اقتصاد دیجیتال
محاسبه حجم واقعی اقتصاد دیجیتال چرا اهمیت دارد؟

در مطلب قبلی اقتصاد دیجیتال را توضیح دادیم، از دشواری‌های محاسبه آن گفتیم و به نواقص روش مرسوم تولید ناخالص داخلی اشاره کردیم. حال در ادامه تلاش می‌کنیم که به اهمیت محاسبه حجم واقعی اقتصاد دیجیتال بپردازیم. مخارج مصرف‌کننده – که مبنای محاسبه تولید ناخالص داخلی است- را می‌توان با کمک حساب‌ها و صندوق پول شرکت‌ها محاسبه کرد؛ این مخارج در صورت‌های مالی شرکت‌ها به عنوان درآمد قید می‌شود. در مقابل، مازاد رفاه مصرف کننده به طور مستقیم قابل مشاهده نیست و این یکی از دلایلی است که برای اندازه‌گیری حجم اقتصاد از آن استفاده نشده است. انقلاب دیجیتال  انقلاب دیجیتال نه تنها چالش‌های اندازه‌گیری حجم اقتصاد را به وجود آورده بلکه ابزارهای اندازه‌گیری جدیدی را نیز معرفی کرده است. در پژوهش‌های مجله اقتصادی هاروارد، از تکنیک‌های نظرسنجی دیجیتال برای انجام آزمایش‌های گسترده به منظور بررسی خرید و انتخاب‌های آنلاین استفاده شده تا ترجیحات هزارن نفر از مشتریان ارزیابی شود. این نتایج به ما امکان می‌دهد تا مازاد رفاه مصرف کننده را برای انواع زیادی از کالاها، از جمله کالاهای رایگان که در آمار تولید ناخالص داخلی از قلم افتاده‌اند، تخمین بزنیم. فرایند کار به این صورت است که از شرکت کنندگان خواسته می‌شود تا انتخاب کنند. در بعضی موارد، ما از آنها می‌خواهیم تا بین کالاهای مختلف انتخاب کنند (برای مثال، «آیا می‌خواهید به مدت یک ماه به ویکی‌پدیا یا فیسبوک دسترسی نداشته باشید؟». در برخی موارد دیگر، آنها بین دسترسی به کالای دیجیتال یا کنار گذاشتن آن در ازای پرداخت غرامت پولی انتخاب می‌کنند («آیا می‌خواهید ۱۰ دلار دریافت کنید و در ازای آن برای یک ماه به ویکی پدیا دسترسی نداشته باشید؟». برای اینکه مطمئن شویم افراد ترجیحات واقعی خود را انتخاب کرده‌اند، آزمایش‌هایی را انجام می‌دهیم که شرکت‌کنندگان باید قبل از دریافت جبران خسارت، از این خدمات استفاده نکنند. مازاد رفاه کاربران از فیسبوک در اینجا مثالی از چگونگی عملکرد این مثال آورده شده است. برای اندازه‌گیری مازاد رفاه مصرف کننده که توسط فیسبوک ایجاد شده، نمونه‌ای از بسترهایی که کاربران آمریکایی استفاده می‌کنند را به کار برده‌ایم و به آنها مبالغ مختلفی پیشنهاد دادیم تا برای یک ماه به آنها دسترسی نداشته باشند. برای اعتبارسنجی پاسخ‌ها، برخی از شرکت کنندگان بطور تصادفی انتخاب شدند تا مبالغ را دریافت کنند و از سرویس مورد نظر برای یک ماه استفاده نکنند. به طور موقت آنها را به عنوان دوستان فیسبوکی اضافه کردیم – البته با اجازه آنها – تا تأیید کنیم که برای آن ماه وارد سیستم نشده‌اند. حدود ۲۰درصد از کاربران موافقت كردند که در ازای پرداخت تنها یک دلار از خدمات مورد نظر استفاده نكنند. همچنین حدود ۲۰درصد کاربران نیز در ازای پرداخت‌های کمتر از یک هزار دلار قانع نشدند تا از دسترسی به این امکانات دست بکشند. میانگین مبالغی که برای جبران غرامت استفاده نکردن از فیسبوک به مدت یک ماه به دست آمد معادل ۴۸ دلار بود. بر اساس بررسی‌ها و تحقیقی که ما انجام دادیم، تخمین زده می‌شود که مصرف کنندگان ایالات متحده از زمان آغاز به کار فیسبوک در سال ۲۰۰۴، معادل ۲۳۱ میلیارد دلار ارزش از آن به دست آورده‌اند. مازاد رفاه فیسبوک برای کاربران اروپایی ما یک مطالعه مشابه در اروپا نیز انجام دادیم که مشخص شد شرکت کنندگان درمقابل جبران خسارت‌های لازم برای دسترسی نداشتن به فیسبوک برای یک ماه حدود ۹۷ یورو درخواست کردند. همچنین مشخص شد که کاربران با تعداد فالوورهای بیشتر،‌ ارزش بالاتری برای فیسبوک قائل هستند، این موضوع از آن حکایت دارد که اثرات شبکه‌سازی عاملی اصلی در ارزیابی ارزش فیسبوک است. افرادی که از اینستاگرام و یوتیوب هم استفاده می‌کنند، ارزش کمتری برای فیسبوک قائل هستند که نشان دهنده آن است که به عنوان جایگزین‌های فیسبوک قلمداد می‌شوند. به طور متوسط، زنان نسبت به مردان برای فیسبوک ارزش بیشتری قائلند و افراد مسن آن را بیشتر از افراد جوان ارزش‌گذاری می‌کنند – شاید به این دلیل که کاربران قدیمی‌تر با احتمال کمتری به سمت شبکه‌های اجتماعی جایگزین (مانند اسنپ‌چت و اینستاگرام) میل پیدا می‌کنند. پاسخ به یک ابهام در ارتباط با اقتصاد دیجیتال ممکن است کسی تصور کند که ارزش تولید شده توسط فیسبوک از طریق درآمد تبلیغاتی آن در تولید ناخالص داخلی محاسبه می‌شود. با این حال، برآوردهای ما نشان می‌دهد که این پلتفرم در ایالات متحده سالانه حدود ۵۰۰ دلار مازاد رفاه مصرف کننده برای هر کدام از کاربران ایجاد می‌کند که این عدد برای کاربران اروپا بسیار بیشتر است. در مقابل‌، متوسط درآمد سالانه هر کاربر برای فیسبوک تنها حدود ۱۴۰ دلار در ایالات متحده و ۴۴ دلار در اروپا است. به عبارت دیگر، فیسبوک یکی از پیشرفته‌ترین بسترهای تبلیغاتی را اداره می‌کند، اما درآمد تبلیغاتی آن تنها بخشی از کل مازاد تولید شده رفاه مصرف کننده را نشان می‌دهد. این نتایج،‌ مهر تاییدی بر تحقیقات مایکل اسپنس از دانشکده استرن نیویورک و بروس اوون از دانشگاه استنفورد است که نشان می‌دهد همیشه درآمد تبلیغاتی و مازاد رفاه مصرف کننده همبسته نیستند؛ مردم می‌توانند از مطالبی مانند ویکی پدیا یا ایمیل ارزش به دست بیاورند که درآمد تبلیغاتی زیادی هم ایجاد نمی‌کنند. بنابراین استفاده از درآمدهای تبلیغاتی به عنوان جایگزینی برای مازاد رفاه مصرف کننده، کار اشتباهی است. این موضوع، داستانی مشابه کالاهای دیجیتالی است که از حق عضویت کاربران و اشتراک‌ها درآمد کسب می کنند. به عنوان مثال، کاربران سالانه بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ دلار برای خدمات پخش فیلم در شرکت‌هایی مانند Netflix ، Hulu و HBO پرداخت می‌کنند. با این حال، بررسی‌های ما نشان می‌دهد که مازاد رفاه مصرف کننده حاصل از این خدمات بین پنج تا ۱۰ برابر آنچه کاربران حاضرند برای دسترسی به آنها پردازند، است. مهمترین دسته‌بندی کالاهای دیجیتال تأثیر مازاد رفاه مصرف کننده هنگامی که به دسته‌بندی کالاهای دیجیتال نگاه می‌کنید قوی‌تر است. ما مطالعاتی را برای اندازه‌گیری آن برای محبوب‌ترین دسته‌ها در ایالات متحده انجام دادیم که مشخص شد که «جستجو» با ارزش‌ترین دسته است (با ارزش متوسط بیش از ۱۷هزار دلار در سال) و به دنبال آن ایمیل و نقشه‌ها قرار می‌گیرند. این دسته‌ها جایگزین‌های آفلاین قابل مقایسه ندارند و بسیاری از افراد آنها را برای کار و زندگی روزمره ضروری می‌دانند. وقتی از شرکت کنندگان سؤال کردیم که برای دست کشیدن از کل دسته کالاهای دیجیتال، چقدر به آنها پرداخت کنیم، متوجه شدیم که این مبلغ از حاصل جمع مبالغ ارزش تکی برنامه‌ها و بسترهای آنلاین بیشتر است. این امر منطقی است، زیرا کالاهای یک گروه اغلب جایگزین یکدیگر هستند.   به دست آوردن اعداد درست اقتصاد دیجیتال در هنگام به دست آوردن سهم اقتصادی واقعی کالاهای دیجیتال، مشخص شد که ارزش مازاد مصرف کننده فقط یک کالای دیجیتالی – فیسبوک- در تولید ناخالص داخلی، به طور متوسط ۰٫۱۱ درصد در سال به رشد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۷ افزوده است. در این دوره، تولید ناخالص داخلی به طور متوسط ۱٫۸۳درصد در سال افزایش یافته است. بدیهی است که تولید ناخالص داخلی طی آن زمان، به طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از حد واقعی خود تخمین زده شده است. با همکاری با اقتصاددان‌های کانادایی اروین دویورت، فلیکس اگگرز و کوین فاکس از دانشگاه بریتیش کلمبیا، ما روشی برای اندازه‌گیری مزایای مرتبط با اقتصاد دیجیتال تهیه کردیم. تولید ناخالص داخلیB معیار جایگزینی است که چارچوب تولید ناخالص داخلی مرسوم را با کمی کردن سهم مازاد رفاه مصرف کننده از کالاهای رایگان، مشخص می‌کند. سیاست‌گذاران، مدیران و اقتصاددانان می‌توانند این سهم را با استفاده از روش نسبتاً ارزانی که قبلاً توضیح دادیم تخمین بزنند: یعنی انجام نظرسنجی‌ها در مقیاس بزرگ که از پاسخ دهندگان سؤال می‌کنند مبلغی که حاضرند دریافت کنند تا از یک کالای معین برای یک دوره زمانی خاص و پس از آن استفاده نکنند، چقدر است. سپس با اجرای مطالعات در مقیاس کوچکتر با مشوق‌های پولی واقعی‌، این نتایج را تأیید کنند. با کمی جمع‌آوری داده‌های اضافی‌، تغییرات در تولید ناخالص داخلی B می‌تواند به طور مرتب تخمین زده شود و در کنار به روزرسانی‌های تولید ناخالص داخلی معمولی به صورت سه ماهه یا سالانه منتشر شود. ساخت داشبوردی برای رفاه مشتری شاخص‌های کلان اقتصادی را می‌توان دقیقاً اندازه‌گیری کرد اما آنها فقط بخشی از واقعیت را بیان می‌کنند. معیارهای بهزیستی و رفاه تصویری واقعی از مصرف کنندگان ارائه می‌دهند، اما این معیارها داده‌های ذهنی‌تری دارند. با در نظر گرفتن مجموعه اقدامات، از جمله شاخص تولید ناخالص داخلی‌B، سیاست‌گذاران، نهادهای ناظر و سرمایه‌گذاران می‌توانند پایه و اساس بهتری برای تصمیم‌گیری ایجاد کنند. محدودیت‌های روش تولید ناخالص داخلیB روش ما دو محدودیت مهم دارد. در مرحله اول، برآوردهای تولید ناخالص داخلیB هنوز به دور از جامعیت است و به اندازه روش تولید ناخالص داخلی مرسوم دقیق نیست. لازم است تا ما کالاهای بیشتری را بررسی کنیم و آزمایش‌های ترجیحات آنلاین بیشتری را برای هر یک از کالاها انجام دهیم تا ارزیابی دقیق‌تری از سهم کامل کالاهای رایگان در اقتصاد را محاسبه کنیم. محدودیت دوم؛ همانند روش تولید ناخالص داخلی مرسوم، ارزیابی ما برخی از عوامل خارجی منفی مرتبط با کالا و خدمات، از جمله بسترهای آنلاین را در برنمی‌گیرد. مطالعات متعددی نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی می‌توانند منجر به رفتارهای اعتیادآور شوند و اینکه استفاده از اینترنت و تلفن‌های هوشمند ممکن است تأثیر منفی بر خوشبختی و سلامت روان افراد داشته باشد. برخی دیگر ادعا كرده‌اند كه بعضی از کالاهای دیجیتال به انسجام اجتماعی یا گفتمان سیاسی آسیب می‌رسانند یا هزینه‌هایی را در قالب نقض حریم خصوصی به مصرف کنندگان تحمیل می‌کنند. در حال حاضر، شاخص تولید ناخالص داخلیB تنها مزایا و هزینه‌های شخصی مرتبط با کالاها را در نظر میگیرد و نه هزینه‌ها و مزایای اجتماعی، همانطور که توسط شرکت کنندگان در آزمایش‌های ترجیحات آنلاین، این موضوع (شاید ناقص)ارزیابی شده است. نتیجه‌گیری برای پاسخ دادن به سوالاتی مانند چگونگی اعمال قانون و مقررات برای حوزه تکنولوژی، میزان یارانه‌ای که باید برای زیرساخت‌های دیجیتال در نظر گرفته شود و حتی اینکه کدام دسته از ابزارهای دیجیتالی جدید، منجر به خلق ارزش برای کارآفرینان می‌شود، بسته به درک درست از مزایای واقعی به دست آمده از اقتصاد دیجیتال است. روشی که معرفی شد می‌تواند به ما کمک کند تا مزایای به دست آمده از این کالاهای مرسوم –از غلات صبحانه گرفته تا سفر با جت- را کمی سازی کنیم. حتی با کمی جاه‌طلبی می‌توان به تخمین‌های دقیق‌تری از مزایای مرتبط با تغییر در کالاهای غیراقتصادی و عمومی همانند کیفیت هوا،‌ مراقبت‌های بهداشتی و زیرساخت‌ها دست یافت. در نهایت، همانطور که دولت‌ها، مدیران و محققان در سراسر جهان این رویکرد را اتخاذ می‌کنند، ارزیابی‌های ما در مورد اینکه کالاهای دیجیتال و غیردیجیتال چقدر بر رفاه ما تاثیر می‌گذارند، بهبود می‌یابد و با سنجش بهتر، مدیریت بهتری به دست می‌آید. منبع:  مجله اقتصادی هاروارد  

ادامه مطلب
بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک
کسب‌وکارهای کوچک چقدر باید برای بازاریابی هزینه کنند؟

بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک برای دستیابی به مشتری از روش‌های قدیمی،‌ شبکه‌سازی و بازاریابی دهان‌به‌دهان استفاده می‌کنند. بسنده کردن به این مقدار از بازاریابی احتمالا می‌تواند به بقای کسب‌وکار –حداقل برای مدتی- کمک کند. با گذر زمان معمولا کسب‌وکارها برای گسترش فعالیت‌شان برنامه‌ریزی می‌کنند که از این پس دیگر بازاریابی آزاد و بدون چارچوب پاسخگو نخواهد بود. مدیر یک کسب‌وکار بسته به عادات و علایق بالقوه مشتریان، معمولا می‌تواند تشخیص دهد که بر روی کدام نوع از تبلیغات باید سرمایه‌گذاری کند. اما این مدیران به احتمال زیاد نمی‌دانند که چه مقدار از سودشان را باید برای بازاریابی هزینه کنند تا مشتریان بیشتری را به کسب‌وکارشان جذب کنند. مطمئنا این مدیران قادر نخواهند بود تا محدوده قیمتی دقیقی را برای هزینه‌های بازاریابی مشخص کنند. اجاره را فراموش نکنید سایت Entrepreneur از فرمولی استفاده می‌کند که در آن از سود ناخالص سالانه پیش‌بینی‌شده توسط کسب‌وکار و مقدار اجاره پرداختی استفاده می‌شود و با کمک آن مقدار هزینه مناسب برای بازاریابی را تعیین می‌کند. اما چرا اجاره در فرمول گنجانده شده است؟ چرا طبق گفته اکثر آژانس‌های تبلیغاتی «بین پنج تا هشت درصد از فروش ناخالص کسب وکار» را برای بازاریابی در نظر نگیریم؟ این موضوع به دلیل آن است که مکان کسب‌وکار خود تبلیغی برای کسب‌وکار است. اگر مقدار زیادی اجاره پرداخت کنید –مثلا یک‌صدهزار دلار در یک سال- پس به احتمال زیاد در مکانی فوق العاده قرار دارید. مردم تمام مدت اسم شرکت شما را می‌بینند و به احتمال زیاد موقع جستجو کالاهای مشابه، کالای شما در ذهن مشتری جای گرفته است. اما اگر کسب‌وکار شما در جایی بنا نهاده شده که خارج از دید مناسب است –همانند آپارتمان مسکونی شما که در آن قابلیت دید کسب‌وکار صفر است- باید مبالغ بیشتری را به بازاریابی اختصاص دهید تا این موضوع را اعلام کنید که دفتر خاصی در خیابان ندارید. فرمول محاسبه بودجه بازاریابی در مرحله اول، باید دامنه بودجه بازاریابی –بیشترین و کمترین مقدار هزینه- را تعیین کنید. این دو عدد بین ۱۰ و ۱۲درصد از فروش ناخالص سالانه پیش‌بینی‌شده کسب وکار شماست. به عنوان مثال اگر پیش‌بینی می‌کنید که درآمد سالانه شما یک میلیون دلار است پس ۱۰درصد آن معادل ۱۰۰هزار دلار و ۱۲درصد آن معادل ۱۲۰هزار دلار است. سپس هر کدام از این اعداد را در اضافه بهایی –قیمت منهای هزینه- که در میانگین هر تراکنش به دست می‌آورید، ضرب کنید. این بدان معناست که اضافه بها ناخالص بیشتر از هزینه، به عنوان درصدی از هزینه بیان می‌شود. بنابراین اگر کسب وکاری بر روی هر ویجت ۱۰۰دلار هزینه کند اما آن را با قیمت ۱۵۰دلار به فروش برساند، اضافه بها آن معادل ۳۳درصد است(حاشیه سود ۵۰دلار است و عددی است که بیشتر صاحبان کسب وکارها بر روی آن تمرکز دارند). بعد از آن سود ناخالص را بر هزینه تقسیم می‌کنیم. در مثال بالا، سود ناخالص معادل ۳۳۳هزار دلار است که آن را بر ۶۶۶هزار دلار تقسیم می‌کنیم(مقداری که بر برای خرید یا ساخت ویجتی که به فروش می‌رسد، هزینه شده است). نتیجه معادل ۰٫۵ یا ۵۰درصد است. این بدان معناست که ۳۳درصد حاشیه سود بیانگر اضافه بهایی معادل ۵۰درصد است. در پایان درصد اضافه بها را در ۱۰۰هزار و ۱۲۰هزار ضرب می‌کنیم که مبالغ ۵۰هزار و ۶۰هزار دلار به دست می‌آید. سپس مقدار اجاره‌بها سالانه –مثلا ۲۵هزار دلار- را از آن کم می‌کنیم. اعداد به دست آمده بین ۲۵ و ۳۵هزار دلار است که دامنه بودجه تبلیغاتی برای هزینه بر روی بازاریابی را مشخص می‌کند. یک مثال دیگر انتظار دارید در سال آینده درآمدی معادل ۲٫۵میلیون دلار به دست بیاورید. هر ویجتی که به فروش می‌رسانید ۲۵دلار برای شما آب می‌خورد که شما هر کدام را به مبلغ ۵۵دلار می‌فروشید. گام اول؛ ۱۰ و ۱۲درصد از سود ناخالص پیش‌بینی‌شده خود را محاسبه کنید: ۱۰درصد از ۲٫۵میلیون دلار می‌شود ۲۵۰هزار دلار و ۱۲درصد از ۲٫۵میلیون دلار نیز معادل ۳۰۰هزار دلار است. گام دوم؛ درصد میانگین اضافه بها هر ویجت را مشخص کنید و آن را در ۲۵۰هزار و ۳۰۰هزار دلار ضرب کنید: حاشیه سود ۳۰دلاری شما بر روی هر ویجت معادل ۵۴٫۵درصد(اعداد گرد شده) اضافه بها است. بنابراین ۵۴٫۵درصد از ۲۵۰هزار دلار معادل ۱۳۶هزار و ۲۵۰دلار در محدوده پایین (۱۰درصد) و ۱۶۳هزار و ۵۰۰دلار در محدوده بالا (۱۲درصد) است. حال باید اجاره را از آن کم کرد. برای دستیابی به بودجه تبلیغاتی نهایی باید اجاره سالانه را از دو عدد به دست آمده کسر کنیم. بنابراین اگر اجاره شما ۴۵هزار دلار است،‌ مبالغی که باید برای بازاریابی هزینه کنید بین ۹۱هزار و ۲۵۰ دلار و ۱۱۸هزار و ۵۰۰دلار قرار می‌گیرد. چگونه بودجه بازاریابی خود را هزینه کنیم؟ در مورد چگونگی تقسیم بودجه بازاریابی قوانین مشخص کمتری وجود دارد. صاحبان مشاغل تمایل دارند به بهترین وجه رفتارهای مشتریان بالقوه خود را شناسایی کنند و مشخص کنند که کدام تبلیغات را بیشتر نگاه می‌کنند. حتی اگر فکر می‌کنید که شناخت مشتریان، تفاوت زیادی را تقسیم بودجه بازاریابی به وجود می‌آورد لازم است به آمار مفیدی درباره میانگین هزینه سایر کسب‌وکارها بر بازاریابی نیز توجه کنید. طبق انتظار، بازاریابی دیجیتال به رشد خود ادامه داده است. پیش بینی می‌شود که تا سال ۲۰۲۰ مردم نسبت به تماشای تلویزیون، وقت بیشتری را در گوشی‌های همراه خود می‌گذرانند. تا سال ۲۰۱۸ کسب وکارها حدود ۴۱درصد از بودجه بازاریابی‌شان را به دیجیتال مارکتینگ اختصاص داده‌اند (همانند تبلیغات کلیکی و سئو). تا سال ۲۰۲۰ این مقدار به ۴۵درصد افزایش خواهد یافت. بیشتر این هزینه‌ها به سمت فعالیت‌های حوزه بازاریابی موتورهای جستجو حرکت خواهد کرد(خرید تبلیغات از گوگل ادز به محبوب‌ترین آن تبدیل شده است)، پس از آن نمایش آنلاین تبلیغات همانند تبلیغات بنری و ویدئویی قرار دارد. هزینه بر روی سئو نیز حائز اهمیت است. مقایسه این اعداد با اعداد سال ۲۰۱۶ از آن حکایت دارد که سرمایه‌گذاری در بازاریابی ویدئویی تا سال ۲۰۲۱ دوبرابر خواهد شد. هزینه‌ها در شبکه‌های اجتماعی نیز همچنان با میانگین رشد ۱۷درصد تا سال ۲۰۲۱ افزایش خواهد یافت. تا سال ۲۰۲۱ تقریبا نیمی از کل هزینه‌های تبلیغات به سمت بازاریابی ایمیلی، تبلیغات ویدئویی آنلاین، تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی،‌ نمایش تبلیغات و تبلیغات کلیکی حرکت خواهد کرد. منبع: getgist.com

ادامه مطلب
سئو بهینه‌سازی محتوا
سئو و نحوه بهینه‌سازی محتوا

سئو (Search Engine Optimization) یا بهینه‌سازی موتور جستجو، عمل بهینه‌سازی  محتوا است به طوری که از طریق نتایج طبیعی موتور جستجو، محتوای تولیدی قابل مشاهده باشد. حال چگونه می‌توان محتوا را به اصطلاح سئو کرد و عوامل رتبه‌بندی آن کدامند؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید از سازوکار موتورهای جستجو آگاه باشیم. موتورهای جستجو چگونه کار می‌کنند؟ موتورهای جستجو همانند کتابخانه‌ها در دنیای دیجیتال هستند، به جای نگهداری کپی و نسخه‌های کتاب،‌ موتورهای جستجو از صفحات وب سایت‌ها کپی نگه‌داری می‌کنند. زمانی که در موتور جستجو سوالی را طرح می‌کنید، تمام صفحات ایندکس شده بررسی شده و تلاش می‌شود تا مرتبط‌ترین نتایج را به شما نشان دهد. موتور جستجو برای اینکار از یک برنامه کامپیوتری به نام الگوریتم استفاده می‌کند. هیچ کس نمی‌داند که این الگوریتم‌ها دقیقا چگونه کار می‌کنند، اما سرنخ‌هایی،‌ حداقل از گوگل در دسترس است. گوگل در صفحه «سازوکار جستجو» این‌گونه پاسخ می‌دهد: به منظور ارائه مرتبط‌ترین نتایج، الگوریتم‌ها به فاکتورهای متعددی شامل کلمات جستجو شده، ارتباط و قابلیت استفاده از صفحات،‌ منابع تخصصی،‌ مکان و تنظیمات نگاه می‌کنند. وزن اعمال شده برای هر فاکتور بسته به ماهیت سوال متفاوت است. به عنوان مثال تازگی محتوا نسبت به تعاریف دیکشنری‌ها نقش مهمتری در پاسخگویی به سوالاتی دارد که در مورد موضوعات خبری روز هستند. بدون تردید بیشتر ما از موتور جستجو برای رسیدن به محتوای مورد نظر استفاده می‌کنیم. باید در نظر داشت که تعداد زیادی موتور جستجوگر وجود دارد که می‌توان محتوا را برای آنها بهینه کرد. سازوکار سئو چگونه است؟ به زبان ساده، سئو به موتورهای جستجو نشان می‌دهد که محتوای شما بهترین نتیجه برای نشان دادن به کاربر است. این موضوع به آن دلیل است که همه موتورهای جستجو یک هدف یکسان دارند و آن نمایش بهترین و مناسب‌ترین نتایج به کاربران است. باید در نظر داشت که نحوه انجام این کار به موتور جستجوگری که محتوا را برای آن سئو می‌کنید بستگی دارد. اگر می‌خواهید ترافیک ارگانیک بیشتری برای صفحات وب خود داشته باشید،‌ باید الگوریتم‌های گوگل را درک کنید و به خواست آنها توجه داشته باشید. اگر می‌خواهید تعداد بازدیدهای ویدئویی بیشتری داشته باشید باید الگوریتم یوتیوب را خوب بشناسید. باید در نظر داشت که گوگل حدود ۹۲درصد از بازار جستجو دنیای مجازی را در اختیار خود دارد. بهینه‌سازی برای گوگل گفته می‌شود که گوگل برای رتبه‌بندی بیش از ۲۰۰فاکتور را در نظر می‌گیرد. حتی در سال ۲۰۱۰ گفته می‌شد که این مقدار می‌تواند تا ۱۰هزار هم برود. کسی از تمامی فاکتورهای رتبه بندی گوگل خبر ندارد اما می‌توان به برخی از آنها اشاره کرد. گوگل به جای وب سایت‌ها، صفحات سایت‌ها را رتبه‌بندی می‌کند چون شرکت شما شیشه‌های تزئینی طرح‌دار تولید می‌کند بدان معنا نیست که تمام صفحات سایت باید برای عبارت «شیشه‌های تزئینی طرح‌دار» رتبه بگیرد. کسب‌وکار شما می‌تواند برای کلیدواژه‌های مختلف در صفحات مختلف رتبه بگیرد. قابلیت پایش قبل از اینکه گوگل بتواند رتبه‌بندی محتوای شما را در نظر بگیرد ابتدا باید بداند که آن محتوا وجود دارد. گوگل از چندین روش برای کشف محتوای جدید در وب استفاده می‌کند،‌ اما روش اصلی «خزیدن» است. به عبارت ساده‌تر، جایی که گوگل لینک‌هایی در صفحات را دنبال می‌کند که می‌داند قبلا آنها را ندیده است،‌ خزیدن صورت می‌گیرد. برای این‌کار از یک برنامه کامپیوتری به نام عنکبوت استفاده می‌کند. فرض کنیم که صفحه اصلی شما از وب‌سایتی که قبلا در گوگل ایندکس (قرار گرفتن صفحات سایت در نتایج گوگل) شده است، بک‌لینک دارد. دفعه بعدی که خزنده‌ها آن وب‌سایت را چک کنند،‌ از طریق بک‌لینک به صفحه اصلی سایت شما می‌رسند و آن را ایندکس می‌کنند. از صفحه اصلی نیز لینک‌های موجود را دنبال کرده و تمام صفحات وب سایت را ایندکس می‌کنند. چندین عامل می‌تواند خزنده‌های گوگل را از ایندکس کردن باز دارد: لینک‌سازی ضعیف: گوگل از طریق لینک‌های داخلی تمام صفحات سایت شما را ایندکس می‌کند، صفحات بدون لینک داخلی معمولا ایندکس نمی‌شوند. لینک‌های داخلی که Nofollowهستند: لینک‌های داخلی با برچسب Nofollow توسط خزنده‌ها بررسی نمی‌شوند. صفحات ایندکس نشده: شما می‌توانید با کمک متا تگ Noindex یا هدر HTTP مانع ایندکس شدن صفحات توسط گوگل شوید. اگر برخی از صفحات شما لینک‌های داخلی از صفحاتی دارد که ایندکس نشده‌اند، به احتمال زیاد این صفحات نیز ایندکس نمی‌شوند. جلوگیری از ورود خزنده ها با Robots.txt: Robots.txt یک فایل متنی است که به موتورهای جستجو می‌گوید که به چه صفحاتی در وب‌سایت شما می‌توانند بروند و از رفتن به کدام صفحات منع شده‌اند. اگر صفحات در این فایل مسدود شده باشند توسط خزنده‌ها نیز ایندکس نمی‌شوند. پارامترهای بسیاری در سئو محتوا تاثیرگذارند که هر کدام تاثیر خود را بر رتبه‌بندی صفحات برجای می‌گذارند، برای رسیدن به یک رتبه خوب در صفحه نتایج گوگل بسته به نوع محتوای تولیدی باید مهمترین عوامل را شناخت و بنا بر خواست آنها مطالب را تهیه کرد. منبع: ahrefs.com

ادامه مطلب
بازاریابی محتوا
محتوا و بازاریابی محتوا چرا اهمیت دارد؟

دیگر بر کسی پوشیده نیست که اشکال بازاریابی سنتی نسبت به گذشته برای دستیابی به اهداف تعیین شده و تبدیل سرنخ‌ها(مشتری بالقوه) به مشتری، کارایی کمتری دارد. این همان دلیلی است که توضیح می‌دهد چرا بازاریابی محتوا (content marketing) به یک راه‌حل محبوب برای دستیابی و جذب مخاطبان هدف به کسب‌و‌کارها تبدیل شده است. با فراهم کردن محتوای مفید برای آشنا کردن مخاطبان با کالا و خدمات- و نشان دادن این نکته که چگونه کالا و خدمات شما مشکل و نیاز آنها را به خوبی برطرف می‌کند- می‌توانید نرخ تبدیل را بالا ببرید، آشنایی با برند را افزایش دهید و درآمد شرکت را بیشتر کنید. در ابتدا لازم است تعریف کاملی از بازاریابی محتوا ارائه دهیم. به زبان ساده بازاریابی محتوا عبارت است از فرایند برنامه‌ریزی،‌ خلق، توزیع،‌ اشتراک‌گذاری و انتشار محتوای تولیدی به منظور دستیابی به مخاطبان هدف. این ترفند به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا میزان آشنایی با برند را افزایش دهند،‌ سطح فروش را بالا ببرند،‌ با مخاطبان ارتباط بگیرند و مشتری جذب کنند.   چرا بازاریابی محتوا مهم است؟ امروزه استراتژی‌های بازاریابی برونگرا (یا هر چیزی که مخاطبان را آزرده خاطر می‌کند) همانند قبل در دستیابی به مخاطبان و نرخ تبدیل، موفق عمل نمی‌کند. بازاریابی محتوا اما به یک روش محبوب برای کسب‌وکارها تبدیل شده تا این مشکل را از بین ببرد. بازاریابی محتوا برای افزایش سطح دسترسی به مخاطبان کمک می‌کند تا: به سرنخ‌های خود آموزش دهید و دورنمایی از خدمات و کالاهایی که ارائه می‌دهید را به آنها انتقال دهید،‌ نرخ تبدیل را افزایش دهید، بین کسب‌وکار و مشتریان پل ارتباطی برقرار کنید، با مخاطبان در ارتباط باشید تا به آنها نشان دهید که کالا و خدمات شما چگونه چالش‌های آنها را از بین می‌برد و در آخر حس وجود یک گروه در کنار برندتان را خلق کنید.   تفاوت محتوا و بازاریابی محتوا (content marketing) در چیست؟ برای برخی هنوز تفاوت بین محتوا و بازاریابی محتوا کاملا مشخص نیست. این سردرگمی در مورد تعریف آنها نیست بلکه تفاوت بین خلق محتوا و بازاریابی آن است. یک کتاب الکترونیک، یک وبینار و یک ورق سفید، بازاریابی محتوا محسوب نمی‌شود. تبلیغات، بازاریابی محتوا نیست، پست‌ها در شبکه‌های اجتماعی بازاریابی محتوا به حساب نمی‌آیند. توجه داشته باشید که بازاریابی با محتوا و بازاریابی محتوا یکی نیست. بااین‌همه، تفاوت بین محتوا و بازاریابی محتوا در چیست؟ بازاریابی محتوا همانند هدف نهایی یک ناشر از انتشار محتوا و تکرار معمولی محتوای باکیفیت است که برای جذب مخاطب به کار می‌رود. باید در نظر داشت که کسب‌وکار شما مالک مخاطبان حاضر در شبکه‌های اجتماعی نیست. همچنین یک کتاب الکترونیک به اندازه‌ای قوی نیست تا اعتمادی که مخاطبان امروزه انتظار دارند را به وجود آورد. بازاریابی محتوا درباره جذب یک مخاطب به یک تجربه یا هدفی است که شما صاحب آن هستید، آن را می‌سازید و برای رسیدن به اهداف بازاریابی، بهینه‌تر می‌کنید. محتوا در هرجایی وجود دارد؛ محتوای مربوط به محصولات، فروش، خدمات مشتری،‌ حوادث،‌ بازاریابی و کمپین‌های آن، حتی تبلیغات نیز یک نوع محتوا است. با بازاریابی محتوا به جای آزار یا خرید یک مخاطب بر روی پلت‌فرم شخص دیگر،‌ مخاطب را جذب اهداف مالک یک برند کنید. منبع: hubspot.com / contentmarketinginstitute  

ادامه مطلب
رفتار مشتری
بررسی رفتار مشتریان چه کمکی به کسب‌وکارهای کوچک می‌کند؟

جزئیاتی از رفتار مشتریان که اهمیتی حیاتی دارد در گزارش قبلی به ماهیت آنالیز رفتار مشتری، اهمیت آن و عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر از رفتار مشتریان، پرداختیم. در گزارش حاضر به بررسی رفتار مشتری با جزئیات بیشتر می‌پردازیم و کل رفتار مشتریان را در چهار دسته طبقه‌بندی می‌کنیم، عوامل تاثیرگذار را تشریح و الگوهای رفتاری مشتریان را بررسی می‌کنیم. رفتار مشتریان در خرید کالاهاوخدمات را می‌توان در چهار دسته طبقه‌بندی کرد: ۱-رفتار پیچیده در خرید این نوع رفتار وقتی شکل می‌گیرد که مصرف‌کنندگان کالای گران قیمتی را می‌خرند و خرید آنها به ندرت اتفاق می‌افتد. مشتریان قبل از اقدام به خرید، به شدت درگیر روند خرید و تحقیقات مرتبط با آن هستند. تصور کنید قصد دارید خانه یا ماشینی بخرید؛ اینها نمونه‌ای از یک رفتار خرید پیچیده است. ۲-رفتار کاهش احتمال گول‌خوردن در خرید مصرف‌کننده به شدت درگیر فرآیند خرید است اما در تشخیص تفاوت بین برندها مشکل دارد. «احتمال گول‌خوردن» ممکن است زمانی اتفاق بیفتد که مصرف‌کننده از انتخاب خود پشیمان شود. تصور کنید در حال خرید یک ماشین چمن‌زن هستید. شما یکی را بر اساس قیمت و راحتی آن انتخاب می‌کنید، اما پس از خرید به دنبال آن هستید که تایید کنید و نشان دهید که انتخاب درستی انجام داده‌اید. ۳-رفتار خرید ناشی از عادت خریدهای ناشی از عادت با این واقعیت مشخص می‌شوند که مصرف کننده در طبقه‌بندی محصول یا نام تجاری درگیری بسیار کمی دارد. خرید مواد غذایی را تصور کنید: شما به فروشگاه می‌روید و نوع نان مورد نظر خود را خریداری می‌کنید. شما در حال نمایش الگوی خرید ناشی از عادت هستید و نه وفاداری شدید به برند. ۴-رفتار تنوع‌طلبی در این شرایط، مصرف‌کننده کالای متفاوتی را -نه اینکه از کالای قبلی راضی نبوده بلکه به دنبال تنوع در خرید کالاها است- خریداری می‌کند. مانند وقتی که عطر و بوی جدید ژل حمام را امتحان می‌کنید. چه عواملی بر رفتار مصرف‌کننده تاثیرگذار است؟ بسیاری از موارد می‌تواند بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر بگذارد اما شایع‌ترین عوامل مؤثر بر رفتار مصرف کننده عبارتند از: الف) کمپین‌های بازاریابی کمپین‌های بازاریابی تأثیر زیادی بر تصمیمات خرید می‌گذارند. در صورت انجام درست و منظم، با پیام بازاریابی مناسب، بازاریابان حتی می‌توانند مصرف‌کنندگان را ترغیب کنند برندها را تغییر دهند یا گزینه‌های گران قیمت‌تری را انتخاب کنند. کمپین‌های بازاریابی حتی می‌توانند به عنوان یادآور محصولات‌وخدماتی که باید به‌طور منظم خریداری شوند‌، مورد استفاده قرار گیرند اما لزوماً مورد توجه مشتریان قرار نمی‌گیرند‌(مانند مثال بیمه). یک پیام بازاریابی خوب می‌تواند بر موج خریدها تأثیر بگذارد. ب) شرایط اقتصادی برای محصولات گران‌قیمت (مانند خانه یا ماشین) شرایط اقتصادی نقش مهمی را ایفا می‌کند. هنگامی که اقتصاد در وضعیت رونق و شکوفایی است باعث می‌شود مصرف کنندگان با اطمینان و تمایل بیشتری – بدون در نظر گرفتن بدهی‌های مالی شخصی – در خریدهای خود افراط کنند. برای مصرف‌کنندگان مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا برای خریدهای گران‌قیمت تصمیم بگیرند و فرآیند خرید می‌تواند در همان زمان تحت تأثیر عوامل شخصی بیشتری باشد. ج) ترجیحات شخصی رفتار مصرف‌کننده همچنین می‌تواند تحت تأثیر عوامل شخصی، علائق، دوست نداشتن‌ها، اولویت‌ها، اخلاق و ارزش‌ها باشد. در صنایعی مانند مد یا مواد غذایی نظرات شخصی بسیار حائز اهمیت است. البته تبلیغات می‌تواند تاثیرگذار باشد اما در پایان روز، انتخاب‌های مصرف‌کنندگان تا حد زیادی تحت تأثیر ترجیحات آنها قرار می‌گیرد. اگر وگان (گیاه‌خوار) هستید، مهم نیست که چند تبلیغ همبرگر را ببینید، شما به این دلیل شروع به خوردن گوشت نخواهید کرد. د) تاثیرات گروه گفته‌ها و نظرات همسالان نیز بر رفتار مصرف کننده تأثیر می‌گذارد. آنچه اعضای خانواده، همکلاسی‌ها، بستگان نزدیک، همسایگان و آشنایان فکر می‌کنند یا انجام می‌دهند، نقش مهمی در تصمیمات ما در خرید دارد. روانشناسی اجتماعی بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد. برای مثال ترجیح دادن فست فود به غذاهای خانگی فقط یکی از چنین تاثیرات است. سطح تحصیلات و عوامل اجتماعی بر رفتار مصرف‌کننده‌ها اثرگذار است. و) قدرت خرید در آخر قدرت خرید نقش مهمی در تأثیرگذاری بر رفتار مشتریان برجای می‌گذارد. معمولا قبل از تصمیم برای خرید، بودجه خود را در نظر خواهید گرفت، البته اگر میلیاردر نباشید! یک محصول ممکن است عالی باشد، بازاریابی آن نقص نداشته باشد، اما اگر پولی برای خرید آن کالا نداشته باشید، آن را نمی‌خرید. تقسیم‌بندی مصرف‌کنندگان براساس ظرفیت خریدشان به بازاریابان کمک می‌کند تا مصرف کنندگان واجد شرایط را مشخص کنند و به نتایج بهتری دست یابند. الگوهای رفتاری مشتریان الگوهای رفتاری خرید با عادات خرید یکی نیست. عادات به عنوان تمایل به انجام یک عمل هستند و با گذر زمان خود به خود شکل می‌گیرند، در حالی که الگوهای رفتاری یک طراحی ذهنی قابل پیش‌بینی هستند. هر مشتری عادات خرید منحصر به فرد خود را دارد، در حالی که الگوهای رفتاری خرید جمعی است و به بازاریاب‌ها یک شخصیت منحصر به فرد معرفی می‌کند. الگوهای رفتاری مشتری را می‌توان به این موارد دسته‌بندی کرد: یک) مکان خریدها بیشتر اوقات مشتریان خرید خود را در بین چندین فروشگاه انجام می‌دهند حتی اگر همه کالاهایی که نیاز دارند در همان فروشگاه موجود باشد. به هایپرمارکت مورد علاقه خود فکر کنید: اگرچه در آنجا می‌توانید لباس و کفش پیدا کنید، اما احتمالاً اقلامی که نیاز دارید را از برندهای واقعی پوشاک می‌خرید. هنگامی که مشتری توانایی و دسترسی به خرید محصولات مشابه را در فروشگاه‌های مختلف داشته باشد، به طور دائم به هیچ فروشگاهی وفادار نیست، مگر اینکه یک فروشگاه، تنها فروشگاهی باشد که به آن دسترسی داشته باشید. بررسی رفتار مشتری از نظر انتخاب مکان به بازاریابان کمک می‌کند تا مکان های اصلی فروشگاه را شناسایی کنند. دو) اقلام خریداری شده مواردی که باید در نظر گرفت: کالاهایی که خریداری شده‌اند و اینکه چه مقدار از آن خریداری شده است. کالاهای ضروری را می‌توان به صورت عمده خرید در حالی که کالاهای لوکس کمتر و در مقادیر کمتری خریداری می‌شوند. مقدار هر کالای خریداری شده تحت تأثیر قابلیت نفوذپذیری کالا، قدرت خریدار، واحد فروش، قیمت و تعداد مشتریانی است که کالا برای آنها در نظر گرفته شده است. تجزیه‌وتحلیل سبد خرید می‌تواند به بازاریابان اطلاعات و دانش زیادی از مصرف کنندگان بدهد. سه) زمان و فراوانی خرید مشتریان با توجه به زمان و امکان خرید به فروشگاه می‌روند و حتی در ساعت‌های عجیب‌وغریب انتظار خدمات دارند. به خصوص اکنون در عصر تجارت الکترونیکی که همه چیز فقط با چند کلیک فاصله دارد. این وظیفه فروشگاه است که با تعیین الگوی خرید و مطابقت با خدمات آن مطابق زمان و دفعات خرید، این خواسته‌ها را برآورده سازد. یک نکته را باید در نظر داشته باشید: تغییرات فصلی و اختلافات منطقه‌ای نیز باید در نظر گرفته شود. چهار) روش‌های خرید مشتری می‌تواند وارد یک فروشگاه شود، کالای موردنظر را بخرد و یا اینکه به صورت آنلاین سفارش دهد و از طریق کارت اعتباری پرداخت کند و کالای خود را درب منزل دریافت کند. روش خرید همچنین می‌تواند مشتری را تحریک کند تا هزینه بیشتری پرداخت کند(به عنوان مثال ممکن است برای خرید آنلاین، هزینه حمل‌ونقل نیز به شما تعلق گیرد). نحوه انتخاب یک مشتری برای خرید کالاها نیز بیانگر مطالب زیادی در مورد نوع مشتریان است. با رعایت کردن یک سری جزئیات در مورد مشتریان و رفتار آنها، کسب‌وکارهای کوچک می‌توانند کارایی تیم خود را افزایش دهند و در هزینه‌های جاری خود صرفه‌جویی کنند، مشتریان و به تبع آن امکان ایجاد درآمد پایدار بیشتری را برای شرکت فراهم کنند. منبع: omniconvert.com  

ادامه مطلب
رفتار مشتری
کسب‌وکارهای کوچک از بخش‌بندی رفتار مشتری چه می‌دانند؟

بخش‌بندی رفتار مشتری؛ چرا و چگونه؟ پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تنها ۳۳درصد از شرکت‌هایی که مشتریان را بخش‌بندی می‌کنند از این کار رضایت داشته و آن را مفید ارزیابی کرده‌اند. بخش‌بندی رفتار مشتری و انواع خریداران همواره اهمیت داشته اما اکنون که شخصی‌سازی و تجربه مشتری عواملی هستند که موفقیت یک تجارت را تعیین می‌کنند، بخش‌بندی مؤثر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به طور مرسوم، بیشتر بازاریابان رفتار مشتریان را در شش دسته اصلی تقسیم بندی می‌کنند: ۱- مشتریانی که به دنبال مزایا هستند یک مشتری که خمیردندانی را می‌خرد، چهار عامل مختلف را در نظر می‌گیرد: سفیدی، دندان‌های حساس، طعم و قیمت. هنگامی که مشتریان در مورد یک محصول یا خدمت تحقیق می‌کنند، رفتار آنها می‌تواند بینش ارزشمندی را نمایان کند. مزایا، ویژگی‌ها، ارزش‌ها، موارد استفاده یا مشکلات مهمترین عوامل انگیزشی تأثیرگذار بر تصمیم خرید هستند. هنگامی که مشتری برای یک یا چند مزیت نسبت به سایر مزایا ارزش بسیار بالاتری قائل است، این جستجو برای مزیت‌ها – یک یا چند مزیتی که نسبت به سایر مزایا برای مشتری ارزش بالاتری دارد- عوامل تعیین‌کننده و محرک در تصمیم مشتریان برای خرید آن کالا است. ۲- مناسبت‌ها و یا خریدهای گاه‌به‌گاه رفتار مشتریان که در بخش‌بندی خریدهای مناسبتی یا گاه‌به‌گاه قرار می‌گیرد، به مناسبت‌های کلی و شخصی اشاره می‌کند: مناسبت‌های کلی و جهانی برای اکثر مشتریان یا مخاطبان هدف همانند هم است. مانند تعطیلات و رویدادهای فصلی که مصرف‌کنندگان تمایل بیشتری به خریدهای خاص دارند مناسبت‌های مکرر-شخصی، الگوهای خرید برای یک مشتری خاص هستند که به طور مداوم در طی یک دوره زمانی تکرار می‌شوند. تولدها، سالگردها یا تعطیلات، خریدهای ماهانه یا حتی مراسم روزانه مانند وقت گذاشتن برای خوردن یک فنجان قهوه هنگام رفتن به سرکار، مثال‌های از بخش‌بندی رفتار مشتری در قسمت مناسبت‌ها و یا خریدهای گاه‌به‌گاه هستند مناسبت‌های نادر شخصی نیز مربوط به مشتریان فردی است اما از نظم خاصی پیروی نمی‌کند و گاهی اوقات اتفاق می‌افتند؛ بنابراین پیش‌بینی این نوع معمولا مشکل‌تر است. به عنوان مثال شرکت در عروسی یک دوست، در این دسته جای می‌گیرد ۳- نرخ مصرف مقدار مصرف محصول یا خدمات، یکی دیگر از روش‌های متداول برای تقسیم‌بندی رفتار مشتریان است که براساس خرید مداوم مشتری یا تعامل با یک محصول یا خدمات انجام می‌شود. رفتار مصرفی می‌تواند یک شاخص پیش‌بینی کننده قوی از وفاداری مشتری و درکل ارزش مادام العمر آن باشد. ۴- وفاداری به برند مشتریان وفادار با ارزش‌ترین دارایی یک کسب‌وکار هستند. حفظ آنها ارزان‌تر است، معمولاً بیشترین ارزش مادام العمر را دارند و می‌توانند به ترویج کنندگان برند تبدیل شوند. با تجزیه‌وتحلیل داده‌های رفتاری، می‌توان مشتریان را از نظر میزان وفاداری به برند تقسیم بندی کرد تا بدین ترتیب بازاریابان بتوانند نیازهای آنها را درک کنند و به درستی به آنها پاسخ دهند و رضایت مشتریان را به دست آورند. مشتریان وفادار آن کسانی هستند که باید خدمات ویژه و امتیازاتی انحصاری دریافت کنند تا روابط با مشتریان تقویت شود و انگیزه لازم برای آینده فعالیت‌های کسب‌وکار بیشتر شود. ۵- وضعیت مشتری وضعیت‌های مختلف زیادی بسته به کسب‌وکارتان وجود دارد؛ چندتا از آنها عبارتند از: کسانی که مشتری نیستند چشم اندازها کسانی که اولین بار است خرید می‌کنند مشتریان دائمی بدگویان از برند(کسانی که مشتری قبلی بودند و حال از رقیب خرید می‌کنند) ۶- مراحل سفر مشتری بخش‌بندی مخاطبان بر اساس میزان آمادگی برای خرید، این امکان را به بازاریابان می‌دهد تا ارتباطات را تراز و تجارب را شخصی‌سازی کنند تا در هر مرحله نرخ تبدیل را افزایش دهند. علاوه بر این، به آنها کمک می‌کند تا مراحل عدم خرید مشتری را دریابند تا بتوانند بزرگترین موانع و فرصت‌های بهبود را حتی در مورد رفتارهای پس از خرید نیز شناسایی کنند. علاوه بر این روش‌های مرسوم، نوع دیگری از بخش‌بندی رفتار مشتری مدل RFM است. RFM مخفف تازگی خرید (Recency)، تکرار (Frequency) و ارزش پولی (Monetary Value) است. تازگی در خرید:‌ یک مشتری که به تازگی در وب‌سایت شما سفارش داده است تکرار در خرید: در بازه زمانی مشخص، مشتری چندبار کالایی را از وب‌سایت شما خریداری کرده است ارزش پولی خرید: مبلغی که هر مشتری از اولین سفارش تاکنون در وب‌سایت شما هزینه کرده است تجزیه‌وتحلیل مدل RFM به دو روش قابل اجرا است: به‌صورت دستی – از پایگاه داده خود در یک صفحه خروجی اکسل بگیرید و مشتریان خود را طبق قوانین RFM تجزیه‌وتحلیل کنید به صورت خودکار – از طریق ابزارهای خاصی که داشبورد RFM را ایجاد می‌کنند (به عنوان مثال استفاده از سایت omniconvert) با استفاده از بخش‌بندی و تجزیه‌وتحلیل RFM می‌توان فهمید که وفادارترین و سودآورترین مشتریان یا مشتریان کم سود کدامند، و همچنین: مشخص کنید چه برندها و محصولاتی اعتبار کسب‌وکار شما را کاهش می‌دهند برای مشتریان خود توصیه‌های سفارشی شده بسازید برخی از مشکلات تجربه مشتری را حل کنید قبل از تصمیم‌گیری بی‌اساس در مورد مشتریان و مخاطبان، رفتار آنها را مشاهده کنید، به آنها گوش دهید و قبل از رقبای خود با آنها ارتباط برقرار کنید. رعایت کردن درست این نکات می‌تواند در بلندمدت برای کسب‌وکارهای کوچک،‌ نتایج بزرگی را به ارمغان آورد و منجر به صرفه‌های رقابتی خاصی برای این شرکت‌ها شود. منبع: omniconvert.com  

ادامه مطلب
بازاریابی اینستاگرام
بازاریابی از طریق اینستاگرام برای سال ۱۳۹۹

فرصت‌های اینستاگرامی که نباید از دست داد برخی از قابلیت‌های اینستاگرام در کنار پتانسیل‌های بالقوه آن برای شرکت‌ها و بازاریابان در مطلب قبلی تشریح شد. در ادامه مطلب به تلویزیون اینستاگرام (IGTV)، لایو اینستاگرام، ابزارهای تحلیلی اینستاگرام و برخی ترفندها و اصطلاحات مهم در زمینه بازاریابی از طریق اینستاگرام خواهیم پرداخت.   تلویزیون اینستاگرام تلویزیون اینستاگرام یک ویژگی جالب و جدید این پلتفرم است که به کاربران امکان می‌دهد تا فیلم‌های طولانی‌تری را نسبت به پست‌ها و استوری‌های اینستاگرام ارسال کنند؛ برای پست‌های اینستاگرام حداکثر طول یک فیلم ۶۰ثانیه و برای استوری ۱۵ثانیه است که این محدودیت با استفاده از تلویزیون اینستاگرام رفع شده است. تلویزیون اینستاگرام این قابلیت را دارد تا برای حساب‌های بزرگ‌تر و تائید شده (حساب‌هایی که دارای تیک آبی‌رنگ هستند) تا ۶۰ دقیقه فیلم بگذارند، این مقدار برای حساب‌های عادی تنها ۱۰دقیقه است.   انواع پست‌هایی که می‌توان در تلویزیون اینستاگرام منتشر کرد برای خلق ویدئوهای تلویزیون اینستاگرام محدودیتی وجود ندارد. بااین‌حال برخی از انواع فیلم‌ها وجود دارند که بهتر از بقیه بر روی این پلتفرم نتیجه می‌دهند: فیلم‌های آموزشی که در مورد ویژگی‌ها و کاربردهای محصول توضیح می‌دهد جلسات پرسش و پاسخ که به برخی از سؤالات متداول جواب می‌دهد توصیفات مشتریان از کالاها و خدمات یا داستان‌های شنیدنی آنها که مرتبط با محصولات است   لایو اینستاگرام یکی دیگر از ویژگی‌های جذاب اینستاگرام، امکان لایو گذاشتن است. بزرگ‌ترین مزیت این ویژگی آن است که امکان ارتباط برقرار کردن با مشتریان و نیز درگیر کردن آنها را در زمان‌های واقعی فراهم می‌کند. از این طریق نیز می‌توان به سؤالات متداول مشتریان پاسخ داد و فضایی پویاتر برای پرسش و پاسخ بین مشتریان فراهم کرد.   استفاده از هشتگ‌ها برای موفقیت کمپین‌های بازاریابی به کار بردن هشتگ‌ها در محتوای تولیدی که در اینستاگرام منتشر می‌کنید، کمک می‌کند تا محتوای شما بهتر دیده شود و کمپین بازاریابی‌تان به نتایج دلخواه نزدیک‌تر شود. هشتگ‌ها به شما این امکان را می‌دهد تا به مخاطبان مرتبط دسترسی پیدا کنید و امکان دیده شدن(ریچ) پست‌ها افزایش یابد. همچنین به کار بردن هشتگ‌های مرتبط کمک می‌کند تا نرخ تعامل کاربران افزایش یابد. مطالعات نشان می‌دهد که استفاده از ۹هشتگ در هر پست می‌تواند امکان دیده شدن محتوای شما را افزایش دهد اما بیشتر از آن اثراتی منفی بر محتوای شما برجای می‌گذارد.   استفاده از هشتگ‌های محبوب هر صنعت رایج‌ترین راه برای استفاده از هشتگ‌ها برای تبلیغ محتوای اینستاگرامی استفاده از هشتگ‌های مرتبط با بازار هدف شما است. همچنین لازم است برای هر پست نیز هشتگ‌های منحصربه‌فردی برای آن نیز در نظر داشته باشید چراکه این امر در هدف‌گیری مخاطبان مناسب و علاقه‌مند به موضوع کمک می‌کند. سعی کنید از هشتگ‌های عمومی که پست‌های مختلف از آن استفاده می‌کنند، خودداری کنید. در عوض بر بازار هدف خود که به‌اندازه کافی محبوب است اما رقابت زیادی در آن وجود ندارد، متمرکز شوید.   خلق کمپین هشتگی یکی دیگر از راه‌های مؤثر برای تبلیغ برند یا کمپین، خلق برند یا به کار بردن هشتگ‌های مختص کمپین است. برای این کار و استفاده از هشتگ‌های اختصاصی می‌توان از روش‌های زیر استفاده کرد: از هشتگ‌های کوتاه و ساده استفاده کنید تا یادآوری آن برای مخاطبان آسان باشد از هشتگ‌های مرتبط با کمپین و برندتان استفاده کنید برای محتوای مرتبط با کمپین جدیدتان نیز از هشتگ‌ها استفاده کنید از کاربران و مخاطبانتان بخواهید تا هنگام اشتراک‌گذاری محتوا یا محصول، از هشتگ‌های مشخص‌شده استفاده کنند   همکاری با اینفلوئنسرها اینفلوئنسر مارکتینگ (بازاریابی اثرگذار) یکی از بخش‌های مهم در بازاریابی از طریق اینستاگرام است. اینفلوئنسرها بخشی جدایی‌ناپذیر از پلتفرم اینستاگرام هستند که دارای فالوورهای زیاد و حضوری گسترده در اینستاگرام هستند. برای موفقیت در کمپین‌های بازاریابی از طریق اینستاگرام لازم است تا با اینفلوئنسرهای مرتبط بازار هدفتان ارتباط برقرار کنید. طبق مطالعات حدود ۴۰درصد از تیم بازاریابی وقت خود را صرف پیدا کردن اینفلوئنسرهای مناسب می‌کنند و اذعان دارند که یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های آنها نیز همین کار است. اینفلوئنسرها را می‌توان به‌صورت جستجوی دستی و همچنین با کمک ابزارهای در دسترس پیدا کرد. تعداد زیادی از این ابزارهای رایگان و پولی همانند ترکر(Traackr)، بازسامو(BuzzSumo) و بازاستریم(BuzzStream) وجود دارد. روال کار نیز بدین‌صورت است که نام صنعت، موضوع، هشتگ یا کلمه کلیدی خود را در این ابزارها می‌نویسید و آنها نتایج مرتبط همراه با برترین اینفلوئنسرها را به شما نشان می‌دهند. برای انتخاب اینفلوئنسرها معیارهایی وجود دارد که باید در نظر داشت. در ادامه برخی از مهم‌ترین معیارها را معرفی می‌کنیم: ریچ: این معیار توسط تعداد فالوورهای یک اینفلوئنسر مشخص می‌شود، هرچه تعداد فالوورها بیشتر باشد مقدار ریچ (تعداد دیده شدن پست‌ها یا استوری توسط مخاطبان منحصربه‌فرد) نیز بیشتر است. تعامل: این معیار توسط تعداد لایک‌ها، نظرات و میزان اشتراک‌گذاری پست‌های اینفلوئنسرها مشخص می‌شود. نهادینه کردن جایگاه برند: این یک ارزیابی ذهنی از چگونگی همخوانی و هم‌راستایی ویژگی اینفلوئنسر با ارزش‌های برند شماست که مهم‌ترین معیار نیز محسوب می‌شود. اصالت: یکی دیگر از معیارهای مهم در انتخاب اینفلوئنسر بحث اصالت است. یک اینفلوئنسر معتبر معمولاً با تعداد کمتری از برندها همکاری می‌کند، به نظرات خود احترام می‌گذارد و تنها مطالب مرتبط با حسابش را به اشتراک می‌گذارد. لازم است از اینفلوئنسرهایی که برای برندهای زیاد و نامرتبط با حسابشان تبلیغ می‌کنند، دوری کنید.   انواع همکاری‌ با اینفلوئنسرها چندین راه برای همکاری با اینفلوئنسرها وجود دارد که برخی از محبوب‌ترین آنها به شرح زیر است:   اشاره (منشن) اینفلوئنسرها تأثیر زیادی بر مخاطبان خود بر جای می‌گذارند، اگر آنها برندی را منشن کنند به‌احتمال‌زیاد فالوورهای آنها نیز برند را بررسی کرده و امکان دارد از آن نیز خرید کنند. منشن کردن برندها یکی از محبوب‌ترین راه‌های همکاری برندها با اینفلوئنسرها است.   نظر دادن درخواست کردن از اینفلوئنسرها برای نوشتن نظراتشان در مورد برندها یکی دیگر از مؤثرترین راه‌ها برای همکاری بین برند و اینفلوئنسرها است. مردم به اینفلوئنسرهایی که دنبال می‌کنند، اعتماد دارند بنابراین نوشتن نظرات مثبت یک اینفلوئنسر در مورد محصولات شما می‌تواند به‌طور قطع اعتبار برند شما را افزایش دهد.   اضافه کردن اینفلوئنسرها به حساب اینستاگرام دعوت کردن از اینفلوئنسرها برای اداره کردن حساب اینستاگرام و نیز به اشتراک گذاشتن پست‌ها برای شما یکی دیگر از راه‌های همکاری به شمار می‌رود. این روش نسبت به روش‌های قبلی محبوبیت کمتری دارد اما در افزایش تعداد کاربران حساب اینستاگرام به‌شدت تأثیرگذار است.   محتوای تولید شده توسط کاربر ایجاد محتوای جدید و مرتبط به‌صورت منظم و مداوم کاری دشوار است. باوجود الگوریتم‌های جدید اینستاگرام، خلق محتوای جدید و مرتبط نسبت به گذشته اهمیت بیشتری به دست آورده است. با توجه به این موضوع،‌ محتوای تولیدشده توسط کاربر یکی از مهم‌ترین روش‌های بازاریابی در اینستاگرام به شمار می‌رود. این روش نه‌تنها به شما امکان می‌دهد تا کاربران را با محتوای خود درگیر کنید بلکه به‌صورت مداوم جریانی از محتوای تولیدشده را نیز فراهم می‌کند که می‌توانید منتشر کنید. بسیاری از برندها ایجاد محتوا توسط کاربر را هدف قرار داده‌اند و بسیاری نیز از اینستاگرام برای این کار استفاده می‌کنند. در ادامه برخی از ترفندها را برای تولید محتوا توسط کاربر معرفی می‌کنیم: از مخاطبان خود بخواهید تا برند شما را تگ کنند و یا از هشتگ‌های شما استفاده کنند به کاربرانی که تصاویری را در کنار استفاده از محصولات شما از خود به اشتراک گذاشته‌اند، هدیه بدهید محتوای تولید شده توسط کاربران مرتبط با برندتان را دوباره به اشتراک بگذارید تا به کاربرانی که این محتوا را تولید کرده‌اند احترام گذاشته و اعتبار دهید   عملکرد و تأثیرگذاری خود را بسنجید بعدازاینکه ابتکارات بازاریابی خود را عملی و کمپین‌های بازاریابی را اجرا کردید باید عملکرد و میزان تأثیرگذاری آنها را ارزیابی کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا نقاط قوت و ضعف برنامه‌های خود را بشناسید و مسیر استراتژی بازاریابی را نیز توسعه دهید. ارزیابی عملکرد فعالیت‌ها در اینستاگرام هم می‌تواند توسط ابزارهای تحلیلی اینستاگرام صورت گیرد و هم از طریق سایر ابزارهای موجود انجام شود. ابزار تحلیلی اینستاگرام با نام Instagram Insights در حساب‌های کاری برندها در دسترس است که با کمک آن می‌توانید به سنجه‌های عملکردی پایه‌ای دست یابید؛ اما اگر می‌خواهید تجزیه‌وتحلیل پیشرفته‌تری برای سنجش عملکردتان انجام دهید و کمپین‌های خاصی را پیگیری کنید می‌توانید از ابزارهای تحلیلی استفاده کنید که امکان جاسوسی از رقبای تجاری تا تجزیه‌وتحلیل هشتگ‌ها را برای شما فراهم می‌آورد. بعضی از این ابزارها عبارتند از Iconosquare، Quintly، Minter.io. کسب‌وکارهای کوچک لازم است تا با توجه به بازار هدفشان، نوع محصول و مخاطبانی که دارند از بسترهای مختلف شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند و ویژگی‌های خاصی که دارند را نسبت به استراتژی‌های تدوین‌شده خود به کار گیرند. اینستاگرام با توجه به عکس‌محور بودن آن و نیز تعداد کاربران قابل‌توجه که میزان قابل‌توجهی از وقتشان را در این بستر می‌گذرانند- و نیز محبوبیت بالای آن در کشور،‌ از قابلیت‌های بالقوه و مهمی برخوردار است که به‌کارگیری درست آنها می‌تواند تأثیرات مثبتی بر عملکرد شرکت‌ها و کمپین‌های آنها بر جای بگذارد. منبع: influencermarketinghub.com  

ادامه مطلب
PWA
PWA چیست؟ و چگونه فضای وب را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

وب اپلیکیشن‌های پیش‌رونده در دنیای فناوری توجه‌ها را به خود جلب کرده است. این تکنولوژی در بازار جایگاه مناسبی به دست آورده و بسیاری از متخصصین در سرتاسر دنیا از آن بهره می‌برند. در این مطلب تلاش می‌کنیم تا به این دو سوال پاسخ دهیم: PWA چه ویژگی‌هایی دارد؟ و چگونه اثراتی از خود به جای می‌گذارد؟ PWAچیست؟ PWA مخفف عبارت وب اپلیکیشن‌های پیش‌رونده (progressive web apps) است. این عبارت اولین بار توسط گوگل در سال ۲۰۱۵ عنوان شد. بخش پیش‌رونده این تکنولوژی با رابط کاربری سروکار دارد که با گذر زمان برای ایجاد رابطه پیش‌رونده بین کاربران و اپلیکیشن مورد استفاده قرار می‌گیرد. موضوع چندان پیچیده نیست، PWA هنوز نوعی وب‌سایت است. PWA همانند یک اپلیکشین – تکنولوژی مبتنی بر مرورگر- به نظر‌ می‌آید. به عبارت دیگر یک کاربر می‌تواند به وب اپلیکیشن پیش‌رونده از طریق مرورگر – همانند دسترسی ما به سایر وب‌سایت‌ها – دسترسی داشته باشد. زمانی که یک کاربر آدرس این اپلیکیشن را وارد می‌کند سهولت کار با آن همانند سایر اپلیکیشن‌ها است با این تفاوت که لازم نیست آن را دانلود کرده و بر روی گوشی نصب کنیم. نکته دیگر که تکنولو‍ژی PWA را پیش‌رونده می‌کند، استفاده از کلمه اپلیکیشن است که آن را محدود به تلفن همراه نمی‌کند اما دسترسی‌های گسترده‌ای را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. این اپلیکیشن را می‌توان به خوبی بر روی کامپیوترهای شخصی استفاده کرد. بسیاری اوقات برای ما پیش آمده که بدون اطلاع از PWA استفاده کنیم. امروزه برنامه‌هایی مانند اینستاگرام به خوبی بر روی کامپیوتر شخصی کار می‌کنند، این یکی از بهترین تجربیاتی است که هنگام استفاده از وب اپلیکیشن‌های پیش‌رونده باید داشته باشید. وب اپلیکیشن پیش‌رونده چه کارهایی می‌تواند انجام دهد؟ امروزه تکنولوژی به حدی رشد کرده که وب اپلیکیشن‌های پیش‌رونده می‌توانند کارهایی که منحصر به اپلیکیشن‌های خاصی بود را انجام دهند. این کارها شامل دسترسی به دستگاه‌هایی است که دارای قابلیت‌های اصلی مربوط به کاربردهای اپلیکیشن مانند استفاده از دوربین، جی‌پی‌اس، استفاده از فایل‌ها، استفاده از میکروفن و غیره، هستند. این امر باعث می‌شود PWA در مقایسه با برنامه‌هایی که معمولا دارای باگ بوده و همراه با خطاهای زیادی هستند، راحت‌تر و قابل دسترس‌تر باشد. این عوامل باعث می‌شود شرکت توسعه اپلیکیشن‌های اندرویدی به تکنولوژی PWA علاقه‌مند شود. وب اپلیکیشن پیش‌رونده چگونه تاثیراتی برجای می‌گذارد تاکنون کاملا مشخص شده است که زمان بارگذاری هر داده‌ای در وب‌سایت، وب اپلیکشین پیش‌رونده از وب‌سایت‌های معمولی و اپلیکیشن‌ها که در سراسر دنیا استفاده می‌شوند، بسیار بهتر اجرا می‌شود. برای درک بهتر این موضوع به این نکات توجه کنید. ۱) حالت آفلاین این ویژگی یکی از خارق‌العاده‌ترین ویژگی‌های وب اپلیکیشن پیش‌رونده است که با کمک تکنولوژی و سرویس ورکر (service worker) در دسترس قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد. همیشه تمامی محتوا در وب اپلیکیشن پیش‌رونده با اولین بازدید و در مدت زمان اندکی از قبل باگذاری شده و پس از آن توسط جاواسکریپت به نمایش در می‌آیند. این دلیلی است که اپلیکیشن را در حالت آفلاین پویا و دسترس‌پذیر کرده است. پس از بارگذاری در اولین بار هرگز از سرور برای شما درخواست ارسال نمی‌شود. اما باید به خاطر داشت اگر در گذشته هرگز از آن صفحه بازدید نکرده‌اید، حالت آفلاین کارایی ندارد. برای فعال شدن این ویژگی باید حداقل یک بار از PWA بازدید کرده باشید. ۲) عملکرد صفحه اصلی این یکی از بهترین ویژگی‌هایی است که به کاربر تلفن همراه اجازه می‌دهد تا PWA را در صفحه اول تلفن همراه داشته باشد. زمانی که از PWA استفاده می‌کنیم، کاربر تحریک می‌شود تا آن را نصب کند. وقتی اپلیکیشن نصب شود برنامه به صفحه اصلی گوشی اضافه شده و زمانیکه مراحل خواسته شده انجام شود، طبق دستورالعمل کار می‌کند. نتیجه استفاده از وب‌اپلیکیشن پیش‌رونده امری نسبتا تازه و پیش‌رونده است، اما بسیاری از توسعه دهنده‌های نرم‌افزاری به کاربردهای آن توجه دارند و رشد آن را دنبال می‌کنند، همچنین گوگل توسعه آن را در اولویت قرار داده است. پژوهش‌های بسیاری در این حوزه صورت گرفته و گوگل اعلام کرده که در توسعه فناورانه مرتبط با آن سرمایه‌گذاری می‌کند. منبع: customerthink.com

ادامه مطلب
استراتژی بازاریابی وب‌سایت
استراتژی بازاریابی وب‌سایت برای افزایش نرخ تبدیل و مشتریان راغب؛ چگونه؟

راهنمای گام‌به‌گام تدوین استراتژی بازاریابی وب‌سایت در گزارش قبلی به معرفی استراتژی بازاریابی از طریق وب‌سایت پرداختیم و از اهمیت آن صحبت کردیم و گفتیم که تدوین استراتژی بازاریابی وب‌سایت را می‌توان در شش گام خلاصه کرد. گام اول تجزیه‌وتحلیل وب‌سایت بود که به طراحی سایت و تجربه کاربری همراه با نکات فنی سایت اشاره داشت. حال گام‌های بعدی را تشریح می‌کنیم. گام دوم: بهینه‌سازی وب‌سایت برای سئو دومین مرحله برای توسعه استراتژی بازاریابی از طریق وب‌سایت، بهینه‌سازی وب‌سایت برای سئو است. بعدازاینکه وب‌سایت خود را تجزیه‌وتحلیل کردید و جاهایی که در آن فرصت وجود دارد را شناسایی کردید، حال باید اطمینان حاصل کنید که سایت شما برای موتورهای جستجو نیز بهینه شده است. بهینه‌سازی موتور جستجو فرآیند ایجاد تغییر در طراحی و محتوای وب‌سایت برای جذاب‌تر شدن آن برای موتورهای جستجو است. در عوض، این کار به شما اطمینان می‌دهد که سایتتان در صفحه نتایج موتور جستجو (SERP) برای کلمات کلیدی و عبارات مرتبط نشان داده می‌شود. بهترین راهکارها برای بهینه‌سازی موتورهای جستجو غالبا هم‌راستا با تغییرات گوگل یا الگوریتم‌های جستجوی آن، صورت می‌گیرد. بااین‌حال، چند اصل وجود دارد که لازم است آنها را به‌کارگیرید تا مطمئن شوید كه وب‌سایت شما برای موتورهای جستجو بهینه شده است: تحقیق کلمات کلیدی – یکی از مهم‌ترین بخش‌های سئو، استراتژی تحقیق در مورد کلمات کلیدی است. ابزارهای متنوعی وجود دارد که می‌توان برای تحقیق در مورد کلمات کلیدی از آنها استفاده کرد اما ابزار کلمات کلیدی گوگل گزینه بسیار خوبی برای شروع است. این ابزار به شما کمک می‌کند تا کلمات جستجو مرتبط به شغل خود را پیدا کنید و بهتر بفهمید که چند نفر به‌صورت آنلاین این کلمات را جستجو می‌کنند. محتوا – پس از تهیه لیستی از کلمات کلیدی بالقوه، باید برنامه‌ریزی و نوشتن مطالب مرتبط با این کلمات کلیدی و عبارات را انجام دهید. هدف این نیست که محتوای خود را با کلمات کلیدی پر کنید، بلکه هدف نوشتن مطالب آموزنده و سرگرم‌کننده است که پس از نمایش آن در موتورهای جستجو، برای مخاطبان شما ارزش‌افزوده در پی خواهد داشت. بهینه‌سازی درون سایتی– علاوه بر استفاده از کلمات کلیدی در محتوای تولیدی، لازم است به عناصر دیگر حاضر در صفحه وب‌سایت مانند عناوین، توضیحات متا، تصاویر و برچسب‌های مرتبط نیز توجه کنید. هنگامی‌که این عناصر را در صفحه‌های مختلف ایجاد کردید آنگاه از استراتژی کلمات کلیدی برای تقویت سئو استفاده کنید. لینک‌سازی – لینک‌سازی یکی دیگر از جنبه‌های مهم (و بسیار پیچیده) بهینه‌سازی موتور جستجو است. موتورهای جستجو برای فهم اینکه آیا محتوای سایت شما باارزش است یا خیر؛ لینک‌هایی که به مطالب شما داده‌شده را بررسی می‌کنند. روش‌های مختلفی برای لینک‌سازی باکیفیت وجود دارد، ازجمله ثبت سایت در دایرکتوری‌های مختلف یا تولید محتوایی که افراد تمایل دارند به آن لینک دهند. در کل، با بهبود سئوی سایت می‌توانید برای رتبه‌های بالاتر در موتورهای جستجو با کلمات کلیدی مرتبط تلاش کنید. این کار به شما امکان می‌دهد تا برای نتایج قابل‌اندازه‌گیری، ترافیک مرتبط‌تری را به سایت خود هدایت کنید. اگر در تیم خود کسی را ندارید که بر روی سئو کار کند برای کمک به این بخش از استراتژی بازاریابی وب‌سایت لازم است شخصی را استخدام کنید. گام سوم: شروع بازاریابی محتوا مرحله سوم استراتژی بازاریابی وب‌سایت، توسعه بازاریابی محتوا است. بازاریابی محتوا فرایند ایجاد و انتشار محتوای ارزشمند و مرتبط است که به شما در جذب و درگیر کردن مخاطبان هدف کمک می‌کند. با فراهم آوردن محتوای جذاب برای مشتریان بازار هدف، می‌توان برای ایجاد و تقویت روابط مستحکم با سرنخ‌ها (مشتریان راغب) حرکت کرد. قبل از شروع به تولید محتوا، لازم است تا یک استراتژی محتوا تهیه کنید. این فرایند تعیین جنبه‌های مختلف برنامه محتوای شما است، جوانبی مانند: چه نوع محتوایی تولید خواهید کرد؟ محتوای شما بر روی چه موضوعاتی تمرکز خواهد کرد؟ چه کسی در تیم شما محتوا تولید می‌کند؟ هرچند وقت یک‌بار محتوای جدید منتشر می‌کنید؟ از چه کانال‌هایی برای تبلیغ محتوای خود استفاده خواهید کرد؟ پس از ایجاد استراتژی محتوا، می‌توانید یک تقویم تولید محتوا نیز تهیه کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا مرتباً محتوای باکیفیت خود را منتشر کنید. زمانی که صحبت از بازاریابی محتوای می‌شود، مهم است که موضوعاتی را انتخاب کنید که برای مخاطبان هدف شما مناسب و باارزش باشد. همچنین باید طیف وسیعی از مطالب مختلف مانند پست‌های وبلاگ، کتاب‌های الکترونیکی، اینفوگرافیک‌ها، فیلم‌ها و سایر محتوا را تولید کنید که می‌تواند به شما در ایجاد ارتباط قوی‌تر با مخاطبان کمک کند. گام چهارم: در شبکه‌های اجتماعی حضور فعال داشته باشید قدم بعدی در ایجاد استراتژی بازاریابی وب‌سایت حضور در شبکه‌های اجتماعی است. با بازاریابی شبکه‌های اجتماعی، شرکت شما می‌تواند میزان دسترسی آنلاین به مخاطبان را گسترش داده و درزمینه هدایت ترافیک باکیفیت‌تر به وب‌سایت، به شما کمک کند. اولین قدم برای ایجاد یک استراتژی شبکه‌های اجتماعی تعیین این موضوع است که کدام کانال‌های شبکه‌های اجتماعی را برای جذب و در گیرکردن مخاطبان خود به کار می‌برید. لازم به ذکر است که حضور در همه شبکه‌های اجتماعی ضرورت ندارد. در عوض، وقت و منابع خود را در کانال‌هایی که مخاطب هدف شما در آن حضور دارد، صرف کنید. هنگامی‌که مشخص شد که بر روی کدام بستر شبکه‌های اجتماعی فعالیت کنید، حساب کاربری‌تان را بسازید. مهم است که تصاویر و توضیحات برند تجاری‌تان باهم سازگار باشد. تا حد امکان پروفایل حساب کاربری را کامل کنید تا شانس خود را برای رتبه‌بندی در جستجوها بهبود بخشید. اکنون زمان آن رسیده است که در شبکه‌های اجتماعی حضورداشته باشید. ابتدا با مشتریان فعلی خود در شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کنید. حتماً لینک شبکه‌های اجتماعی را بر روی وب‌سایت و تأییدیه‌های ایمیل‌تان قرار دهید تا مشتریان و کاربران فعلی را به پروفایل شبکه‌های اجتماعی خود در وب‌سایت و ایمیل‌های تأیید خرید خود قرار دهید تا مشتریان فعلی و بازدیدکنندگان سایت بتوانند پروفایل شبکه‌های اجتماعی شما را ببینند و با شما ارتباط برقرار کنند. سپس می‌توانید با ارسال مطالب جذاب در مسیر رشد شبکه‌های اجتماعی حرکت کنید. علاوه بر به‌روزرسانی‌ها و تبلیغات کسب‌وکار، می‌توانید محتوای خود را از طریق محتوای قفل‌شده (gated content) یا لینک‌دهی به وبلاگ‌ها به اشتراک بگذارید. همچنین می‌توانید به محتوای دیگری که فکر می‌کنید برای مخاطب شما مفید است لینک دهید. هرچه محتوای باکیفیت‌تری تهیه کنید، امکان این‌که مخاطب هدف پست‌های تولیدی شما را بخواند و با برند تجاری شما در شبکه‎های اجتماعی درگیر شود، بیشتر است. گام پنجم: استفاده از بازاریابی ایمیلی بعدازاینکه کار خود را برای تولید محتواهای بیشتر و جذب فالوورهای شبکه‌های اجتماعی انجام دادید، می‌توانید استراتژی بازاریابی وب‌سایت را با بازاریابی ایمیلی ادامه دهید. بازاریابی از طریق ایمیل به شما کمک می‌کند تا در مورد محصولات و تبلیغات جدید اطلاع‌رسانی کنید و درعین‌حال ترافیک به سمت وب‌سایت خود هدایت کنید. قبل از شروع بازاریابی از طریق ایمیل، باید لیست مخاطبان ایمیل خود را تهیه کنید. چند روش مختلف برای انجام این کار وجود دارد. می‌توانید با آدرس‌های ایمیل مشتریان فعلی خود شروع کنید. سپس با گرفتن اطلاعات تماس جدید از فرم‌های سرنخی، لیست خود را کامل کنید. یکی از راه‌هایی که می‌توانید از طریق آن آدرس ایمیل سرنخ‌ها (مشتریان راغب) را جمع‌آوری کنید، ایجاد انگیزه‌ای ارزشمند برای آنها است. این انگیزه ممکن است یک پیشنهاد محتوای قانع‌کننده مانند کتاب الکترونیکی، فهرستی از محصولات یا راهنمای ویژه‌ای باشد که به مشتریان راغب شما کمک می‌کند تا نیازهایشان را بهتر درک کنند. می‌توان با طراحی صفحه فرود درازای دریافت رایگان کتاب یا هر محتوای دیگری، آدرس ایمیل کاربران را جمع‌آوری کنید. همچنین می‌توانید فرم آپت‌این (Opt-in) را به وب‌سایت خود اضافه کنید. چه از فرم‌های نوار سربرگ، پاپ‌آپ یا نوار جانبی استفاده کنید، می‌توانید از بازدیدکنندگان سایت خود بخواهید تا اطلاعات خود را در لیست ایمیل ثبت کنند تا جدیدترین خبرها و مطالب مرتبط با کسب‌وکار برایشان ارسال شود. همچنین می‌توانید دکمه فراخوان (CTA) را در برخی از وبلاگ‌ها یا صفحات دیگر قرار دهید و کاربران خود را برای ثبت‌نام در لیست ایمیل‌هایتان برای دریافت محتوای عالی تشویق کنید. گام ششم: برای تسریع چرخه فروش از تبلیغات پولی استفاده کنید گرچه ممکن است هدف این باشد که تا آنجا که ممکن است جستجوی ارگانیک را برای سایت به دست آورید، اما سئو سایت تا نتایج خود را نشان دهد زمان می‌برد. اگر می‌خواهید سرعت چرخه فروش را افزایش دهید، می‌توانید تبلیغات پولی را در استراتژی بازاریابی دیجیتال خود جای دهید. تبلیغات پولی می‌تواند به شما کمک کند تا بیشتر خریداران هدف خود را به سمت سایت خود بیاورید و سپس با بازاریابی محتوا و سایر عناصر استراتژی بازاریابی دیجیتال آنها را به مشتری تبدیل کنید. دو گزینه اصلی تبلیغات پولی وجود دارد که می‌توان در استراتژی بازاریابی دیجیتال از آنها استفاده کرد: تبلیغات کلیکی گوگل و تبلیغات شبکه‌های اجتماعی. شرکت گوگل از طریق گوگل‌ادز جایگاه تبلیغاتی در موتور جستجو را ارائه می‌دهد که این تبلیغات بر روی سایت‌های مرتبط از طریق شبکه نمایش گوگل به نمایش درمی‌آید.  هر دو نوع تبلیغات گوگل ادز (یعنی شبکه نمایش تبلیغات گوگل و شبکه جستجوی گوگل) می‌تواند به افزایش دیده‌شدن برند شما در اینترنت کمک کرده و بازدیدکنندگان بیشتری را به سایت شما هدایت کنند. محتوای گوگل‌ادز مستقیماً در صفحه نتایج موتور جستجو، دقیقاً بالاتر از نتایج ارگانیک برای عبارت جستجو، نمایش داده می‌شوند. این بدان معناست که وقتی کاربران عباراتی را جستجو می‌کنند که با کسب‌وکار شما مرتبط است، محتوای تبلیغی شما در بالای نتایج گوگل نمایش داده می‌شود. درحالی‌که آگهی شما در شبکه نمایش تبلیغات گوگل در صفحات وب‌سایت‌های مرتبط در قالب بنر در قسمت بالا، پایین یا اطراف صفحه‌نمایش داده می‌شوند. از تبلیغات شبکه‌های اجتماعی نیز می‌توان برای افزایش بازدید و جذب ترافیک بیشتر به وب‌سایت استفاده کرد. پلتفرم شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک ویژگی‌های پیچیده تبلیغاتی را در اختیار شما قرار می‌دهند که این امکان را می‌دهد تا از داده‌های کاربر استفاده کنید و افرادی را که به‌احتمال‌زیاد به برند شما علاقه‌مند هستند را هدف قرار دهید. سپس می‌توانید محتوای تبلیغاتی متناسب را به خریداران ایده‌ال ارائه دهید و آنها را برای بازدید از سایت ترغیب کنید. گام بعدی: پیاده‌سازی حال که با هرکدام از مراحل آشنا شدید، وقت آن است که مشخص کنید آیا شرکت شما برای اجرای مؤثر استراتژی بازاریابی وب‌سایت از زمان، منابع و دانش کافی برخوردار است یا خیر. در بیشتر کسب‌وکارهای کوچک، هرکدام از اعضای تیم در حال حاضر با تمام ظرفیت کار می‌کنند تا عملکردهای تجاری بدون نقصی را به وجود بیاورند. به همین دلیل است که بسیاری از مالکان کسب‌وکارها هنگام اجرای استراتژی وب‌سایت به دنبال حمایت‌های بیرونی و استفاده از آژانس‌های تبلیغاتی مختلف می‌روند. منبع: lyfemarketing.com

ادامه مطلب