‌شود تا مرتبط‌ترین نتایج را به شما نشان دهد. موتور جستجو برای اینکار از یک برنامه کامپیوتری به نام الگوریتم استفاده می‌کند. هیچ کس نمی‌داند که این الگوریتم‌ها دقیقا چگونه کار می‌کنند، اما سرنخ‌هایی،‌ حداقل از گوگل در دسترس است. گوگل در صفحه «سازوکار جستجو» این‌گونه پاسخ می‌دهد: به منظور ارائه مرتبط‌ترین نتایج، الگوریتم‌ها به فاکتورهای متعددی شامل کلمات جستجو شده، ارتباط و قابلیت استفاده از صفحات،‌ منابع تخصصی،‌ مکان و تنظیمات نگاه می‌کنند. وزن اعمال شده برای هر فاکتور بسته به ماهیت سوال متفاوت است. به عنوان مثال تازگی محتوا نسبت به تعاریف دیکشنری‌ها نقش مهمتری در پاسخگویی به سوالاتی دارد که در مورد موضوعات خبری روز هستند. بدون تردید بیشتر ما از موتور جستجو برای رسیدن به محتوای مورد نظر استفاده می‌کنیم. باید در نظر داشت که تعداد زیادی موتور جستجوگر وجود دارد که می‌توان محتوا را برای آنها بهینه کرد. سازوکار سئو چگونه است؟ به زبان ساده، سئو به موتورهای جستجو نشان می‌دهد که محتوای شما بهترین نتیجه برای نشان دادن به کاربر است. این موضوع به آن دلیل است که همه موتورهای جستجو یک هدف یکسان دارند و آن نمایش بهترین و مناسب‌ترین نتایج به کاربران است. باید در نظر داشت که نحوه انجام این کار به موتور جستجوگری که محتوا را برای آن سئو می‌کنید بستگی دارد. اگر می‌خواهید ترافیک ارگانیک بیشتری برای صفحات وب خود داشته باشید،‌ باید الگوریتم‌های گوگل را درک کنید و به خواست آنها توجه داشته باشید. اگر می‌خواهید تعداد بازدیدهای ویدئویی بیشتری داشته باشید باید الگوریتم یوتیوب را خوب بشناسید. باید در نظر داشت که گوگل حدود ۹۲درصد از بازار جستجو دنیای مجازی را در اختیار خود دارد. بهینه‌سازی برای گوگل گفته می‌شود که گوگل برای رتبه‌بندی بیش از ۲۰۰فاکتور را در نظر می‌گیرد. حتی در سال ۲۰۱۰ گفته می‌شد که این مقدار می‌تواند تا ۱۰هزار هم برود. کسی از تمامی فاکتورهای رتبه بندی گوگل خبر ندارد اما می‌توان به برخی از آنها اشاره کرد. گوگل به جای وب سایت‌ها، صفحات سایت‌ها را رتبه‌بندی می‌کند چون شرکت شما شیشه‌های تزئینی طرح‌دار تولید می‌کند بدان معنا نیست که تمام صفحات سایت باید برای عبارت «شیشه‌های تزئینی طرح‌دار» رتبه بگیرد. کسب‌وکار شما می‌تواند برای کلیدواژه‌های مختلف در صفحات مختلف رتبه بگیرد. قابلیت پایش قبل از اینکه گوگل بتواند رتبه‌بندی محتوای شما را در نظر بگیرد ابتدا باید بداند که آن محتوا وجود دارد. گوگل از چندین روش برای کشف محتوای جدید در وب استفاده می‌کند،‌ اما روش اصلی «خزیدن» است. به عبارت ساده‌تر، جایی که گوگل لینک‌هایی در صفحات را دنبال می‌کند که می‌داند قبلا آنها را ندیده است،‌ خزیدن صورت می‌گیرد. برای این‌کار از یک برنامه کامپیوتری به نام عنکبوت استفاده می‌کند. فرض کنیم که صفحه اصلی شما از وب‌سایتی که قبلا در گوگل ایندکس (قرار گرفتن صفحات سایت در نتایج گوگل) شده است، بک‌لینک دارد. دفعه بعدی که خزنده‌ها آن وب‌سایت را چک کنند،‌ از طریق بک‌لینک به صفحه اصلی سایت شما می‌رسند و آن را ایندکس می‌کنند. از صفحه اصلی نیز لینک‌های موجود را دنبال کرده و تمام صفحات وب سایت را ایندکس می‌کنند. چندین عامل می‌تواند خزنده‌های گوگل را از ایندکس کردن باز دارد: لینک‌سازی ضعیف: گوگل از طریق لینک‌های داخلی تمام صفحات سایت شما را ایندکس می‌کند، صفحات بدون لینک داخلی معمولا ایندکس نمی‌شوند. لینک‌های داخلی که Nofollowهستند: لینک‌های داخلی با برچسب Nofollow توسط خزنده‌ها بررسی نمی‌شوند. صفحات ایندکس نشده: شما می‌توانید با کمک متا تگ Noindex یا هدر HTTP مانع ایندکس شدن صفحات توسط گوگل شوید. اگر برخی از صفحات شما لینک‌های داخلی از صفحاتی دارد که ایندکس نشده‌اند، به احتمال زیاد این صفحات نیز ایندکس نمی‌شوند. جلوگیری از ورود خزنده ها با Robots.txt: Robots.txt یک فایل متنی است که به موتورهای جستجو می‌گوید که به چه صفحاتی در وب‌سایت شما می‌توانند بروند و از رفتن به کدام صفحات منع شده‌اند. اگر صفحات در این فایل مسدود شده باشند توسط خزنده‌ها نیز ایندکس نمی‌شوند. پارامترهای بسیاری در سئو محتوا تاثیرگذارند که هر کدام تاثیر خود را بر رتبه‌بندی صفحات برجای می‌گذارند، برای رسیدن به یک رتبه خوب در صفحه نتایج گوگل بسته به نوع محتوای تولیدی باید مهمترین عوامل را شناخت و بنا بر خواست آنها مطالب را تهیه کرد. منبع: ahrefs.com

ادامه مطلب
داده‌کاوی و بازاریابی
داده‌کاوی چرا در بازاریابی دیجیتال مهم است؟

داده‌کاوی (data mining) فرآیندی مهم است که اطلاعات مرتبط و بااهمیت را برای شما فراهم می‌کند که این شما را قادر می‌سازد تا روندهای آتی را پیش‌بینی کنید لذا لازم است یک استراتژی کلیدی در کسب‌وکار شما باشد. بی‌شک امروزه موفقیت هر کسب‌وکاری تا حد زیادی در توانایی جستجو و پردازش داده‌ها نهفته است. در دنیای کسب‌وکار، عقیده بر آن است که داده‌کاوی برای موفقیت کسب‌وکار حیاتی است. به همین جهت است که بازاریابی دیجیتال بدون داده -که بعداً به اطلاعات و سپس به دانش تبدیل می‌شود- قادر به انجام هیچ کار مهمی نخواهد بود. این به‌نوبه خود امکان ایجاد و به‌کارگیری هر استراتژی فروشی را فراهم می‌آورد، جایی که داده‌کاوی به مرحله اجرا می‌رسد. داده‌کاوی چیست؟ داده‌کاوی شامل کشف الگوهایی در مجموعه‌ای از حجم زیاد داده است. با استفاده از روش‌هایی مانند آمار، سیستم‌های پایگاه داده و یادگیری ماشین، داده‌کاوی شما را قادر می‌سازد تا از تکنولوژی برای کاوش در بانک‌های اطلاعاتی بزرگ اعم از خودکار، نیمه‌خودکار یا دستی استفاده کنید. هر فرایند یا داده‌ای را برای استفاده انتخاب کنید، استفاده از این تکنیک‌های آماری قدرتمند است که روندها و الگوها را استخراج می‌کند. شرکت‌ها به‌طور مستمر درباره مشتریانشان سوالاتی از این قبیل می‌پرسند: چگونه می‌توانم مشتریان را بهتر بشناسم؟ چگونه می‌توانم بازار را بهتر بشناسم و آن را بهتر درک کنم؟ از چه ابزارهایی می‌توانم استفاده کنم تا روندها را به‌صورت موفقیت‌آمیز کشف کنم؟ به‌طور سنتی، شرکت‌ها به این سؤالات از طریق تحقیق در بازار پاسخ می‌دهند اما به‌تدریج، شیوه کاراتری مانند داده‌کاوی در دسترس قرار می‌گیرد. داده‌کاوی چگونه ظهور پیدا کرد؟ داده‌کاوی درنتیجه تلاش ما برای درک و فهمیدن تمام اطلاعات موجود، پدید آمد. از ابتدا مردم از الگوریتم‌ها، مدل‌های ریاضی و تکنیک‌های آماری برای جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها استفاده کرده‌اند. یکی از محبوب‌ترین و پرکاربردترین تکنولوژی‌ها در این زمینه اتوماسیون فرایندهاست که شانه‌به‌شانه هوش مصنوعی در حال پیشرفت است. به‌عنوان‌مثال، پلت‌فرمی همانند فیسبوک برای شرکت‌هایی که نیاز دارند تا مخاطب هدف خود را بشناسند و آنها را درک کنند -ازجمله شناخت روندها و عادات خرید و نظرات مثبت و منفی در مورد برندهای خاص، کالاها و خدمات- به‌شدت کاربردی است. برخی از پیچیده‌ترین و پیشرفته‌ترین روش‌های داده‌کاوی شامل گزارش‌های فروش، تحلیل‌های وب‌سایت و برنامه‌های وفاداری است. روش‌های دیگر شامل سیستم‌های نظارت بر شبکه‌های اجتماعی، انجمن‌ها(فروم) و وب‌سایت‌هاست. بدون داده‌کاوی، درک عدم موفقیت یک خدمت یا دلایل افزایش یا کاهش فروش شرکت در یک بازه زمانی خاص بسیار دشوار است. همچنین اجرای استراتژی‌های شفاف و کارا که نتایج مطلوب را به همراه خواهد داشت، دشوار خواهد بود. مزایای استفاده از داده‌کاوی داده‌کاوی به ما امکان می‌دهد تا الگوها و روندهای تکراری را پیدا کنیم. از طریق این الگوها و روندها، می‌توانیم رفتار جریان اطلاعات را در یک زمینه معین ارزیابی کنیم. بنابراین می‌توان بسیاری از بخش‌ها و کسب‌وکارها را به‌وسیله این تکنیک‌ها مورد ارزیابی قرار داد. به‌عنوان‌مثال، داده‌کاوی می‌تواند برای تبلیغات، بازاریابی، طرح‌های تجارت الکترونیکی، فرایندهای حوزه سلامت، مهمان‌نوازی و فرایندهای زنجیره تأمین به‌کاربرده شود. هر سازمانی که دارای داده و فرایندهاست می‌تواند آنها را با داده‌کاوی تحلیل کند، نتایجی که به دست می‌آید اجازه می‌دهد تا اطلاعات کاربردی از این منابع استخراج شود، روند فرایندهای کسب‌وکاری تنظیم شود، کارایی افزایش یابد و بهره‌وری بالا رود. داده‌کاوی در اصل به دنبال درک زمان حال است و درنتیجه ما را قادر می‌سازد تا تصمیماتی اجرایی بگیریم که بر رویدادهای آینده تأثیر مثبت بر جای خواهد گذاشت. داده‌کاوی می‌تواند به گزارش‌های کاربردی برای خلق تصمیم‌های خاص و ویژه‌تر در کسب‌وکار منجر شود. به بازاریابی -اعم از بازریابی با شبکه‌های اجتماعی، محتواو …- جهتی روشن می‌دهد و امکان پیگیری و بهبود خدمات ارائه شده را فراهم می‌کند. همه این‌ها باعث کاهش زمان و درعین‌حال کاهش هزینه‌های عملیاتی می‌شود. منبع: ۸ways.ch

ادامه مطلب
رفتار مشتری در کسب و کارهای کوچک
کسب‌وکارهای کوچک از بخش‌بندی رفتار مشتری چه می‌دانند؟

بخش‌بندی رفتار مشتری؛ چرا و چگونه؟ پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تنها ۳۳درصد از شرکت‌هایی که مشتریان را بخش‌بندی می‌کنند از این کار رضایت داشته و آن را مفید ارزیابی کرده‌اند. بخش‌بندی رفتار مشتری و انواع خریداران همواره اهمیت داشته اما اکنون که شخصی‌سازی و تجربه مشتری عواملی هستند که موفقیت یک تجارت را تعیین می‌کنند، بخش‌بندی مؤثر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به طور مرسوم، بیشتر بازاریابان رفتار مشتریان را در شش دسته اصلی تقسیم بندی می‌کنند: ۱- مشتریانی که به دنبال مزایا هستند یک مشتری که خمیردندانی را می‌خرد، چهار عامل مختلف را در نظر می‌گیرد: سفیدی، دندان‌های حساس، طعم و قیمت. هنگامی که مشتریان در مورد یک محصول یا خدمت تحقیق می‌کنند، رفتار آنها می‌تواند بینش ارزشمندی را نمایان کند. مزایا، ویژگی‌ها، ارزش‌ها، موارد استفاده یا مشکلات مهمترین عوامل انگیزشی تأثیرگذار بر تصمیم خرید هستند. هنگامی که مشتری برای یک یا چند مزیت نسبت به سایر مزایا ارزش بسیار بالاتری قائل است، این جستجو برای مزیت‌ها – یک یا چند مزیتی که نسبت به سایر مزایا برای مشتری ارزش بالاتری دارد- عوامل تعیین‌کننده و محرک در تصمیم مشتریان برای خرید آن کالا است. ۲- مناسبت‌ها و یا خریدهای گاه‌به‌گاه رفتار مشتریان که در بخش‌بندی خریدهای مناسبتی یا گاه‌به‌گاه قرار می‌گیرد، به مناسبت‌های کلی و شخصی اشاره می‌کند: مناسبت‌های کلی و جهانی برای اکثر مشتریان یا مخاطبان هدف همانند هم است. مانند تعطیلات و رویدادهای فصلی که مصرف‌کنندگان تمایل بیشتری به خریدهای خاص دارند مناسبت‌های مکرر-شخصی، الگوهای خرید برای یک مشتری خاص هستند که به طور مداوم در طی یک دوره زمانی تکرار می‌شوند. تولدها، سالگردها یا تعطیلات، خریدهای ماهانه یا حتی مراسم روزانه مانند وقت گذاشتن برای خوردن یک فنجان قهوه هنگام رفتن به سرکار، مثال‌های از بخش‌بندی رفتار مشتری در قسمت مناسبت‌ها و یا خریدهای گاه‌به‌گاه هستند مناسبت‌های نادر شخصی نیز مربوط به مشتریان فردی است اما از نظم خاصی پیروی نمی‌کند و گاهی اوقات اتفاق می‌افتند؛ بنابراین پیش‌بینی این نوع معمولا مشکل‌تر است. به عنوان مثال شرکت در عروسی یک دوست، در این دسته جای می‌گیرد ۳- نرخ مصرف مقدار مصرف محصول یا خدمات، یکی دیگر از روش‌های متداول برای تقسیم‌بندی رفتار مشتریان است که براساس خرید مداوم مشتری یا تعامل با یک محصول یا خدمات انجام می‌شود. رفتار مصرفی می‌تواند یک شاخص پیش‌بینی کننده قوی از وفاداری مشتری و درکل ارزش مادام العمر آن باشد. ۴- وفاداری به برند مشتریان وفادار با ارزش‌ترین دارایی یک کسب‌وکار هستند. حفظ آنها ارزان‌تر است، معمولاً بیشترین ارزش مادام العمر را دارند و می‌توانند به ترویج کنندگان برند تبدیل شوند. با تجزیه‌وتحلیل داده‌های رفتاری، می‌توان مشتریان را از نظر میزان وفاداری به برند تقسیم بندی کرد تا بدین ترتیب بازاریابان بتوانند نیازهای آنها را درک کنند و به درستی به آنها پاسخ دهند و رضایت مشتریان را به دست آورند. مشتریان وفادار آن کسانی هستند که باید خدمات ویژه و امتیازاتی انحصاری دریافت کنند تا روابط با مشتریان تقویت شود و انگیزه لازم برای آینده فعالیت‌های کسب‌وکار بیشتر شود. ۵- وضعیت مشتری وضعیت‌های مختلف زیادی بسته به کسب‌وکارتان وجود دارد؛ چندتا از آنها عبارتند از: کسانی که مشتری نیستند چشم اندازها کسانی که اولین بار است خرید می‌کنند مشتریان دائمی بدگویان از برند(کسانی که مشتری قبلی بودند و حال از رقیب خرید می‌کنند) ۶- مراحل سفر مشتری بخش‌بندی مخاطبان بر اساس میزان آمادگی برای خرید، این امکان را به بازاریابان می‌دهد تا ارتباطات را تراز و تجارب را شخصی‌سازی کنند تا در هر مرحله نرخ تبدیل را افزایش دهند. علاوه بر این، به آنها کمک می‌کند تا مراحل عدم خرید مشتری را دریابند تا بتوانند بزرگترین موانع و فرصت‌های بهبود را حتی در مورد رفتارهای پس از خرید نیز شناسایی کنند. علاوه بر این روش‌های مرسوم، نوع دیگری از بخش‌بندی رفتار مشتری مدل RFM است. RFM مخفف تازگی خرید (Recency)، تکرار (Frequency) و ارزش پولی (Monetary Value) است. تازگی در خرید:‌ یک مشتری که به تازگی در وب‌سایت شما سفارش داده است تکرار در خرید: در بازه زمانی مشخص، مشتری چندبار کالایی را از وب‌سایت شما خریداری کرده است ارزش پولی خرید: مبلغی که هر مشتری از اولین سفارش تاکنون در وب‌سایت شما هزینه کرده است تجزیه‌وتحلیل مدل RFM به دو روش قابل اجرا است: به‌صورت دستی – از پایگاه داده خود در یک صفحه خروجی اکسل بگیرید و مشتریان خود را طبق قوانین RFM تجزیه‌وتحلیل کنید به صورت خودکار – از طریق ابزارهای خاصی که داشبورد RFM را ایجاد می‌کنند (به عنوان مثال استفاده از سایت omniconvert) با استفاده از بخش‌بندی و تجزیه‌وتحلیل RFM می‌توان فهمید که وفادارترین و سودآورترین مشتریان یا مشتریان کم سود کدامند، و همچنین: مشخص کنید چه برندها و محصولاتی اعتبار کسب‌وکار شما را کاهش می‌دهند برای مشتریان خود توصیه‌های سفارشی شده بسازید برخی از مشکلات تجربه مشتری را حل کنید قبل از تصمیم‌گیری بی‌اساس در مورد مشتریان و مخاطبان، رفتار آنها را مشاهده کنید، به آنها گوش دهید و قبل از رقبای خود با آنها ارتباط برقرار کنید. رعایت کردن درست این نکات می‌تواند در بلندمدت برای کسب‌وکارهای کوچک،‌ نتایج بزرگی را به ارمغان آورد و منجر به صرفه‌های رقابتی خاصی برای این شرکت‌ها شود. منبع: omniconvert.com  

ادامه مطلب
رفتار مشتری
بررسی رفتار مشتریان چه کمکی به کسب‌وکارهای کوچک می‌کند؟

جزئیاتی از رفتار مشتریان که اهمیتی حیاتی دارد در گزارش قبلی به ماهیت آنالیز رفتار مشتری، اهمیت آن و عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر از رفتار مشتریان، پرداختیم. در گزارش حاضر به بررسی رفتار مشتری با جزئیات بیشتر می‌پردازیم و کل رفتار مشتریان را در چهار دسته طبقه‌بندی می‌کنیم، عوامل تاثیرگذار را تشریح و الگوهای رفتاری مشتریان را بررسی می‌کنیم. رفتار مشتریان در خرید کالاهاوخدمات را می‌توان در چهار دسته طبقه‌بندی کرد: ۱-رفتار پیچیده در خرید این نوع رفتار وقتی شکل می‌گیرد که مصرف‌کنندگان کالای گران قیمتی را می‌خرند و خرید آنها به ندرت اتفاق می‌افتد. مشتریان قبل از اقدام به خرید، به شدت درگیر روند خرید و تحقیقات مرتبط با آن هستند. تصور کنید قصد دارید خانه یا ماشینی بخرید؛ اینها نمونه‌ای از یک رفتار خرید پیچیده است. ۲-رفتار کاهش احتمال گول‌خوردن در خرید مصرف‌کننده به شدت درگیر فرآیند خرید است اما در تشخیص تفاوت بین برندها مشکل دارد. «احتمال گول‌خوردن» ممکن است زمانی اتفاق بیفتد که مصرف‌کننده از انتخاب خود پشیمان شود. تصور کنید در حال خرید یک ماشین چمن‌زن هستید. شما یکی را بر اساس قیمت و راحتی آن انتخاب می‌کنید، اما پس از خرید به دنبال آن هستید که تایید کنید و نشان دهید که انتخاب درستی انجام داده‌اید. ۳-رفتار خرید ناشی از عادت خریدهای ناشی از عادت با این واقعیت مشخص می‌شوند که مصرف کننده در طبقه‌بندی محصول یا نام تجاری درگیری بسیار کمی دارد. خرید مواد غذایی را تصور کنید: شما به فروشگاه می‌روید و نوع نان مورد نظر خود را خریداری می‌کنید. شما در حال نمایش الگوی خرید ناشی از عادت هستید و نه وفاداری شدید به برند. ۴-رفتار تنوع‌طلبی در این شرایط، مصرف‌کننده کالای متفاوتی را -نه اینکه از کالای قبلی راضی نبوده بلکه به دنبال تنوع در خرید کالاها است- خریداری می‌کند. مانند وقتی که عطر و بوی جدید ژل حمام را امتحان می‌کنید. چه عواملی بر رفتار مصرف‌کننده تاثیرگذار است؟ بسیاری از موارد می‌تواند بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر بگذارد اما شایع‌ترین عوامل مؤثر بر رفتار مصرف کننده عبارتند از: الف) کمپین‌های بازاریابی کمپین‌های بازاریابی تأثیر زیادی بر تصمیمات خرید می‌گذارند. در صورت انجام درست و منظم، با پیام بازاریابی مناسب، بازاریابان حتی می‌توانند مصرف‌کنندگان را ترغیب کنند برندها را تغییر دهند یا گزینه‌های گران قیمت‌تری را انتخاب کنند. کمپین‌های بازاریابی حتی می‌توانند به عنوان یادآور محصولات‌وخدماتی که باید به‌طور منظم خریداری شوند‌، مورد استفاده قرار گیرند اما لزوماً مورد توجه مشتریان قرار نمی‌گیرند‌(مانند مثال بیمه). یک پیام بازاریابی خوب می‌تواند بر موج خریدها تأثیر بگذارد. ب) شرایط اقتصادی برای محصولات گران‌قیمت (مانند خانه یا ماشین) شرایط اقتصادی نقش مهمی را ایفا می‌کند. هنگامی که اقتصاد در وضعیت رونق و شکوفایی است باعث می‌شود مصرف کنندگان با اطمینان و تمایل بیشتری – بدون در نظر گرفتن بدهی‌های مالی شخصی – در خریدهای خود افراط کنند. برای مصرف‌کنندگان مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا برای خریدهای گران‌قیمت تصمیم بگیرند و فرآیند خرید می‌تواند در همان زمان تحت تأثیر عوامل شخصی بیشتری باشد. ج) ترجیحات شخصی رفتار مصرف‌کننده همچنین می‌تواند تحت تأثیر عوامل شخصی، علائق، دوست نداشتن‌ها، اولویت‌ها، اخلاق و ارزش‌ها باشد. در صنایعی مانند مد یا مواد غذایی نظرات شخصی بسیار حائز اهمیت است. البته تبلیغات می‌تواند تاثیرگذار باشد اما در پایان روز، انتخاب‌های مصرف‌کنندگان تا حد زیادی تحت تأثیر ترجیحات آنها قرار می‌گیرد. اگر وگان (گیاه‌خوار) هستید، مهم نیست که چند تبلیغ همبرگر را ببینید، شما به این دلیل شروع به خوردن گوشت نخواهید کرد. د) تاثیرات گروه گفته‌ها و نظرات همسالان نیز بر رفتار مصرف کننده تأثیر می‌گذارد. آنچه اعضای خانواده، همکلاسی‌ها، بستگان نزدیک، همسایگان و آشنایان فکر می‌کنند یا انجام می‌دهند، نقش مهمی در تصمیمات ما در خرید دارد. روانشناسی اجتماعی بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد. برای مثال ترجیح دادن فست فود به غذاهای خانگی فقط یکی از چنین تاثیرات است. سطح تحصیلات و عوامل اجتماعی بر رفتار مصرف‌کننده‌ها اثرگذار است. و) قدرت خرید در آخر قدرت خرید نقش مهمی در تأثیرگذاری بر رفتار مشتریان برجای می‌گذارد. معمولا قبل از تصمیم برای خرید، بودجه خود را در نظر خواهید گرفت، البته اگر میلیاردر نباشید! یک محصول ممکن است عالی باشد، بازاریابی آن نقص نداشته باشد، اما اگر پولی برای خرید آن کالا نداشته باشید، آن را نمی‌خرید. تقسیم‌بندی مصرف‌کنندگان براساس ظرفیت خریدشان به بازاریابان کمک می‌کند تا مصرف کنندگان واجد شرایط را مشخص کنند و به نتایج بهتری دست یابند. الگوهای رفتاری مشتریان الگوهای رفتاری خرید با عادات خرید یکی نیست. عادات به عنوان تمایل به انجام یک عمل هستند و با گذر زمان خود به خود شکل می‌گیرند، در حالی که الگوهای رفتاری یک طراحی ذهنی قابل پیش‌بینی هستند. هر مشتری عادات خرید منحصر به فرد خود را دارد، در حالی که الگوهای رفتاری خرید جمعی است و به بازاریاب‌ها یک شخصیت منحصر به فرد معرفی می‌کند. الگوهای رفتاری مشتری را می‌توان به این موارد دسته‌بندی کرد: یک) مکان خریدها بیشتر اوقات مشتریان خرید خود را در بین چندین فروشگاه انجام می‌دهند حتی اگر همه کالاهایی که نیاز دارند در همان فروشگاه موجود باشد. به هایپرمارکت مورد علاقه خود فکر کنید: اگرچه در آنجا می‌توانید لباس و کفش پیدا کنید، اما احتمالاً اقلامی که نیاز دارید را از برندهای واقعی پوشاک می‌خرید. هنگامی که مشتری توانایی و دسترسی به خرید محصولات مشابه را در فروشگاه‌های مختلف داشته باشد، به طور دائم به هیچ فروشگاهی وفادار نیست، مگر اینکه یک فروشگاه، تنها فروشگاهی باشد که به آن دسترسی داشته باشید. بررسی رفتار مشتری از نظر انتخاب مکان به بازاریابان کمک می‌کند تا مکان های اصلی فروشگاه را شناسایی کنند. دو) اقلام خریداری شده مواردی که باید در نظر گرفت: کالاهایی که خریداری شده‌اند و اینکه چه مقدار از آن خریداری شده است. کالاهای ضروری را می‌توان به صورت عمده خرید در حالی که کالاهای لوکس کمتر و در مقادیر کمتری خریداری می‌شوند. مقدار هر کالای خریداری شده تحت تأثیر قابلیت نفوذپذیری کالا، قدرت خریدار، واحد فروش، قیمت و تعداد مشتریانی است که کالا برای آنها در نظر گرفته شده است. تجزیه‌وتحلیل سبد خرید می‌تواند به بازاریابان اطلاعات و دانش زیادی از مصرف کنندگان بدهد. سه) زمان و فراوانی خرید مشتریان با توجه به زمان و امکان خرید به فروشگاه می‌روند و حتی در ساعت‌های عجیب‌وغریب انتظار خدمات دارند. به خصوص اکنون در عصر تجارت الکترونیکی که همه چیز فقط با چند کلیک فاصله دارد. این وظیفه فروشگاه است که با تعیین الگوی خرید و مطابقت با خدمات آن مطابق زمان و دفعات خرید، این خواسته‌ها را برآورده سازد. یک نکته را باید در نظر داشته باشید: تغییرات فصلی و اختلافات منطقه‌ای نیز باید در نظر گرفته شود. چهار) روش‌های خرید مشتری می‌تواند وارد یک فروشگاه شود، کالای موردنظر را بخرد و یا اینکه به صورت آنلاین سفارش دهد و از طریق کارت اعتباری پرداخت کند و کالای خود را درب منزل دریافت کند. روش خرید همچنین می‌تواند مشتری را تحریک کند تا هزینه بیشتری پرداخت کند(به عنوان مثال ممکن است برای خرید آنلاین، هزینه حمل‌ونقل نیز به شما تعلق گیرد). نحوه انتخاب یک مشتری برای خرید کالاها نیز بیانگر مطالب زیادی در مورد نوع مشتریان است. با رعایت کردن یک سری جزئیات در مورد مشتریان و رفتار آنها، کسب‌وکارهای کوچک می‌توانند کارایی تیم خود را افزایش دهند و در هزینه‌های جاری خود صرفه‌جویی کنند، مشتریان و به تبع آن امکان ایجاد درآمد پایدار بیشتری را برای شرکت فراهم کنند. منبع: omniconvert.com  

ادامه مطلب
رفتار مشتری و اهمیت آن
آنالیز رفتار مشتری و اهمیت آن برای کسب‌وکارهای کوچک

چرا باید بازار هدف را به صورت مستمر تحلیل کنیم؟ تابه‌حال از خود پرسیده‌اید که چند بار در طول روز تصمیم می‌گیرید؟ امروز چه چیزی باید بپوشم؟ چه عطری باید استفاده کنم؟ برای ناهار چه چیزی می‌خواهم داشته باشم؟ اگر در مورد آن فکر کنید، متوجه می‌شوید که ما هر روز تصمیمات خرید زیادی می‌گیریم بدون اینکه فکر زیادی به آنها بکنیم. این تصمیمات، هرچند ناچیز به نظر می‌رسد، اما برای بازاریابان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و آنها را تا نصفه‌شب مجبور به کار کردن می‌کند. اهمیت آنالیز رفتار مشتری در این موضوع نهفته است که رمزگشایی فرآیندهای پشت پرده تصمیم‌گیری از آن حکایت دارد که می‌توان از اطلاعات به دست آمده برای افزایش درآمد استفاده کرد. آنالیز رفتار مشتری به چه معنایی است؟ تجزیه‌وتحلیل رفتار مشتری عبارت است از مطالعه رفتار مشتریان و شناسایی فرایندهایی که آنها برای انتخاب، مصرف و نخریدن کالاها و خدمات برمی‌گزینند. این فرایندها شامل عوامل عاطفی‌، ذهنی و رفتاری مشتریان می‌شود. آنالیز رفتار مشتری از علوم مختلفی همانند روانشناسی‌، زیست‌شناسی، شیمی و اقتصاد بهره می‌گیرد. چرا درک رفتار مشتریان اهمیت دارد؟ مطالعه رفتار مشتری از این جهت اهمیت دارد که از طریق آن بازاریابان می‌توانند درک کنند که چه عواملی در تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان تاثیرگذار است. با درک چگونگی تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان در مورد یک محصول، می‌توان شکاف موجود در بازار را پر کرد و کالاهای مورد نیاز را شناسایی و کالاهایی که تقاضا ندارند را حذف کرد. مطالعه رفتار مصرف‌کننده همچنین به بازاریابان کمک می‌کند تا تصمیم بگیرند چگونه محصولات خود را به روشی ارائه دهند که تأثیر حداکثری بر رفتار مصرف‌کنندگان داشته باشد. درک رفتار خرید مصرف‌کننده راز اصلی دستیابی و درگیر کردن مشتری بالقوه و تبدیل آنها به خریدار است. آنالیز رفتار مشتریان چه عواملی را شامل می‌شود؟  آنالیز رفتار مشتری باید موارد زیر را مشخص کند: مصرف‌کنندگان به چه چیزهایی فکر می‌کنند و نظر آنها در مورد گزینه‌های جایگزین (از بعد انواع محصول، انواع برند و غیره) چیست؟ چه چیزی بر انتخاب مشتریان در بین گزینه‌های مختلف تاثیرگذار است؟ رفتار مشتریان در موقع تحقیق یک محصول و خرید آن چگونه است؟ چگونه محیط اطراف مصرف‌کنندگان (همانند خانواده، رسانه‌ها و غیره) بر رفتار خرید آنها تاثیر می‌گذارد؟ رفتار مصرف‌کننده اغلب تحت تأثیر عوامل مختلفی است. بازاریابان باید الگوهای خرید مصرف کننده را مطالعه کرده و روند خرید مشتریان را کشف کنند. در بیشتر موارد، برندها فقط با مواردی که می‌توانند کنترل کنند، بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارند. به عبارت دیگر، این موضوع همانند آن است که شرکت خرده فروشی IKEA هربار که وارد فروشگاه شوید، شما را وادار کند تا بیشتر از آنچه که قصد داشتید خرید کنید. عوامل تاثیرگذار در رفتار مصرف‌کننده کدامند؟ با همه این تفاسیر چه عواملی در خرید مصرف‌کنندگان بیشترین تاثیر را برجای می‌گذارند؟ سه دسته از عوامل مؤثر بر رفتار مشتری وجود دارد: عوامل شخصی: علایق و نظرات افراد که می‌تواند تحت تأثیر جمعیت‌شناسی (سن، جنس، فرهنگ و غیره) باشد عوامل روانشناختی: پاسخ یک فرد به پیام بازاریابی بستگی به برداشت و نگرش آنها –نگرش مشتری نسبت به کالای تبلیغ شده- دارد عوامل اجتماعی: خانواده، دوستان، سطح تحصیلات، رسانه‌های اجتماعی، درآمد. همه این موارد بر رفتار مشتری تأثیر می‌گذارند لذا برای کسب‌وکارهای کوچک بسیار حائز اهمیت است که این موارد را با توجه و پژوهش‌های بیشتری پیگیری کنند، بازار هدف را به خوبی بشناسند، برای تحلیل و آنالیز رفتار مشتری اقدام به ایجاد پایگاه داده‌ای و سپس انباشت اطلاعات و دانش کنند. در ادامه این سری گزارش‌ها موارد بیشتری از دسته‌بندی‌های موجود در ارتباط با رفتار مشتری و عوامل تاثیرگذار بر آنها را بررسی خواهیم پرداخت. منبع: omniconvert.com

ادامه مطلب
رفتار مشتری در دیجیتال مارکتینگ
نقش دیجیتال مارکتینگ در تغییر رفتار مشتری

روندهای نوظهور در حال افزایش و روندهای کنونی در حال توسعه هستند، موضوع این نیست که بازاریابی دیجیتال چگونه رفتار مشتری (customer behavior) را تغییر داده بلکه این نحوه رفتار مشتری است که به بازاریابی دیجیتال شکل می‌دهد. مشتریان امروز با استفاده از تلفن‌های همراه و با کمک دستیار صوتی و یا در بستر شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، فیسبوک یا اسنپ‌چت خرید خود را انجام می‌دهند. همه این راه‌ها به مشتری قدرت اختیار می‌دهد که حال تصمیم می‌گیرد نه تنها زمان و چگونگی تعامل با برند شما بلکه به اشتراک گذاشتن تجربه آن با دیگران را نیز مشخص می‌کند، از این طریق بر روند تصمیم‌گیری آنها تاثیر می‌گذارد.   صدای مشتریان صاحب‌نظر و پیشگام عرصه برندسازی مارتی نیومیر، جمله مشهوری دارد: «برند شما آن چیزی نیست که به زبان می‌آورید،‌ بلکه چیزی است که مشتریان شما از آن یاد می‌کنند». نظر او حال بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک‌تر است. آدام هیتزمن هم بنیانگذار شرکت HigherVisibility در مجله Inc می‌نویسد: «همچنانکه روش مشتریان در خرید به کمک دیجیتال مارکتینگ در برخی مراحل ساده‌تر شده است(یعنی مراحل خرید کمتر و‌ امکان خرید با یک کلیک)،‌ راه‌هایی که مشتریان توسط آن با کسب‌وکار در ارتباط هستند و تعامل می‌کنند چندین برابر شده است. در حالی‌که رقابت بین کسب‌وکارها به شدت افزایش یافته،‌ در هیچ موقعی به اندازه امروز، امکان رشد و موفقیت برای این کسب‌وکارها فراهم نبوده است». در گذشته،‌ همانطور که گوگل هم یادآور می شود، خریداران مسیری خطی و از پیش تعیین شده برای خرید داشتند: آگاهی از محصول توسط تبلیغات چاپی،‌ بیلبوردها، ویترین فروشگاه و صفحات زرد-Yellow pages-(قدیمی‌ترین مدرسه؛ حتی این‌چنین دفترچه راهنمای ارزشمندی نیز دیجیتال شده است)؛ مشاهده (بازدید از فروشگاه، تماس با فروشنده)، هدف(پرسیدن نظرات و مقایسه کالا در فروشگاه)؛ و در آخر تصمیم‌گیری(خرید کالا در فروشگاه یا سفارش از فروشگاه). امروز مشتریان از اینترنت به عنوان یک بازار اصلی استفاده می‌کنند. فرایند تصمیم‌گیری -بدون نیاز به دستوری خاص-  آنها شامل موارد زیر است: تحقیق و مقایسه محصولات به صورت آنلاین(۹۳درصد از مشتریان این کار را انجام می‌دهند)، تماشای ویدئوهای محصولات در بسترهایی همانند یوتیوب، کسب اطلاعات در مورد محصولات از طریق نمایش تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی و خواندن آنلاین نظرات. با توجه به اینکه مشتریان می‌توانند به راحتی بازخورد و نظرات خود را در پلت‌فرم‌های شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها به اشتراک بگذارند، حال حامیان و منتقدان برند نیز تریبونی جهانی در اختیار دارند تا نظراتشان را با بقیه در میان بگذارند. برندهایی که رفتار مشتری را نادیده می‌گیرند، خطرات آن را نیز در نظر نمی‌گیرند. با زبان مشتری حرف بزنید چگونه می‌توان با بازار هدف خود ارتباط و تعامل برقرار کرد؟ جوانا کارتر، به عنوان یک دیجیتال مارکتر معتقد است شخصی‌سازی یکی از بهترین روندهایی است که بازاریابان باید در نظر داشته باشند. به عبارت دیگر، مخاطبان خود را بشناسید و به نیازهای خاص آنها، نگرانی‌ها و خواسته‌هایشان پاسخ دهید: استفاده از داده‌ها برای اطلاع رسانی در مورد محتوای تولیدی و تبلیغات دیجیتال می‌تواند در خلق تجربیات مرتبط و همچنین متفاوت از آنچه برندهای رقیب ارائه می‌دهند، کمک کند. شخصی‌سازی نه تنها می‌تواند بازاریابان را قادر سازد تا توجه مخاطبان را به خود جلب کنند بلکه می‌تواند منجر به وفاداری مشتریان شود. وی ادامه می‌دهد:‌ خلق تمرکز مشتری‌محوری تضمین می‌کند که یک تجربه مستمر ایجاد شده که می‌تواند در کانال‌ها هدایت شود تا مشتریان را از وب‌سایت به سمت رسانه‌های اجتماعی،‌ ایمیل و فراتر از آن سوق دهد. مزایای شخصی‌سازی شامل محتوا،‌ پیشنهادات مناسب و سایر موارد است که همه اینها یک تجربه عالی را ایجاد می‌کند و می‌تواند مشتریان را به سمت قیف طراحی شده و در نهایت خرید هدایت کند. منبع: virtualstacks.com

ادامه مطلب
استراتژی دیجیتال مارکتینگ و تجارت الکترونیک
استراتژی دیجیتال مارکتینگ در قاب تجارت الکترونیک

اداره کردن یک کسب‌وکار موفق در سال ۲۰۱۹ در حوزه تجارت الکترونیک(Ecommerce)، به معنای داشتن یک استراتژی بازاریابی دیجیتال مؤثر و کارا است. بازاریابی برای رشد تعداد مشتریان، دست یافتن به سرنخ‌های فروش و افزایش درآمد حیاتی است. استراتژی‌های مناسب بازاریابی دیجیتال در حوزه تجارت الکترونیک می‌تواند به شما کمک کند تا کسب‌وکار خود را به‌صورت تصاعدی رشد دهید و به یک شرکت سودآور و قوی تبدیل شوید. در این مطلب استراتژی‌های کلیدی بازاریابی دیجیتال در سال ۲۰۱۹ که قادر هستند کسب‌وکار شما در حوزه تجارت الکترونیک را به سطحی بالاتر برسانند، موردبررسی قرار خواهند گرفت. برخی از این استراتژی‌ها که در این مطلب بررسی می‌شوند مختص فروش در مارکت پلیس‌هایی مانند آمازون هستند، اما اکثر آنها را می‌توان در هر نوع تجارت الکترونیکی استفاده کرد. تعریف برند قبل از ایجاد استراتژی مؤثر بازاریابی دیجیتال، باید بدانید که -به‌عنوان یک برند- چه کسی هستید. برند شما بر هر چیزی که انجام می‌دهید تأثیر می‌گذارد، از نام برند و کالاها و خدماتی که می‌فروشید تا چگونگی معرفی خودتان و توانایی‌هایی که دارید: نه‌تنها ازنظر کپی‌رایتینگ و پیامی که انتقال می‌دهید بلکه از هر نظر -مانند کانال‌هایی که استفاده می‌کنید- تأثیر برجای می‌گذارد. برای تعریف برند نکات زیر را در نظر بگیرید: گزاره ارزش خاص و منحصربه‌فرد (UVP) شما چیست؟ بازار هدف شما چیست؟ چه چیزی نحوه انجام کار شما را خاص می‌کند؟ توسعه محصول توسعه محصول بخشی اساسی از بازاریابی است. حتی بهترین بازاریابی دیجیتال نیز نمی‌تواند محصول غیرقابل فروشی را به فروش برساند. در تجارت الکترونیک جذب مخاطب به صفحات محصولات شما در رتبه‌بندی صفحه نتایج، بخش بزرگی از کار است. این مرحله باید محصولاتی را شامل شود که مردم تمایل به خرید آن دارند و نیز رقابت شدیدی در فروش آن وجود ندارد. اجرای تست‌های (A/B) به شما کمک می‌کند تا محصولات و استراتژی‌های بازاریابی را که احتمال فروش را بالا می‌برد، را بشناسید. قیمت‌گذاری مناسب محصولات نیز بسیار مهم است. به‌عنوان بخشی از فرایند توسعه محصول، قیمت‌هایی را تعیین کنید که در کنار فروش مناسب، میزان سود شما را نیز به حداکثر می‌رساند. تحقیق کلمات کلیدی کلمات کلیدی به دو دلیل اهمیت دارند. اول، برای اهداف سئو؛ یعنی رتبه محصولات شما در مارکت پلیس‌هایی مانند آمازون و یا صفحه نتایج جستجو در گوگل (SERP)، که این خود به پلت‌فرمی که استفاده می‌کنید بستگی دارد. درهرصورت سئو برای هدایت ترافیک به محصولات شما در سایت بسیار مهم است. دوم، کلمات کلیدی می‌توانند تعداد سرنخ‌های فروش را افزایش دهند یعنی مخاطبان را به مشتری تبدیل می‌کند. بنابراین تحقیق کلمات کلیدی گامی مهم در شکل‌گیری استراتژی بازاریابی دیجیتال در فضای تجارت الکترونیک است. با استفاده از روش طوفان فکری، تمام عبارات و کلمات کلیدی را که احتمال می‌دهید مشتریان شما آنها را جستجو کنند، مشخص کنید. سپس کلمات به‌دست‌آمده را از طریق ابزارهایی مانند keyword planner و SEMrush تحلیل کنید، کلمات مرتبط را پیداکرده و از بین آنها بهترین و مفیدترین کلمات کلیدی را انتخاب کنید. بهینه کردن لیست محصولات منظور از بهینه‌سازی لیست محصولات در یک مارکت پلیس عبارت است از: بهینه‌سازی محصولات برای جستجو -مخصوصاً مارکت پلیس‌هایی مانند آمازون- بهینه‌سازی تمام عناصری که فکر می‌کنید محصولات شما را در رتبه بهتری در صفحه نتایج جستجو قرار می‌دهد. بهینه‌سازی برای نرخ تبدیل از طریق کپی رایتینگ، تصاویر و سایر عناصری که برای فروش محصول شما طراحی شده‌اند با استفاده از کلمات کلیدی مناسب راه طولانی که برای رسیدن به هدف اصلی لازم است را طی می‌کنید. باید برای هر لیستی از محصولات چندین کلمه کلیدی وجود داشته باشد، همچنین کلمات کلیدی طولانی در هرجایی که امکان داشته باشد باید به کار رود. در مورد لیست محصولات آمازون، باید تمام کلمات کلیدی اصلی را در عنوان محصول درج کنید، بولت‌ها در بالای لیست محصولات و توضیحات آن قرار گیرد. داستان بالا بردن نرخ‌های تبدیل پیچیدگی‌های خاصی دارد که در ادامه به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم: از تکنیک کپی رایتینگ مؤثر برای فروش محصولات استفاده کنید، مزایا (و مزایای مزایا) محصولات را مشخص کنید تا حد امکان جزئیات بیشتری از محصول خود را بیان کنید؛ جزئیاتی مانند ابعاد، مواد اولیه، لوازم جانبی و … از تصاویر محکمی استفاده کنید که به‌روشنی ویژگی‌های محصول شما را نشان دهد. مطمئن شوید که کیفیت تصاویر قابلیت بزرگ‌نمایی داشته باشند اطمینان حاصل کنید که لیست محصولات شما در تلفن همراه نیز به‌خوبی نمایش داده می‌شود خوب معرفی کردن محصول به بازار در سایت آمازون رتبه‌بندی محصولات تا حد زیادی با حجم فروش مشخص می‌شود، چراکه آمازون می‌خواهد محصولاتی را برجسته کند که امکان درآمدزایی دارند. این بدان معناست که برای رتبه‌بندی و درنتیجه فروش بیشتر، ابتدا باید اقدام به فروش محصول کنید. هفت روز اول پس از معرفی محصول به بازار بسیار مهم است، بنابراین بسیار اهمیت دارد که در این هفت روز مقدار فروش خوبی داشته باشید. اینکه بخواهید محصول خود را در آمازون، دیجی‌کالا و هر جای دیگری به فروش برسانید، خوب معرفی کردن محصول به بازار برای هویت بخشی به برند و فروش محصولاتتان بسیار اهمیت دارد. برای معرفی و عرضه محصول به بازار باید آمادگی لازم را داشته باشید. قبل از عرضه محصول به بازار، آن را معرفی کنید و تاریخ ارائه آن به بازار را مشخص کنید. برای محصول خود یک صفحه فرود طراحی کرده و ایمیل افرادی که به آن علاقه دارند را جمع‌آوری کنید. زمانی که محصول به بازار عرضه شد و افراد را به خرید محصول تشویق کردید سپس می‌توانید با آنها ارتباط برقرار کنید. لازم به یادآوری نیست که ایجاد یک لیست ایمیل قوی برای بازاریابی در این حوزه بسیار اهمیت دارد. بازاریابی دیجیتال، بازاریابی برون‌گرا زمانی که محصول شما به بازار عرضه می‌شود، راه‌های دیگری نیز وجود دارد تا به صفحه لیست محصولات خود ترافیک بیاورید. یکی از آنها تبلیغات کلیکی (PPC) است که نیاز به هزینه دارد اما زمانی که محصول هنوز دارای مشتری کافی نیست گزینه خوبی است. بازاریابی شبکه‌های اجتماعی نیز در بسترهای مختلف همانند فیسبوک، اینستاگرام، تلگرام و غیره راهی عالی برای آگاهی از محصول و هدایت مخاطبان به لیست محصولات ارائه شده شماست. با ایجاد محتوای جذاب –که قابلیت به اشتراک گذاشته شدن داشته باشند(ویروسی)- می‌توان به مخاطبان بیشتری دست یافت. با درکی درست از اصول بازاریابی دیجیتال و تجارت الکترونیک، می‌توان استراتژی دیجیتال مارکتینگی طراحی کرد که قادر است به مشتریان و برند کسب‌وکار شکل دهد، مخاطبان بیشتری به سایت بیاورد و این مخاطبان را به مشتری تبدیل کند. این به‌نوبه خود، باعث افزایش فروش شده و می‌تواند در مدت‌زمان نسبتاً کوتاهی به کسب‌وکار شما رونق دهد. منبع: rightmixmarketing.com

ادامه مطلب